پسوند ها ی واژه ساز، در زبان ترکی
مقدمه : شما در سال های اخیر در زبان فارسی ( به شکل رسمی) و مقداری هم در زبان ترکی ( به شکل غیر رسمی ) شاهد ظهور کلماتی بوده اید که در تاریخ این زبانها سابقه نداشته است. کلماتی که جدیداً ساخته شده و برای ادای مفاهیم جدید یا جایگزینی با کلمات بیگانه و دخیل از آنها استفاده می شود. اگر شنونده ای کنجکاو برای یاقتن معنای لغوی این واژه های جدید الاحداث به کتابهای کلاسیک و یا لغت نامه هایی معتبر قدیمی نگاه کنید؛ هرگز آنها را نخواهد یافت. واژه هایی مثل « شهربانی »، « شهرداری»، « فرهنگستان » ، « خودرو »، « نگارنده»،« خودنویس» و« تعمیرگاه» که در دهه های گذشته وارد چرخه زبان فارسی شده است و همچنین کلماتی مثل « یارانه»،« پایانه»،«رایانه»،«پیامک»، « آسانبر»، «چاپگر»،« بهره وری » که در سالهای اخیر تولید شده اند؛ همگی کلماتی جدید با ساختاری جدید هستند. در زبان ترکی خودمان هم به کلمات مشابهی برخورده ایم. مثل؛ بیلگی سایار ( کامپیوتر) ، بیلیم یوردو( دانشگاه ) ، یازار ( نویسنده ) ، یازیچی ( نویسنده ، پرینتر ، چاپگر)، وطنداش،( هموطن) ، دینله ییجی ( شنونده ) و …
مسلّماً هر اهل زبان متفکّری درعصرارتباطات و تداخل فرهنگ ها به ضرورت واژه سازی درچهارچوب زبانهای ملی پی برده است. در دنیای امروز که مرز بین فرهنگها و زبانها درحال کم رنگ شدن است؛ ما محتاج تقویت زیر ساخت ها و کلمات زبان های مادری هستیم. زبانشناسان معتقدند زمان تولید کلمات «هسته» و یا «مادر» و تولید هر کلمه جدید به شکل بسیط سپری شده است. کلمات هسته یا مادر در هر زبانی قدیمی ترین کلمات آن زبان محسوب می شوند. این کلمات براسامی طبیعت، اندام های انسان، و یا بر اعمال و رفتار های او اطلاق شده است. مثلاً واژه « آب» در فارسی و « سو » در ترکی و … می تواند از قدیمی ترین کلمات باشد. به نظر زبانشناسان امروزه ساخت چنین واژه هایی غیر ممکن است؛ پس چاره چیست؟
چاره مشخص است؛ چنانکه درطول تاریخ انسان، اهل زبان این گونه کرده است. یعنی به جای ساخت واژه ی هسته، اقدام به ساخت کلمات مشتق و مرکب می نماید. با این حساب ما، چهار گونه واژه اسمی خواهیم داشت :
۱٫ کلمات هسته: مثل: سو، یئر، گوی، ال، باش،ائو، چؤل،قوش و …
۲٫ کلمات مشتق = ( اسم یا فعل + پسوند )
( یاز + ار = یازار )
( داغ + چی= داغچی )
( یول + داش = یولداش )
( چای + لاق = چایلاق )
۳٫ کلمات مرکّب = ( اسم + اسم )
( قارا + باغ = قارا باغ )
( آغ + داغ = آغداغ )
( بؤیوک + آنا = بؤیوک آنا)
۴٫ کلمات مشتق، مرکّب ( اسم یا فعل + اسم + پسوند )
( کتاب + ائو + ی = کتاب ائوی )
( بیل + گی + سای + ار = بیلگی سایار )
( بولاق + اوت + و = بولاق اوتو )
( قیز+ لار+ باغ + ی = قیزلار باغی )
چنانکه گفته شد، امروزه ساخت کلمات ردیف یک، غیر ممکن شده است و انسان اهل زبان، با استفاده ازپسوندها و پیشوندهای موجود در خود زبان با عاریت گرفتن از سایر زبانها ( چنانکه فارسی از عربی و ترکی به عاریت گرفته است) اقدام به ساخت واژه های جدید می نماید. اتفاقاً زبان ترکی ما ازاین نظر، یعنی ساخت واژه مشتق و مرکب یکی ازفعال ترین و خوش اقبالترین زبانهاست؛ چون اصلاً ذات گرامریک و نحوی این زبان پسوندی است؛ بنابراین با فعّال کردن پسوندهای آن، می توان بدون نیاز به وارد کردن پسوند ازسایر زبانها و برای جلوگیری ازاستفاده بدون چون و چرای اهل زبان از کلمات دخیل، اقدام به واژه سازی نمود. متأسفانه درسال های اخیر، زبان ترکی در بین ما با خطری مواجه است که به نظر می رسد؛ ازساخت هرگونه واژه جدید باز مانده است. منظور من از این بازماندگی نه در بین نویسندگان و دانشجویان بلکه درگویش و محاوره مردم عامی و معمولی است. اگردر سال های گذشته، شمّ فرهنگی و زبانی ترکان این سرزمین فعال بوده و برای هرموجود یا مفهوم تازه واردی از خزانه فولکلوریک و با تبعیّت از نحو زبان، کلمات جدید می ساخت؛ اما ما امروز شاهد به کما رفتن آن شم زبانی و واژه سازی هستیم.
