اوضاع جبهۀ زبان ترکی در غرب ایران
اوضاع جبهۀ زبان ترکی در غرب ایران
نویسنده :محمد اردم
مقدمه
دوست عزیز آقای آیهان قیزیلآرسلان- که از اهل وقوف به احوال اقوام ترک ساکن نواحی غربی و مرکزی ایران محسوباند و این خطّهها را قدم به قدم سیاحت کردهاند- مطالبی درباب اوضاع اقوام و و زبان ترکی در این مناطق مرقوم داشته و به وبلاگ قوپونتولار ارسال داشتهاند. اطلاع من از مناطق مزبور موقوف و محدود به مطاوی کتب و رسالاتی است که اغلب یا قدیمیاند و یا مغرضانه تألیف شدهاند. این اطلاعات برای من حکم معلومات دستِ اوّل و بکر را داشت. لذا نشر آن را-با اجازۀ مؤلف-برای مراجعین و خوانندگان قوپونتولار هم مفید دانستم. در مطالب دستی نبرده ام الّا اصلاحات جزئی انشایی و تایپی. قبل از مطالعۀ متن اصلی اشارۀ مختصر به چند نکته را خالی از فایده ندیدم:
1. این متن به یک افشاگر کوتهبینی ماست. میدانم که محققین و روشنفکران ترک-آنان که به فرهنگ و زبان ترکی اهمیت و اولویت میدهند-آن قدر دغدغۀ خاطر دارند و با آن چنان موانع و عوایقی مواجهند که اغلب دردشان برای خودشان کافی است. اما فقدان حتی یک تحقیق میدانی و مشاهدهگرانه از اوضاع ترکان پراکندهیی که با تقسیمبندیهای سیاسی از بدنۀ جامعۀ بزرگ ترک ایران جدا شدهاند و تحت تأثیر تصمیمات مسئولین محلّی و مهاجرتهای مختلف و عدم دسترسی به ماتریالها و محصولات فکری و فرهنگی ترکی، به اضافۀ تبلیغات و فعالیتهای فرهنگی علیه زبان و فرهنگ ترکی، در اقوام مجاور حلّ و ذوب شدهاند و در آستانۀ انحلال و انجذاب قرار دارند، امری قابل دفاع نیست.
2. این تحقیق به ظاهر مختصر، علیرغم آنکه محصول سالها تحقیق و تفحص، گشت و گذار و پرس و جوهای محلّی است، فقط یک نقطۀ عزیمت و "چک لیست" محسوب میشود. از روی این مطالب فهرستوار، هر محقق ترک و غیرترک و بویژه محققین محلّی باید به تحقیقات عمیقتر و وسیعتر دست بزنند. بالاخص در حوزههای اسامی توپونیمیک-که آقای قیزیلآرسلان در این زمینه هم کار کردهاند- پیوستگیهای نَسَبی و قبیلگی با اقوام و ایلات ترک-امری که تا حدودی از اسامی فامیلی سکنۀ منطقه هم قابل استخراج است- و جمعآوری دادههای مربوط به لهجات و فولکلور منطقه کاری صورت نگرفته است. بالاخص اگر به قدمت سکونت اقوام ترک در این نواحی توجه شود؛ برای مثال نواحی اطراف نهاوند از عصر سلاجقه به بعد "مرغزار قراتکین" خوانده می شد.
