lalaee 

نخستین نغمه و سخنان موزونی که انسان در زندگی خود با آن آشنا شده، لالایی های مادرانه هستند. لالایی ها نغمه هایی هستند که شاعران گمنامی دارند و حتی در دورافتاده ترین روستاها توسط افرادی گنمام سروده می شوند. شاید به جرات بتوان گفت که سابقه لای لایی ها که بخش مهمی از ادبیات شفاهی است به آغاز آفرینش انسان بر می گردد.

لای لایی مادران تورک خراسان در قالب شعری است آهنگین، ملایم، مطبوع و روح نواز که به وسیله آنها، برای آرامش روحی و خوابانیدن کودک خوانده می شوند. درون مایه و مضامین لالایهای تورکی خوراسانی مفاهیمی از قبیل: شادی، اندوه ، گله و شکایت، محبت و عطوفت، اعتقادات مذهبی و مسائل اخلاقی دربرمی گیرد. درلالایی های ترکهای خوراسان آنچه مشاهده می شود، جنبه های مثبت تعلیم و تربیت است. اگرچه کودک به مفاهیم لالایی توجه ندارد، همان لالایی ها درحقیقت القاء طرزتفکر، بینش و فرهنگ و بیان عاطفی ترین احساسات قلبی، توسط مادر به کودگ است. همانطور که پست های نمونه لالایی های فوکوریک ترکهای درگز و قوچان نیز گفتیم لالایی های تورکهای خوراسان دارای ویژگی هایی به شرح ذیل دارند:

1-از آهنگی مطبوع و روحبخش برخودارند.

2-به وزن و قافیه تا حدودی توجه شده است. البته به خاطر خود جوش بودن آنها و اینکه اغلب لالایی ها توسط مادران تورک از روزگاران گذشته سینه به سینه نقل شده ، و به زمان حال انتقال یافته دارای وزن واحدی درآنها مشاهده نمی شود.

3-لالایی ها دراغلب موارد با حرکات موزون نمایشی همراه است. مثلا، با تکان دادن گهواره یا به هنگام خواندن لالایی حزن آور و یا شاد، چهره ء مادر هم گرفته و یا متبسم می شود.

4- مفاهیم اخلاقی و عقیدتی درمضمون لالایی ها که برخاسته از فرهنگ، آداب و رسوم تورکان خوراسان و نگرشهای آنان به جامعه است به وفور دیده می شود.

5- استفاده از کلمات محاوره ای و گفتاری در لالایی ها که برای کودکان تورک خوشایند و دلپذیر است معمول می باشد.

 نمونه لالایی های مادرانه فولکوریک ترکهای بجنورد:

دراین بخش خلاصه وار لالای هایی که از مرحوم مادر و مادربزرگم دردهه سی که برای فرزندان و نوه های یشان می خواندند شنیده و یاداشت کرده ام با تغییرات جزئی می آورم. این گونه لالایی های در اکثر نقاط خراسان بزرگ معمول است امید مورد توجه قرارگیرد.

 بیشتر آرزوهایی که والدین نسبت به فرزندان خود دارند آنرا با لالایی بیان می کنند. بدون شک وقتی کودک بدنیا می آید و حتی قبل از آن والدین نسبت به کودکان خود ارزوها و افکاری در سر می پرورانند و انقدر این آرزوها برایشان شیرین است که درجمع از باز گویی آن لذت می برند و باز ارضاء نشده خیلی وقتها برای آن نغمه هایی می سرایند و با این کارشان نوع شادیها و آرزوی خود را درزمان زیستشان به آیندگان می رسانند که شاید والدین های نسل های بعد دراین آرزوها مشترک باشند گرنه حسنش این است که با آرزوهای نسل های قبل آشنایی پیدا می کنند.

یکی ازاین آرزوهای که خوشبختانه نسلهای مختلف درآن مشترک بوده اند زبان بازکردن کودکان است. برای هیچ پدر و مادری روزهایی که کودک برای اولین بار زبان باز می کند فراموش نمی شود، روزهایی که تنها کلمه برای تمام خوراکی ها کلمه "قاققا" و برای تمام زخم ها " اوفو " و برای بیان تمام زشتی ها " اخی" از زبان کودکان شنیده می شود. این روز ها برای والدین روزهای مهمی به شمار می روند به طوریکه می سرایند:

لالای بویونگ تورسون بالام، دیلین آچیلسون بالام

من اٶتئریم سن دانیش ، شیرین شبرین سئز بالام

 

لای لای دئییم ائز بــــالام، قاشـــئی قره گئز بـــالام

دیلین بالدان شیرین دئ، دوداغینـــدا سئز بالام

 ( کئز=گـــــؤز/ اٶتئریم = اٶتوریم / سئز = سؤز/ ائز= اؤز /قره=قارا ).