ترکان درسده ها و سال های گذشته کلماتی مثل« توپ»،« توپ آتان»،« توپچو»،« گلن گئدن»،« ساخلو » (محل نگهداری سرباز و مهمات یعنی پادگان ) «یئل آتی»( دوچرخه )،« دیلماج» (مترجم)، «ائلچی»(سفیر، خواستگار)، «ائلچی لیک»( سفارتخانه ) و… می ساختند؛ ولی در سال های اخیربراثر عامیانه و غیر مدرسی، توهم شدن این زبان، شاهد تنبلی و عقب نشینی آن شمّ خلاق ذهنی و زبانی شده ایم. چرا علیرغم اینکه توده مردم، بهترین، راحت ترین و با مسمّاترین پسوندهای زبان مادری را برای ساخت واژه جدید دراختیار دارد؛ بی توجه به آن توانایی، کلمات دخیل را مثل نقل و نبات لقلقه زبان می کند؟
چرا واژه های جدید ترکی توسّط مردم ساخته نمی شود و اگر ساخته شده باشد چرا در کمترین مدّت ممکن، جایگاه خود را به دیگر کلمات دخیل می دهد؟ مثلاً معلوم نیست؛ کلمه « یاشیل» چه عیب معنایی و یا صعوبت تلفظی دارد که جای خودش را با کلمه « سبز» فارسی عوض می کند. اتفاقاً کلمه سبز به علّت التقاء ساکنین و در کنار هم قرار گرفتن دو صامت ( بی صدا) تلفّظ سخت تری نسبت به یاشیل دارد. تازه کلمه یاشیل به لحاظ معنا در ذهن عامه اهل زبان با مسمّاست. چون با کلمات « یاش» [تری و آب ]، یاشا [ زنده باد]، یاشار [ جاویدان ]، یاشاییش [زندگی] همریشه و هم خانواده نیزاست. همچنین زمستان (به جای قیش ) ، تابستان ( به جای یای)، طلای عربی ( به جای قیزیل ) و …
با این مقدمه به سراغ نمونه هایی از پسوندهای زبان ترکی می رویم که به نظر می رسد بهره برداری و به کاربری آن ها در غنا و واژه سازی ترکی بسیار مؤثر خواهد بود.
پسوندها در ترکی به آخر" بن" یا ریشه و یا هسته افزوده می شوند و واژه های جدید می سازند. چنانکه هر کس با یادگیری کامل این پسوندها می تواند راحت واژه های جدید براساس احتیاجات روزمره بسازد و به سبب قرار گرفتن زبان ترکی در گروه زبانهای پسوندی پسوند های زیادی در این زبان وجود دارد که ما به چند نمونه از آنها اشاره کردیم در ذیل چند نمونه از پسوند های دیگر آورده شده است.