3. همانطور که در جای دیگری در همین وبلاگ نقل کردهام، مرحوم گرهارد دورفر اشاره میکند که در آینده بزرگترین کشفیات در عرصۀ تورکولوژی در ایران اتفاق خواهد افتاد. با ملاحظۀ فقط قسمت کوچکی از حوزههای غیرمکشوف، مغفول و در معرضِ ریسکِ انقراض و هدم، فوریت تحقیق در این ساحتها هم آشکار میشود. برای مثال وقتی رسالۀ تحقیقات سرحدیۀ میرزاجعفرخان مهندس باشی (مشیرالدوله) را مرور میکنیم، بسیاری اسامی قراء و قصبات و عوارض جغرافیایی را میبینیم که اینک روی نقشهها و لیست اسامی تقسیمات کشوری مشاهده نمیشود. این احتمال وجود دارد که برخی از آنها خالی از سکنه شده و متروکه باشند. اما احتمال قویتر تغییر اسامی آنهاست. بویژه اسامی کردی متعددی در این مناطق مشاهده میشود که با سیستم اسمگذاری ترکی مطابقت دارند و بوی ترجمه میدهند. برای نمونه در همین رسالۀ تحقیقات سرحدیۀ اسمهایی به چشم میخورد که گاه شکل ترکی و گاهی اسم کردی برایشان ذکر میشود (مثلِ چیارش و کوه سیاه که ترجمۀ فارسی قراداغ / قراجه داغ است. ص 163).
این قبیل نکات و معلومات را مطلعین محلّی و بالاخص معمّرین تشخیص میدهند و بویژه اگر اسناد و قبالجات قدیمی هم وجود داشته باشد، اتقان و اعتبار بیشتری کسب میشود. امیدوارم که نسلِ جوان مجهز به تحصیلات و اینترنت-حتی همانهایی که لرزبان یا کردزبان شده اند- در تدقیق و تحقیق این حوزهها و عرصهها، نقش فعالتری ایفا کنند. برای نکات بیشتر در این باب به پُست "چه باید خواند؟ چه باید کرد؟" مراجعه شود.
آیا میدانستید تا همین چند سال پیش اکثریت مناطق بروجرد، نهاوند، تویسرکان، اسدآباد، کنگاور، صحنه و سنقر به زیان ترکی صحبت میکردند؟ اما امروزه بطور وحشتناکی همه آنها کرد، لک و لر شدهاند. نکته اینجاست که همه آن شهرستانها تقریبا در یک خط جغرافیایی قرار دارند. بطور مثال از جنوبی ترین آنها یعنی بروجرد شروع کنیم. در واقع مرز مناطق ترک نشین همدان یا اراک و ساوه نیست بلکه مرز مناطق ترک نشین تا دل لرستان و کرمانشاه و لرستان پهنا داشته و سپس منتهی به مناطق غرب اصفهان شده و تا جنوب ادامه دارد؛
1-بروجرد از زمان ورود سلجوقیان به مقر و یورت اصلی بیاتها تبدیل گردید و حتی بعد از سقوط سلجوقیان، بیاتها موفق به تشکیل یک حکومت نیمه مستقل محلی شدند که سرانجام توسط اتابکان لر از بین رفتند. آنها بعدها از حامیان اصلی صفویه بودند و اکثر اوقات حاکمان لرستان و ملایر از آنها انتخاب میگردید. در عصر قاجار بلوک بیات نیز از مهمترین بخش های بروجرد بوده که تماما به زبان ترکی صحبت میکردهاند. در این خصوص اعتمادالسلطنه مینویسد:
خاک بروجرد اولا منقسم به سه بلوک میشود و یکی از آن سه بلوک جاپلق است. و جاپلق را نیز چهار بلوک میباشد: بلوک حمزهلو، بلوک بیات، بلوک ایقرلو، بلوک پشته. زبان سکنه ترکی است. (اعتمادالسلطنه، مرآت البلدان، جلد4، صص 1876-1887 )
ناصرالدین شاه نیز در سفرنامه خود و به هنگام حضور در این مناطق به بلوک بیات اشاره مینماید. امروزه نام بسیاری از کوهها، رودخانهها و روستاها با اسامیترکی مزین هستند. اما متاسفانه اکثریت ترکهای بروجرد لرزبان گردیدهاند. البته در بعضی مناطق کماکان زبان ترکی استفاده میشود.
2- در شهرستان نهاوند روستاهای بسیاری هستند که هنوز به زبان ترکی صحبت میکنند روستاهای بخش خزل بیشتر ترک زبان بودهاند اما متاسفانه نسل جدید بسیاری از آنها لرزده شدهاند و به زبان لری صحبت مینمایند. از جمله فارسیان، عبدالملکی، گره چقا، گیوه کی، چشمه ماهی، محمودوند، عباس آباد، دره میرزا، زرین باغ، فیروز آباد سفلی، موسی آباد، امیرآباد، داریاب، کمالوند، قشلاق ولی الله، ادمان و...