آرزوی دیگر والدین که باز مثل زبان بازکردن کودکان برایشان مهم است و آنرا نیز جزء روزهای فراموش ناشدنی زندگی خود به حساب می آورند، روزی است که کودکان به اصطلاح با "توت، توت" و "توت گلدیم آی توت گلدیم" والدین تشویق و شروع به راه رفتن کودک می کنند. این آرزوها با شمارش روزها این گونه بازتاب پیدا می کند:

خیرلاردا باتانگ سن ، هر گیندن تزه اولانگ سن

قوربان اولوم اوگینه ، آیاق توتتنگ گزه نگ سن

(توتُ توت/تاتان، تاتان/ گین= گون/)

بدون شک، بزرگ شدن فرزندان و خوشبختی آنان از دیگر آرزوهای والدین است. آنان تمام تلاش و کوشش خودرا برای خوشبختی فرزندان خود انجام می دهند. اگر چه درمسیر قدکشیدن کودکان و بزرگ شدن آنان آنقدر مشکل وجود دارد که فراغت و استراحت و آسودگی را از والدین می گیرد، اما با این همه قد کشیدن برای پدر و مادران شیرین است که سبب شده تا بسرایند و بگویند:

لالای دئدیم، یاتنگ بالام ، توورنگ باش آتنگ بالام

بالا چکنگ ناز بوینگ، بویا ،یاش یاشنگ  بالام

و یا آرزو و لذت بازی کردن کودکان و ایجاد سر و صدایی که سکوت هر خانه ای را می شکند و گاهی ساعتها والدین را مشغول می کند باعث شده این لالای را بسرایند:

لایلای دئدیم بیلنگ سن، تادیله دیشنگ سن،

بوی بویا چکنگ سن، اوینایان، گول اولانگ سن.

والدین با تمام این خوشی ها و نا خوشی های فرزندان خود زندگی می کنند با گریه ی آنها دلگیر و با شادی هایشان شاد می شوند. با این تفاوت که گذر زمان انان را پیر تر و فرزندانشان را نیرومند تر می کند و پدران و مادران که خود می دانند گذر زمان نیروی آنان را تضعیف می کند و چنین روزی را بنا به طبیعت زندگی شان می بینند پس در همان جوانی امید و ارزوی کمک و دست گیری فرزندانشان را در دل می پرورانند که درپیری عصای دستشان باشند و زمزمه می کنند:

لایلای امودوم لالای، دٶزوم چوره ییم لایلای،

گوزله رم سن بویین ، گوروم کٶمه یین لایلای

نمونه دیگر:

لای لای امـه ییم لای لای، دوزوم چـؤره ییم لای لای

اللاهد ن عهدیم بـودئ، گـئریم کٶمه یینگ لای لای

(چئره ییم /چوره گیم /گئریم=گـؤروم)

و انگار که تمام خوشبختی فرزندانشان دیده باشند و در خنده و شادی آنان می خوانند:

لای لای بئشیگیم لای لای، ائویم ائشیگیــم لای لای

سن یات شیرین یـوخودا، چکیم کئشیگیـن لای لای 

 و اما از دیگر آرزوهای والدین که بسیار چشم گیراست، آرزوی به سر و سامان رسیدن آنان است. نسل های گذشته ی ما انگارکه ازدواج را تمام خوشبختی دانسته باشند و یا شاید درذهن ناخودآگاه شان مفهوم به تکامل رسیدن انسان را با ازدواج بدانند، که روایتی پسران و دختران وقتی به تکامل می رسند که ازدواج کرده باشند، چون هرکدام نیم گم شده دیگری هستندکه با ازدواج گامل شده و به آرامش می رسند. درلایلایی های خود به این موضوع زیاد پرداخته اند. بنابراین آنها ازدواج را یک تغییر بزرگ درزندگی فرزندان خود می دانسته اند، که این تغییرشادی به همراه داشته است و چه چیزی بهتراز شادی فرزندان می تواند والدین را خوشحال کند و باعث گردد آنها لایلایی متفاوتی رابا مضمون این شادی برای کودکان خود بسرایند.

قیزیل گوله باتام  بالا ،  عطرینه باتام لایلای،

بوبونگ یالا گورم بالا ، تویونگئ توتام لایلای.

در فرهنگ ادبیات عامیانه ی گریوان(واقع دربخش مرکزی بجنورد)، ابیات کوتاه فراوانی دیگر به زبان ترکی ازخود به یادگار گذاشته اند که مونس لحظات تنهایی مادرانی بود که مهرمندانه با به آغوش کشیدن کودک خود، زیر لب لالایی می گفتند تا سر بر دامان پر مهر مادر بگذارد و بر خواب رود. 

لای لای دييم ياتانجا، گؤزلریم آی باتانجا

سانیرم الدوز لاری ، سن حاصله يتیشانچا

قولّّّرِِم نازبالِشتِنگ، تا سَن یوخو دَن تُرَانجَا

 

ايام كودكي هنگام خواب کودک، مخصوصا مادران براي خواب رفتن فرزندانشان دست به كارابتكارآميزي مي زدند و ازافسانه ها و داستانهاي كوتاه و فلکوریک براي خوابيدن بچه ها استفاده مي كردند مانند.

پیشک سن زورین یامن، پیشک:بلکی من زورم،

زورلولارین زورلوسیام، قش کی اولار، اوجاق باشو قشلاقیم،

بهارکی اولار یورغان اوستو ییلاقیم .