۱-پسوندهاي تصريفي : بعضي ازپسوندها در ماهيت و ذات كلمه تغييري ايجاد نمي كنند، مانند پسوند جمع «لار». كلماتي مانند «آغالار، باجيلار» از ريشه اصلي خود دور نشده اند و همان معناي «آغا، باجي» را حفظ كرده اند. به عبارتي رابطه نزديكي بين ريشه و كلمه جديد وجود دارد. اين نوع پسوندها را «پسوندهاي تصريفي» مي ناميم. پسوندهاي تصريفي جهت آماده سازي كلمات براي انجام نقش گرامري و ايجاد همبستگي ميان عناصر مختلف كلام مورد استفاده قرار مي گيرد. اين نوع پيوند یا پسوندها كاري به معناي كلمه ندارند و آنرا ازماهيت اصلي دور نمي كنند. يعني ضمن انجام وظيفه خود، ذات و ماهيت ريشه را حفظ مي كنند. اين نوع پيوندها حالتي گذرا و موقتي دارند و دامنه شمول آنها گسترده است. ازجمله پسوندهاي تصريفي در توركي مي توان گفت:
اسمي : پسوندجمع، پسوندهاي ملكي، پسوندهاي حالت، پسوند استفهام. فعلي : پسوندهاي وجه ، زمان ، شخص.
۲-پسوندهاي توصيفي : دركنار پسوندهای تصريفي، پسوندهائي هم وجود دارند كه ذات و ماهيت ريشه را تغيير مي دهند و جزو ذات كلمه جديد مي شوند. در پسوندهاي تصريفي ديديم كه قيزلار، منيم ، سنين و ... نمي توانند كلمه جديد باشند ولي دراينجا پسوندي مانند «ار» در «آچار» كلمه جديدي ساخته است كه هرچند خويشاوندي با ريشه «آچماق» دارد ولي يك هويت جديد و مستقل از ريشه خود دارد. اينگونه پسوندها «توصيفي» هستند. اين پسوندها مانند پسوندهاي تصريفي ، گذرا و موقتي نيستند و براي هميشه با كلمه جديد مي مانند ولي دامنه شمول كمتري نسبت به تصريفي دارند. مثلاً در آنجا پسوند «لار» به انتهاي هركلمه اي مي آيد ولي دراينجا «ار» به انتهاي هر كلمه اي نمي تواند بيآيد.
همانطور كه ذكر شد ، اين نوع پسوندها مي توانند فعل را به اسم و بالعكس تبديل كنند و از اسم يا فعل، اسم و فعل جديد بسازند.۳-توالي پسوندها در تركي: اصل توالي پسوندها از ويژگي هاي بارز زبان تركي است. به تسلسل پسوندها دراين كلمات دقت كنيد: «باشاريقسيزليغيميزداندير، يويونمالييام، سوسوزلاميشام ، آلاجاقليسان » چرا نمي توان گفت: «باشاريقليغسيزيميزداندير، يويونلي ماييم ، سوسوزميشاملا، آلالياجاقسان »؟ براي اينكه پسوندها در تركي داراي قانون و روشي جهت تسلسل و پشت سر هم قرارگيري هستند.
طبق اين اصل: «هرچه دامنه شمول و حدود عمل پسوندها محدودتر باشد، به ريشه نزديكتر و هرچه عامتر و گسترده تر باشند، از ريشه دورترخواهند بود». با پذيرش اين اصل و با عنايت به تعريف پسوندهاي تصريفي و توصيفي مي توان نتيجه گرفت كه پسوندهاي توصيفي درچسبيدن به ريشه در اولويت قرار دارند. چراكه دامنه شمول محدودتري دارند. لذا « آل + اجاق + لي » صحيح و « آل+لي+آجاق» اشتباه است.
غير از بحث تقدم پسوندهاي توصيفي بر تصريفي، در ميان خود اين پسوندها نيز تقدم و تأخر وجود دارد. مثلاً در انواع پسوندهاي تصريفي، پسوند جمع بر پسوند ملكي مقدم است. لذا «قيزلارين» صحيح است و «قيزينلار» اشتباه.۴- پسوند واژه ساز فاعلی شغل و نسبت « چی ، چو، جی ، جو»
این پسوند یکی از فعّال ترین واژه سازهای زبان ترکی است که وارد زبان فارسی(گر) هم شده است . اهل زبان باید با استفاده از این واژه ساز کلمات مورد نیاز خود را بسازند ؛ بدون اینکه نیازی به وارد کردن کلمات لازم از زبان دیگری باشند. پیشنهاد می گردد که کلمات جدید زیر در چرخه زبان ترکی قرار گیرند. ( اگر چه ما می توانیم به اندازه نیاز در هر نهانی خودمان این کلمات را به کار بریم )
– شکسته بند = سینیق چی
– شوپر ، راننده = سوروجو
– چاپگر = یازیچی
– آفریننده = یارادیجی
– کامپیوتریت = بیلگی سایرچی
– دانش آموز، دانشجو = اؤیرنجی
– ماهیگیر = بالیقچی
– هیزم شکن = اودونچو
– انگورکار= اوزومچو
- بیچینچی (دروگر)، قاپیچی (دربان)، سودجو، داشیچی، یوُلچو ...
