ترکی ستیزی و احساس کهتری(2)
اشاره : این مقاله بخشی از سلسله مقالات «ترکی ستیزی و احساس کهتری» است که بخشهای مختلفی دارد. بر آنیم که انشاالله تمامی بخشهای دیگر از این سلسله مقاله را از روزنامهها و مجلات مختلف گردآورده، تدوین و تنظیم کنیم. به مرور همه را در وبلاگ خود قرار خواهیم داد. این سلسله مقالات بر اساس اصول روانشناسی و جامعه شناسی نگاشته شده است و راهگشای خیلی از هم زبانان ترک ما خواهد شد.
در زیر قسمت دوم بدنبال قسمت اول بخشی از مقاله دکتر حسین محمدزاده صدیق را که در ماهنامه پیک آذر در سال 1374 به چاپ رسیده است، و توسط داوری اردبیلی جهت انتشار آماده سازی شده است را می خوانید امید که مورد توجه و پسند قرار گیرد.
بدینگونه گوئیم که«ترکی ستیزی» در ایران که همسو و در راستای«اسلام ستیزی»پیش رفتهاست، ناشی از دو گونه«احساس کهتری» بوده است:
10. احساس کهتری مقطعی و گذرا
گونهای که شوونیزم آریامهری در گسترهی وسیع و طیف«ایران پهنای» ترکان ایرانی به ویژه قشر درسخوانده و فارسیآموختهی ترکان ایجاد کردهاست و مخصوصاً با پیدائی گروههایی«خودباخته و کم شعور» که اغلب فاقد حس وجدان ملّی و ناموس مردمی و شعور دینی و اجتماعی و آرمان بزرگ مردمی هستند، شوونیزم توانسته است تلقینات خود را به دستیاری «نوکران خودباخته شوونیزم» که از میان ترکان برمیگیرند گسترش دهد و خود کنار بکشد و تماشاگر باشد. چنانکه در رژیم منحوس پهلوی افرادی نظیر عبدالعلی کارنگ، سرهنگ شعار، منوچهر مرتضوی، احمد کسروی، یحیی ذکاء، رضا ملکزاده، ناصح ناطق، رعدی آذرخشی و دیگران که خود ترک بودند، برای پنهان ساختن و کتمان این احساس کهتری به نوکری شوونیزم درآمدند و به «دگردیسی» پرداختند و به امحاء و مسخره و ریشخند میراث فرهنگی و نوامیس قومی خود آغاز کردند و به دنبال افتخارات کذائی «دگر دیسانه» رفتند و بچههای خود را «فارس» کردند. و نتیجه آن شد که اکنون در ایران کلمهی «فارس» تهی از هرگونه مفهوم نژادی است و فقط معنا و مفهوم«زبانی» دارد در حالیکه پیش از تسلط شوونیزم پهلوی بر ایران، برادران و خواهران مسلمان فارس ما دارای پشتوانهی تاریخی قومی و نژادی بودند و تمدّن عظیمی را در جهان پی افکندهاند که مایهی افتخار ایرانیان مسلمان و از جمله مایهی مباهات ما ترکان مسلمان نیز است.
بدینگونه میبینیم که«شوونیزم آریامهری-پهلوی» نه تنها در مقابل ترکان غیرتمند و دورانساز و تاریخساز ایران، خود احساس کهتری واقعی میکردهاست، بلکه به قوم فارس نیز که قرنها دوشبهدوش ما ترکان ساییدهاند و پرچم اسلام را سرافراز و سربلند نگهداشتهاند،خیانت ورزیدند و لفظ «فارس» را تهی از معنای تاریخی و اسلامی خود کردند و سعی در این داشتند که «وحدت اسلامی ترک و فارس» را در ایران به هم زنند و اگر انقلاب اسلامی پیش نمیآمد، ترکان غیرتمند ایرانی به تنبیه ترکانهی شوونیستها دست میزدند و به تعصبات قومی و قبیلهای و باستانگرائی و شوونیستی نقطه پایان مینهادند و به برکت انقلاب اسلامی و رهبری داهیانهی امام راحل، شوونیزم واپس زده شد و منزوی شد و عنقریب به مزارستانی ضدانقلاب سپرده خواهدشد.
11. احساس کهتری واقعی و پایدار
گفتیم احساس کهتری مقطعی و گذرا در میان درسخواندههای ترکان ایرانی ایجاد شدهاست. و نیز تنها در قشری از«فارسی آموخته»های کم شعور و فاقد شرف و ناموس و وجدان ملّی و دینی که سبب شدهاست به میراث فرهنگی بازمانده از نیاکان خود و زبان توانمند و گرانجای ترکی بی اعتنائی نشان دهند و فرزندان خود را به بهانههایی نظیر«لهجه دار شدن»،«کاربردی بودن زبان فارسی»، «خوب درس خواندن در مدرسه» و در اصل به خاطر کتمان«احساس کهتری مقطعی و گذرا»، آنان را از آموزش زبان ترکی محروم میسازند و «ترکی ستیزی»میکنند.
