واژۀ « تورک»( türk )
واژۀ « تورک»( türk )
نظريه هاي گوناگوني درزمينه ريشه و وجه تسميه ي واژه هاي ترك موجوداست. نظريه غالب آن است كه واژۀ « تورک » ( türk) در معناي شجاع, نترس, بي باك, متناسب الاندام, خردورز و ورزيده به كار رفته است.
محمود کاشغری درکتاب دیوان الغات الترک در معنای واژه ” Turk ” «صاحب افراد زیاد»، «دسته ای از لشگر» و «مبارز جنگجو» راعنوان کرده است. در فرهنگستان زبان ترکی (TDK) «اسم خاص، تمام کسانی که از نژاد ترک و به زبان ترکی صحبت می کنند» آمده است. آ.ن.کونونوف در کتاب شجره تراکمه به نقل از” وامبری ” معانی «آفریده شده» و « انسان » را عنوان می کند .
درفرهنگ هاي فارسي مانندآنندراج و انجمن آراي عباسي ترك به معناي زيباروي و شجاع ذكرشده است.
نظرات مختلفی دیگری نیز ابراز شده : دکترجواد هیئت معتقد است که واژۀ تورک از ریشه تؤره مک به معنای تولید و بقای نسل و افزایش می باشد، عادله آیدین آن را از ریشه « دورماق » به معنای توقف و سکونت دانسته، آلتای محمداف در کتاب « اوغوزلارین دوولتی » و میر علی سیداف در کتاب « آذربایجان خالقی نین سوی کؤکؤنو دوشونرکن » بون تورک ها را به معنای تورکان محلی دانسته است و سایر تورک شناسان ازجمله پرفسور محمد تقی زهتابی درکتاب « ایران تورکلرینین اسکی تاریخی » نیزنظرات مشابهی دراین زمینه ابراز داشته اند.
معني ترك درفرهنگ دهخدا و كتاب نزهت القلوب:
معني " تُرك " در فرهنگ دهخدا چنين آمده است:
ترك چين = كنايه ازآفتاب است (برهان )، (غياث اللغات ) ترك حصاري = كنايه از ماه است و آفتاب را نيز گويند ( برهان )، (انجمن آرا )، ( ناظم الاطباء)، ( مجوعه مترادفات ). ترك خطاي = از اسماء محبوب است ( آنندراج ). ترك زردكلاه = آفتاب ( مجمعه مترادفات ). ترك سلطان شكوه = آفتاب ( ناظم الاطباء ). ترك شيرازي = تركي كه در شيراز بسر ميبرد و گويا مانند ترك خطايي از نامهاي محبوب. ترك گردون = كنايه از مريخ است ( آنندوراج ). ترك نيمروز = كنايه از آفتاب جهان است ( برهان ) . رخ ترك = رخ زيبا و دل انگيز
ضمنا دركتابهاي قرون گذشته از جمله در كتاب " نزهت القلوب " حمداله مستوفي ( تاليف در 740 هجري قمري ) كلمه ترك هميشه به معناي زيبايي، خوشرويي و خوش اخلاقي آمده است مثل : " شهرخوي : مردمش سفيدچهره و ختاي نژاد و خوب صورتند و بدين سبب خوي را تركستان ايران خوانند ( نزهت القلوب تصحيح لي استرنج، چاپ دنياي كتاب سال1362 ص 85) " . " ...نياجون و درجرود و هشترود و بهستان ...مردمش سفيدچهره و ترك وش مي باشند .(همان كتاب ص 87) " . ...جزاير كرارم در او عنبر بسيارست و ديگر جزاير كه اوصافش دراين كتاب وافي نشود ...و در بعضي جزايرش صورتهاي سفيد پوست و ترك چهره و صاحب حسن اند. (همان كتاب ص 233) . " ... فرخار مملكتي است از اقليم ششم و ولايات و توابع بسيار دارد و اهل آنجا در حسن و خوبي صورت درجه كمال دارند، در حق ايشان گفته اند : همه جور من از فرخاريان است ===كه ما را هم همي بايد كشيدن / گنه فرخاريان را نيز هم نيست=== بگويم گر تو بتواني شنيدن / ... لب و دندان آن تركان چون ماه === بدين خوبي نبايد آفريدن / كه از ذوق لب و دندان ايشان ===بدندان لب همي بايد گزيدن ./ ( همان كتاب ص260 ) . كشمير شهر بزرگ است از اقليم سيم و بارو خندق عظيم دارد و ولايات بسيار از اقليم سيم و چهارم از توابع اوست و مردم آنجا چون با ترك آميخته شدند حسن صورت دارند و به غلبه حسنو فرط ملاحت مشهورند. (نزهت القلوب تصحيح لي استرنج، چاپ دنياي كتاب سال1362 ص261 ).

1) من اسماعیل سالاریان صاحب این وبلاگ 7 کتاب چاپ شده ام 1-تمثیل و مثل 2- ناغیلار بوقچاسی 3- مثنوی یوسف و زلیخا به ترکی خراسانی 4- نگاهی به ادبیات ترکان خراسان 5- نگاهی به فرهنگ ترکان خراسان هست 6 -ترکی خراسان و قواعد آن و چند کتاب در زمینه زبان، ادبیات و فرهنگ ترکان خراسان آماده نموده ام که هنوز چاپ و نشر نشده اند.