لازم به ذکر است پسوند واژه ساز تابع قانون هماهنگی اصوات که یکی از قوانین اصلی زبان ترکی است می باشد به این خاطر به اشکال (چی، چو، چو)، می آید. همچنین چی « چو» در پروسه تغییرات واجی به شکل « جی» نیز « جو» نیز گفته می شود .
۵- پسوند واژه ساز(صفت ساز) «گین/ گون/ غین/ غون »
این پسوند از واژه سازهای کاربردی و بسیار فعال ترکی می باشد. این پسوند از بن فعل یعنی امر مفرد صفت می سازد. امروزه اهل زبان متاسفانه از این واژه ساز کمتر بهره می برند. و علت آن عدم شناخت کافی عوام و خواص از قدرت واژه سازی زبان ترکی است. ما با استفاده از آن می توانیم علاوه برحفظ کلمات قدیمی، برای کلمات و اصطلاحات نوین معادل ترکی بسازیم؛مثلا:
- سول+ غون= سولغون
- یور + غون= یورغون
- داش + غین= داشغین
- دول+ غون = دولغون
- دوش + گون = دوشگون
- بیل + گین = بیلگین(دانا)
۶- پسوندهای اسمی: پسوندها هم ممكن است به انتهاي اسم بچسبند و هم درانتهاي يك فعل پديدار شوند. (منظور از اسم به معناي عام يعني اسم، صفت، عدد و ... است) نقش و وظيفه كلمه جديد متفاوت خواهد بود. مثلاً از الحاق پسوند «يم» به انتهاي فعل «دؤزمك » (شكيبائي كردن) مي توان به كلمه جديد «دؤزۆم» رسيد كه يك اسم به معناي شكيبائي و صبر است. يا از چسبيدن پسوند «يون» به انتهاي مصدر «يوماق» (شستن)، به مصدر جديد «يويونماق» (استحمام كردن) مي رسيم.
پسوندها ازاين نظر در چهار شكل ظاهر مي شوند:
الف : اسم + پيوند = اسم (مانند : يۏل + چو = يۏلچو)
ب : اسم + پيوند = فعل (مانند : ايش + له = ايشله)
ج : فعل + پيوند = اسم (مانند : بؤل + وم = بؤلۆم)
د : فعل + پيوند = فعل (مانند : بيش + ير = بيشير)
۷- پسوندهای گوناگون:
آر/ اَر : (آم/ اَم) بعد از اعداد علامت عدد توزیعی است. بیره ر- بیره ر (یکی- یکی) به صورت شر/ شار نیز می آید : ایکیشر : به هرکدام دو تا. در ترکی به صورت ام/ آم نیز مشاهده شده است .آن/ ان : درچند کلمه معدود به صورت علامت جمع مشاهده شده است. اوُغلان، اره ن، اؤزه ن، که البته تا جایی که من اطلاع دارم فقط کلمه اول یعنی "اوُغلان" به کار می رود.
چا/ چه (جا/ جه) : معانی متعددی را افاده می کند از جمله علامت تصغیر (مثل: باغچه، طاقچه) قیزیلچا، اونلوجا، بالاجا، کولچه ...
چاق/ چک (جک) : ایستی جاق > سیجاق (در ترکیه به معنای گرم به کار می رود.)، قوُلچاق، یانچاق
جبق/ جوق (جیک/ جوک) : عمدتا علامت تصغیر است و معانی دیگر را نیز افاده می کند: سوجوق، ائوجیک، بالچیق
چیل/ چیل(Çıl) (جیل، جول) : مفهوم گرایش را افاده می کند و نشان تمایل به چیز خاصی است: ائوجیل، اؤلومجول، آدامجیل(با I کوتاه)، قینچیل(با I کوتاه)، معادل پسوند "باز" فارسی است.