 

لالايی هايی که مادر آرزو می کند کودکش به ثمر برسد :

لای لای دييم ياتونجه، گزلرم آی باتونچه

سانه رم الدوز لری سن حاصله ياتوننچه

(گئز /گؤ ز/یئتونجه= ياتوننچه/)

 

لالايی هايی که مادر آرزو می کند کودکش، بزرگ شود و همسر بگيرد و او عروسی اش را ببيند :

لايلاسی درين بالا، يوخوسو شيرين بالا

اللاهه عهديم بودی، تويینگئ گؤروم بالا

 

قيزيم بويوک اولرسن، بيرگون اره گيدرسن

الله خوشبخت ايله سين، بيرگون ننه ايله سين

(تويینگ=تويونگ/)

 

اگر به محتوالالایی ها با دقت بنگریم بازتاب نوع نگرش، فرهنگ، آرزوها و دغدغه ها نسلی است که این لالایی ها از ذهنشان تراوش می کند که توسط والدین برای کودک خوانده می شود.

لالای ائدییم یاتنگ بالام  آرزنا ییتشنگ بالام

لالا ائد نازگول بالام ، آتانگ سربازی بالام،

 

لالایی ها دغدغه و نگرانی والدینی هستند که برای حفظ سلامتی فرزندشان از اعتقاداتشان کمک می گیرند، همان اعتقاداتی که خواهان انتقال آن به فرزند خود می باشند و آن واژه ای جزء ایمان نیست. همین جاست که با تمام بی سوادیشان می سرایند:

لای لای چــــالّام آدینگه ، علــی یئتــــــر دادینگه

علی دادینگه یئتنــــــده ، منـــی ده سال یـــادینگه

والدین غیرازنگرانی به اخلاق هم پایبندند وقتی که از ذهن انسانی شان این لالایی تراوش می کند. با تمام رنج هایی که برای بزرگ کردن فرزندانشان می کشند به این می اندیشند که با کودکشان را انسان تربیت کنند. انسانی که عرق بریزد برای کسب یک زندگی شرافت مندانه و بدور از منت کشی و خوار شدن در پیش دیگران و می آموزند که همیشه با نجتبت تمام چشم درمال و اموال خود داشته باشند. و دعا می کنند که دراین راه تمام مشکلات که مانع رسیدن او به این زندگی شرافتمندانه است از بین برود . پس می سرایند :

بالام عمرینگ چوخ اولسون، اٶره یین ، گئزینگ توخ اولسون

سنه لالایی چالیارام، دوشمن لارینگ یوخ اولسون

نمونه های دیگر:

داغـــــلاردا مئشه لرده ، مئه قالدی شوشه لــرده

سن یات یوخون آل گیلن ، مــن گه زیم مئشه لر ده

نمونه هایی از لالایی های مادرانه تورک های بجنورد که جناب مهندس عیسی گریوانی نیز آنها را در وبلاگ خود از قول مار گرامی شان در منطقه گریوان درج و تایید کرده اند، بصورت زیر است:

لالایی هایی که مادر آرزو می کند هنگامی که کودکش بزرگ شد قدرشناس زحمات او باشد:

لای لای دیم آدینگه ، تاری یتیشسین دادینگه
بویوک اوللنگ بیرگون سن،  منی سالنگ یادینگه

نمونه دیگر:

لای لای دئدیم یاتینـجــا، گـــؤزله ره م اویانینجــا
زارا آمـــــانا گلـــــــــدیم ، سن حاصیلا چاتینجــــا

 لالایی هایی که مادر آرزو می کند کودکش – چه دختر و چه پسر – بزرگ شود و همسر بگیرد و او عروسی اش را ببیند :

لایلایینگ درین بالام، یوخویوتگ شیرین بالام
تانری دان عهدیم بودو، تویونو گؤروم بالام

 نمونه ی دیگر :

قیزیم بویوک اولرسن  بیرگون اره گیدرسن
الله خوشبخت ایله سین، بیرگون ننه ایله سین

لالايی هايی که مادر آرزو می کند هنگامی که کودکش بزرگ شد قدرشناس زحمات او باشد، اما خود پيشاپيش می داند که کودک فراموشش خواهد کرد :

لالات ائدیم بو قوجالیغدا، آنانینگ النئ توتنگ قوجالیغدا

لالات دییم یوخون گلمدی، کاتا ائدیم یادینگه گلمدی

 امید است مادران امروزی، درخواندن این لالایی های زیبا و پرمضمون مادری، درگوش فرزندان خود دریغ نورزند و قطعاً لالایی هایی از این دست در ادبیات و فولکلور ما ترکهای خراسان فراوان است و این، تنها نمونه کوچکی از تمام لالایی هایی است که مادر ترک خراسانی برای فرزندش می خواند. لالایی ترکی خراسان، از نظر مضمون، وسعت، شاعرانگی و ایهام کم نظیر است که بازهم درپستهای آینده به لای لایی های مادرانه ترکهای دیگر شهرهای خراسان بزرگ خواهیم پرداخت.