کتاب تمثيل ضرب المثل های ترکی خراسان با لهجه بجنورد
اشاره : استاد و شاعر گرامی جناب "علی اکبرسراج اکبری" ازافتخارات خراسان شمالی، درسال 1324 در بجنوردمتولد شد. تحصیلات دبیرستان خودرا دررشته ریاضی در دبیرستان همت بجنورد به پایان رساند. وی با تحصیلات دانشکاهی کارشناسی در رشته اقتصاد باگرایش تعاون درسال 1375 ازخدمت دولتی درسازمان تعاون روسایی بازنشسته گردید. مقالات طنز او باتوجه به سبک خاص وی دربه نقد کشیدن نارسائی های اجتماعی، خوانندگان قابل توجهی را به خود جلب کرده است.
کتاب "تمثیل ضرب المثل های ترکی خراسان با لهجه بجنورد " تلاش او بعد از کتاب "یاد اولسین" در راستای حمایت از زبان ترکی خرسانی با لهجه بجنوردی می باشد که با صدای خود او در قالب یک سی. دی به همراه نسخه چاپی به علاقه مندان و عاشقان زبان ترکی و فرهنگ بومی تقدیم می گردد. در این کتاب برای تلفظ صحیح کلمات ترکی علاوه بر اعراب گذاری از الفبای لاتین آذربایجانی نیز استفاده شده است. دراین پست تمثیل گونه ای از یک ضرب المثل ترکی خراسانی را با لهجه بجنورد را از این کتاب انتخاب و منتشر می شود، امید است مورد پسند قرار گیرد.
اَيَه دُنیانِه دَنَه گِتَرسِن کَکیلی نِنگ خورَیِه رِی دِ
(ایر دونیانئ ده نه گئترسین کهکلیکینگ خوره یئ ری دئ)
әyә donyane dənə getərsen kәkilineng xorəye reyde
ترجمه : اگر دنیا را دانه بردارد . خوراک کبک ، شن و ماسه هست
تصویر : پیشه اش خارکنی بود. زحمت شبانه روزیش کفاف حد اقل خرج روزانه اش را نمي داد ، قوت لایموتش نان جو بود با ماست خشک ( همان کِئپَی بوغَن به زبان ترکی بجنوردی ) . سالهای سال به این غذا عادت کرده بود .روزی در کنار بوته خاری یک چراغ پیه سوز گلی پیدا کرد . کمی غرغر کرد و به در گاه خدا نالید که : خدایا مگر نمی شد این چراغ پیه سوز از جنس طلا باشد ؟! و چراغ راپرت کرد. تا چراغ به زمین خورد دودی از لوله فتیله چراغ بیرون آمد و در هوا به هم پیچید و پیچید و خارکن با چشمان بهت زده در مقابل خود یک دیو چراغ جادو دید که دست به سینه ایستاده و میگوید ارباب چه دستور میدهند . خارکن که از این افسانه ها زیاد شنیده بود خیلی در بهت و حیرت نماند. شکر خدا را کرد و از ناشکري اش نادم شد و چون خیلی گرسنه اش بود به دیو دستور داد که : چندین پرس چلو کباب حاضر نماید . دیو در طرفته العینی غذا را حاضر کرد . خارکن نگاهی به غذاها کرد و دستور داد مقداری نان جو و ماست خشک هم حاضر نماید و دیو این کار را با سرعت حيرت انگيزي انجام داد ، جالب تر اينکه کِئپَي بوغَن را در ظرف طلائي حاضر کرده بود. از آن پس و در روزهاي آينده هربار که خارکن اسم غذاها را به دیو میداد حتما نان جو وماست خشک هم جزو سفارشات بود و هر روز هم بیشتر همان، نان جو وماست خشک را میخورد . تا اينکه یکروز حوصله دیو سر رفت و احساس کرد که خارکن برای زحمتهای جادوئی او ارزشی قائل نیست . این بود که در سینی غذاها یک نوشته هم گذاشت. خارکن کاغذ را برداشت ودید در آن یک ضرب المثل نوشته است:
" اَیَه دُنیانِه دَنَه گِتَرسِن کَکیلی نِنگ خورَیِه رِی دِه "
(ایر دونیانئ ده نه گئترسین کهکلیکینگ خوره یئ ری دئ)
(әyә donyane dənə getərsen kәkilineng xorəye reyde )
خارکن ضرب المثل را خواند و به دیو گفت : مگر تو بجنوردی هستی ؟ دیو گفت بله ، مگر از لهجه ام متوجه نشدی ؟ و ادامه داد که یک روز به آغا محمد خان قاجار متلک گفتم ، او هم مرا داخل این چراغ کرد و گفت مردی تورا نجات می دهدکه هرچند هم ثروتمند شود غذایش " کِئپَی بوغَن" خواهد بود.
لینگ خرید انترنتی این کتاب


1) من اسماعیل سالاریان صاحب این وبلاگ 7 کتاب چاپ شده ام 1-تمثیل و مثل 2- ناغیلار بوقچاسی 3- مثنوی یوسف و زلیخا به ترکی خراسانی 4- نگاهی به ادبیات ترکان خراسان 5- نگاهی به فرهنگ ترکان خراسان هست 6 -ترکی خراسان و قواعد آن و چند کتاب در زمینه زبان، ادبیات و فرهنگ ترکان خراسان آماده نموده ام که هنوز چاپ و نشر نشده اند.