چین/ چین(Çın) : در اسامی پرندگان مشاهده می شود. بعید نیست صورت دیگری از پسوند قبلی بوده باشد. بالیقچین (مرغ ماهی خوار)داق-ده ک-دا : از پسوندهای نسبتاً رایج است: زوولداق (سرسره-لیز) فیریلداق (حیله-دروغ) بایداق-بیرق (پرچم) چکیرده ک> چرده (هسته) گرده ک (حجله) شیریلداق (آبشار) قیغیرداق (غضروف) خوده ک (وردست چوپان).
امروزه: ایشیلداق (نورافکن-پروژکتور) شاقیلداق (موشک-بمب-بمب صوتی) و کلمات زیر به احتمال زیاد با حذف قاف این پسوند به وجود آمدهاند: آیدا(نام دخترانه)سئودا(عشق-نامی دخترانه) و .......مثال دیگر: "آلادماق/آلاتماق_ گول خوردن" و "آلداتماق_ گول زدن" می باشد که ، درکلمه "آللادماق(آل+لا+د+ماق)" در اینجا"آل" ریشه کلمه "لا" پسوند فعل ساز "د" پسوند متعدی ساز و "ماق" پسوند مصدرساز است.
دام/ دم : تانگیریده م(الهی، متعادل)، یؤنده م، اردم، گونده م.
داش/ دش : پسوند معیّت است. یوُلداش، یئردش، قارینداش> قارداش، یئمکدش، یورتداش، یانداش ...
دوز : آندوز، ارن توز (ستاره میزان)، احتمالا کلماتی همچون اولدوز، سولدوز، گوندوز نیز دارای این پسوند هستند.
راق/ ره ک : در اصل علامت تفضیل است. یاخشیراق (بهتر)، یاخینراق (نزدیکتر)، آزاراق (کمتر) و لیکن به صورت پسوند اسم ساز نیز در برخی کلمات دیده می شود.
ز : علامت جمع و یا افاده کثرت است در کلمات : بن (من) >بنیز >بیز (ما)، سن (تو) >سنیز >سیز (شما)، ایکیز (دوقلو)، اوچوز (سه قلو)، دؤردوز (چهار قلو) و... در آخر اسامی اندامهای زوج بدن گؤز، دیز و... و در آخر برخی اعداد سکّیز و ... مشاهده می شود.
ساق/ سک(سوق) : با افاده مفهوم گرایش و تعلق در کلماتی چون: باغیرساق، قورومساق، قورساق، ساریمساق، تانسوق ... آمده است.سال/ سول : پسوند تعلق و انتساب است در کلماتی چون: یوُخسول، قوُمسال ... امروزه: گؤگسل، قوتسال، وارسیل ...
سیز/ سوز : پسوند نفی است و در مقابل لی و لو که پسوند دارایی هستند. یوُلسوز، قوُلسوز، ائوسیز، دیلسیز، آیاقسیز.
ش : پسوند انتساب ایضا تصغیر است. گؤیوش (آدم چشم زاغی)، گونش (آفتاب)، ککش (الکن)، کوُروش (مردک کور) ... و در اسامی فاطمه >فاطیش، محمد >ممیش، رقیه >روقوش ...احتمال دارد در برخی موارد قدیمی این پسوند محرّف پسوند قدیمی تر باشد. برای مثال ساغدیش.شین : در مورد رنگها: آغشین (سفیدفام، شیری رنگ)، قاراشین (سیاه فام، به رنگ شب). احتمالا محرف پسوند چین است که پیشتر اشاره شد.
قارو/ گرو : پسوند قدیمی برای افاده مفهوم جهت بوده و به معنای ((به سوی...)) آمده است مرخم آن به صورت آری/اری امروزه باقی است. برای مثال ایچه ری، یوخاری.
قاق/ گک : پسوند قدیمی است. مرخّم آن به صورت آق/ اک امروزه باقی است. برای مثال یاناق، قولاق
قان/ گن : علی الاصول پسوند اسم ساز فعلی است. ولی با بن اسمی هم مشاهده شده است. مثل: یئتیگن و امروزه: اوچگن(مثلث)، انگین(وسیع) ...
قو/ گی/ گو : ایضا پسوند اسم ساز فعلی است که ندرتا با بن اسمی هم مشاهده شده است.