اما «احساس کهتری واقعی و پایدار» از آن شوونیزم آریامهری است که او خود را واقعاً در مقابل مردم ایران بویژه ترکان غیرتمند، حقیر و کوچک و مجرم و گناهکار و سزاوار کیفر و تنبیه میشناسد. شبیه کسانی که دارای علتهای طبیعی- اجتماعی نظیر زشتی بیش از حد و نقائص بدنی که در بالا برشمردیم هستند و برای جبران این کمبود واقعی و پایدار خود به «جبران انتقامی» دست میزنند.
12- چهار رنج
شوونیزم آریامهری از یک «احساس کهتری واقعی» روانی رنج میبرد. مانند هر کودک یا نوجوان عاجز یا ناقص، گوژپشت یا لنگ، سنگین گوش و یا نزدیکبین، عقب افتادهی عقلی یا نحیف و کند ذهن، در برابر نارسائی خود، در واقع چهار بار رنج میبرد:
یک بار به این علت که در محیط خود، واقعاً در موقعیت کهتری است و بار دوم به این علت که عزتنفس قوم سرافراز فارس را جریحهدار میکند و بار سوم به این جهت که مورد تنبیه ترکان مسلمان قرار خواهدگرفت و بار چهارم به این سبب که فارسهای مسلمان از شوونیزم رویگردان خواهند شد و بیاعتنائی نشان خواهند داد. این نوع کهتری، بیشتر از انواع دیگر دردآور و در تمام عمر، گریبانگیر شخص است، زیرا که مقطعی و گذرا نیست بلکه واقعی و پایدار است.
13- ویژگیهای اخلاقی شوونیستها
هم از این روی شوونیزم بسیار بیرحم است. غیرت ندارد. منطق نمیشناسد. حیلهگر و دسیسهساز است. سفسطهپرداز و مغلطهباز است. بیشخصیت و ناجوانمرد است. از هر وسیلهای برای رسیدن به هدف بهره میجوید. عملگرا و پراگماتیست است. دین و آرمان ندارد. قابل اعتماد نیست. آشتی ناپذیر است. دشمن قسم خوردهی غیرتمندان و آرمانگرایان و دین مداران و خدامحوران است.
شوونیستها اگر از وطندوستی و پاس داشتن زبانفارسی و ادعاهایی نظیر آن نیز در ایران دم میزنند، فقط در راستای ترکی ستیزی عمل میکنند. چنانکه شوونیستهایی که در سالهای بعد از انقلاب ینگی به دنیا فرار کردند، اکنون در منزل خود به «انگلیسی آمریکایی» صحبت میکنند و دیگر فارسی را پاس نمیدارند!
«او. کلاینبرگ» در کتاب «روانشناسی اجتماعی» (social psychology) در باب این دوگونه احساس کهتری بحث میکند و نتیجه میگیرد که واکنشهای ناشی از احساس کهتری مقطعی و گذرا، قابل سرزنش و عقوبت نیست زیرا که هر فردی راغب و علاقهمند است در اجتماع خود مورد نظر واقع شود و نمیخواهد به شیوهی دیگری که اجتماع دیکته میکند عمل کند و در واقع به مناسبات حاکم بر اجتماع سازش میکند و به «همسان سازی» خود با اجتماع میپردازد و دوری از این همسانسازی (entification) را نوعی واپس روی و ارتجاع میشمارند و بدینگونه خود را تسکین میدهند و خود یا فرزندان خود را مشابه دیگران میکنند تا با احساس کمبود، ارزش خود را تباه نسازند.
و «آلفرد آدلر» معتقد است که اگر به کیفیات شخصیتی پیشین این نوع اشخاص که احساس کهتری مقطعی و گذرا دارند، بها داده شود و مناسبات موجود و واقعی اجتماع در هم بریزد، اینان به «کم شعور» بودن خود اعتراف خواهند کرد که «به دام افتاده بودند». اما همهی روانشناسان اجتماعی باتفاق واکنشهای کسانی را که احساس کهتری واقعی و پایدار روانی دارند، جرم و بزهکاری و جنایت به حساب میآورند که آشکارا علیه اجتماع به دشمنی میپردازند و معتقدند که رفتار آنان نسبت به همنوع خود کمتر از طراز رفتار ستیزهگرانهی جنایتکاران نیست و به علت دورویی و تنافق از آن نیز بدتر است.
قایناق : آجیان یارا
1) من اسماعیل سالاریان صاحب این وبلاگ 7 کتاب چاپ شده ام 1-تمثیل و مثل 2- ناغیلار بوقچاسی 3- مثنوی یوسف و زلیخا به ترکی خراسانی 4- نگاهی به ادبیات ترکان خراسان 5- نگاهی به فرهنگ ترکان خراسان هست 6 -ترکی خراسان و قواعد آن و چند کتاب در زمینه زبان، ادبیات و فرهنگ ترکان خراسان آماده نموده ام که هنوز چاپ و نشر نشده اند.