3- شهرستان تویسرکان یورد اصلی طایفه تکلوها و بیاتها از زمان صفویها بوده و در دوره های صفویه، افشار و زندیه حاکمان همدان بعضاً از تکلوها انتخاب میگردیده است. در زمان شاهرخ خان افشار، نظرعلی خان تکلو و فرزندش مهرعلی خان تکلو حاکم منطقه میشوند مهرعلی خان تکلو مدعی پادشاهی ایران نیز بود و با کریم خان نیز وارد جنگ شد و بعد از شکست در قلعه ولاشجرد تکلو گریخت (آذر بیگدلی 372، گلستانه 147-150) اعقاب مهرعلی خان تکلو در عصر قاجار در شمار حکام و بزرگان بودهاند از جمله علی مرادخان سرتیپ و پسر او خدایارخان شهاب السلطان مقدم گل محمدی ج1 ص112).
مرکز تکلوها و لاشجرد و کنجوران بوده است ناصرالدین شاه نیز اشاره میکند که خوانین تکلو در ولاشجرد ساکن هستند(ص180). امروزه بسیاری از نام های خانوادگی تویسرکانیها اسامی طوایف ترکی مانند تکلو و بیات را دارا میباشند. متاسفانه امروزه تنها فقط چند روستا به زبان ترکی صحبت مینمایند. از جمله گشانی، سید شهاب، جرا، دره عثمان یا ساداتآباد امروزی، سوتلق، سنجوزان که به جز گشانی بقیه بشدت لرزده و کردزده شدهاند. یارمطاقلوها نیز از مهمترین ایلات ساکن منطقه هستند
4- در اسدآباد نیز امروزه زبان ترکی به شدت در حال عقب نشینی است و جای آن را بیشتر کردی میگیرد به طوری که بیشتر آنها برای ارتباط با دیگر روستاها نه از زبان ترکی و نه از زبان فارسی که از کردی استفاده میکنند. این منطقه یورت اصلی افشارها از زمان سلجوقیان بوده است حتی اوژن اوبن در زمان قاجار در سفرنامه اش مینویسد نواحی اسدآباد که ساکنانش را ترکان افشار تشکیل میدهند...... [ص. 62] اگرچه به نسبت وضعیت این منطقه و شهرستان بسیار بهتر از دیگر مناطق میباشد.
5- در شهرستان کنگاور که به کنگاور افشار معروف بوده به همراه اسدآباد یورت اصلی ایل افشار بوده است، امروزه بسیاری از روستاها نام ترکی دارند؛ خلج رود، سرخلج، کهریز، اران، قره بناس، قوره جیل، قارلق علیا، قارلق سفلا، قره گوز سفلی، قره گوز علیا و...
متاسفانه امروزه تنها کهنسالان قادر به تکلم به زبان ترکی هستند و همگی به زبان لری یا کردی یا فارسی صحبت مینمایند. برای نمونه روستای قارلق که دارای بیش از 4 هزار نفر جمعیت هستند و همگی متفق القول برآنند که اصالتا ترک زبان هستند، اما متاسفانه عدهی قلیلی قادر به تکلم زبان ترکی هستند. در کنگاور ترکهای یارمطاقلو نیز وجود دارند. تاثیر زبان ترکی در این منطقه به حدی است که سایت فرمانداری در این باره نوشته امروزه لهجه فارسی کنگاور نیز آمیزهای از ترکی، لری، کردی است (به نقل از سایت فرمانداری کنگاور). ناصرالدین شاه در سفرنامه خود و به هنگام گذر از کنگاور به افاشره اشاره میکند:
از دور جلگه کنگاور پیدا شد. امین نظام، عبادالله خان، حاجی محمدعلی خان، غلام علی خان برادر ساری اصلان که حاکم کنگاور است با جمعی از افاشره کنگاور آمدند
در قسمتی دیگر از سفرنامه مینویسد :
بحث علمی در گرفت. مهدی خان گاهی اظهار سواد میکرد. با اینکه ترک است، خوب بود بیکمال نبود (ص.64).