قیل/ گیل : پسوند اسم ساز فعلی است با اسم نیز مشاهده شده است.
که/ گه : درکلماتی چون: اؤپکه، سیرکه، جرگه، کوکه
کی/ کو : در اصل برای افاده موقعیت اسم در زمان یا مکان بوده است. اوزده کی(رویین، بالایی، فوقانی)، اورداکی(متعلق بدانجا، واقع شده در آنجا، آنجایی)... بعدا برای افاده مالکیت و انتساب و تعلق چیزی به شخص یا چیزی نیز به کار رفته است. سنینکی : مال تو، بیزیمکی : مال ما، دوننکی : دیروزین، قدیمی... این پسوند را نباید با حرف وصل: کی(که) دخیل از فارسی اشتباه گرفت. این "کی" اغلب حذف می شود و کاربرد کمتری دارد. مانند:1) او کیشی کی گؤردون، قارشیم دیر.
گؤردوگون (گؤردویون) کیشی، قارداشیم دیر.
2) او کتاب کی گؤی جلدی وار، صمد وورغون شعرلری دیر.
گؤی جلدی اولان کتاب، صمد وورغونون شعرلری دیر.
3) او قیز کی گلدی، فوق لیسانس دیر.
گلن قیز، فوق لیسانس دیر.لا/ له : در اصل از بن ایلمَک قید است ولی در برخی کلمه ها به صورت پسوند اسم ساز مشاهده می شود. مثل بیرله> بیله(باهم، متحدا- با وجود این، معهذا)، آیلا(هاله)
لی/ لو : پسوند دارندگی است (در مقابل پسوند نفی سیز) ائولی، بوُللو، دیللی، آرالی ...
این پسوند در قدیم دارای صامت کامی آخر (لیق/ لوق) بوده است. از این رو مرخم پسوند لیق/ لوق باید باشد.
لیق/ لوق : (لیک/ لوک)(ایضا لاق/ لک) معانی متعددی را افاده می کند از جمله اتصاف و دارندگی : قوللوق، بوُللوق، آیلیق، ایللیک، اتلیک، سودلوک، قیزلیق، چایلاق، اوُتلاق ...پسوندهای جمع : اگردر کلمه ای یکی از دو حرف آخر آن قالین سسلی باشد، باپسوند "لار" جمع بسته می شود و مانند: اوغلان که جمع آن می شود:جمع اوغلانلار> و قیز/ Qız دختر که جمع می شود،قیزلارو همچنین قیزه به دختر، و قیزدان از دختر و ...خواهدبود.
توجه داریم که اگر درکلمه ای یکی از دو حرف آخر آن اینچه باشد، با پسوند "لر" جمع بسته می شود و مانند گئچی (بز) که جمع آن می شود گئچی لر، به همین ترتیب پسوندهای دیگر گئچی یه، به بز و....پسوندنهای فاصله : با توجه به حرف های صدا دار و بی صدای آخر کلمات پسوندنهای "چن"، "چان"، "دا"، "ده" "نا"، "نه" و ...به آخر کلمات اضافه می شوند.
بجنورددان (از بجنورد) بجنورددا (در بجنورد)
مشهددن (از مشهد) مشهده (به مشهد)
بجنورددان، مشهده چن 250 کیلو متر دی.
مشهد دن بجنورددا چان 250 کیلو متر دی.پسوندهای سَلب و نفی : درزبان ترکی کلمات مختلف بوسیله کلمات دئگیل، یوخ و حروف اضافه " مز، ماز، مه، ما، سیز، سوز، می، مو، و...." نفی می شوند
پيوند شرط: ما با توجه به ظریف یا خشن بودن حروف صدادار کلمه از دو پيوندسا (sa) و سه (sə ) یکی را برای شرطی کردن کلمات انتخاب می کنیم .
1) من اسماعیل سالاریان صاحب این وبلاگ 7 کتاب چاپ شده ام 1-تمثیل و مثل 2- ناغیلار بوقچاسی 3- مثنوی یوسف و زلیخا به ترکی خراسانی 4- نگاهی به ادبیات ترکان خراسان 5- نگاهی به فرهنگ ترکان خراسان هست 6 -ترکی خراسان و قواعد آن و چند کتاب در زمینه زبان، ادبیات و فرهنگ ترکان خراسان آماده نموده ام که هنوز چاپ و نشر نشده اند.