اعتمادالسلطنه نیز در خصوص کنگاور نیز میگوید:
روز بیست و یکم تشریف فرمای قصبه کنگاور شدند. راه پنج فرسخ سنگین بود. غلامعلی خان برادر صاری اصلان نایبالحکومه کنگور با جمعی از خوانین افشار به تقبیل رکاب معلی مفتخر گشتند.
6- شهرستان صحنه از لحاظ تاریخی شامل 4 قسمت حومه، خدابندهلو، دینور و چمچمال بوده است که تقریبا در تمامی مناطق آن ترک زبانها زندگی میکردهاند. در دهستان حومه چند روستای شاهسوننشین وجود دارد که امروزه نیز نام یکی از روستاها شاهسون است و یادگار ترکها درمنطقه. بخش خدابندهلوی این منطقه در شمال شهرستان صحنه واقع و منطقهای است کوهستانی با آب و هوای مناطق سردسیری. خدابندهلو، همانطوری که از اسمش مشخص است نامی است ترکی و یکی از شاخه های اصلی ایل بزرگ افشارها، این منطقه دارای 28 روستا میباشد(رزم آرا ج 5. ص285) (لازم به توضیح است که دو منطقه مهم و بزرگ دیگر در جغرافیای آذربایجان نام خدابنده لو دارند، بخش اعظم غرب همدان و شرق قروه و دیگری منطقۀ خدابنده لو زنجان که البته امروزه بصورت خدابنده آن هم با حذف پسوند ترکی لو از آن یاد میشود.)
ترک های منطقه دهستان خدابنده لو شهرستان صحنه امروزه تقریبا تمام به زبان کردی و لکی صحبت میکنند. البته تا چندسال پیش نیز در بعضی از روستاها به زبان ترکی صحبت میکردند. اما امروزه تنها بعضی از کهنسالان قادر به تکلم به زبان ترکی هستند. اگرچه بسیاری از اهالی نام خانوادگی خدابندهلو دارند. مینورسکی در همین خصوص و در مقاله صحنه در دانشنامه اسلام ( به زبان انگلیسی) اشاره میکند که 28 روستا از طایفه خدابنده لو در منطقه صحنه ساکن هستند. دیگر بخش شهرستان صحنه بخش دینور میباشد که در قسمت شمال غرب صحنه میباشد. این منطقه تاریخی از قدیمالایام و بالاخص از دوره سلجوقیان به بعد محل اسکان قبایل ترک بوده و امروزه نیز بسیاری از روستاها اسامی ترکی دارند. اگرچه بیشتر آنها به زبانی غیر از ترکی صحبت میکنند از جمله شوربلاغ، قروجنگ، کهریز، چشمه بیگلر، ینگیجه، قزل دره، گیچی دره، قره آغاج و..
دربخش چمچمال نیز که امروزه جز شهرستان هرسین میباشد چندین روستا با اسامی ترکی وجود دارد ایلخانی آباد، قره ولی، قملیجه و...
7- در شهرستان سنقر همانطور که نامش ترکی است از گذشته شهری کاملا ترک نشین بوده و بسیاری از روستاهای آن نیز ترک زبان بودهاند اما به مرور روستاها به زبان کردی صحبت میکنند و حتی در داخل خود شهر نیز جوانان کمتر به ترکی صحبت مینمایند.
1) من اسماعیل سالاریان صاحب این وبلاگ 7 کتاب چاپ شده ام 1-تمثیل و مثل 2- ناغیلار بوقچاسی 3- مثنوی یوسف و زلیخا به ترکی خراسانی 4- نگاهی به ادبیات ترکان خراسان 5- نگاهی به فرهنگ ترکان خراسان هست 6 -ترکی خراسان و قواعد آن و چند کتاب در زمینه زبان، ادبیات و فرهنگ ترکان خراسان آماده نموده ام که هنوز چاپ و نشر نشده اند.