ائتیمولوژی خوراسان:

در لغت نامه دهخدا آمده‌است که کلمه «خوراسان‏» واژه‌ای پهلوی است که در متون قدیمی به معنی مشرق (خاور) در مقابل مغرب (باختر) به کار رفته‌است.(1)

یاقوت حموی چنین نوشته‌است : خُر یا خور به فارسی دری، نام خورشید و آسان گویا اصل و جای شی‏ء است. (2)

حافظ ابرو جغرافیدان مشهور، تعبیر دیگری به کار برده و خوراسان را «آفتاب مانند» معنی نموده و نقل کرده‌است. بعضی نیز گفته‌اند خورآسان، یعنی به آسانی بخور!.؟؟(3)

و برخی نیز خوراسان را سرزمین نورانی یا طالع نوشته‌اند و آن را کلمه‌ای مرکب از لفظ «خور» به معنی خورشید و «آسان‏» به معنی شرق دانسته‌اند. (4)

از بررسی نظرات ارائه شده چنین استنباط می‌شود، که "خورستان (خور+ستان = سرزمین مطلع خورشید)" بوده‌است که براثرتطور زمان و شاید از باب تطابق نگارش به خراسان تبدیل شده‌است.(5)

نظری نیز وجود دارد که خوراسانرا خــوَر آستان به معنی سرزمین خورشید و جایی که خورشید طلوع می کند و خراسان را مخفف خورآستان، می داند!(6)

مقالات مختلفی در باره ریشه خوراسان نوشته شده اند و چون بیشتر این مقالات در زمان پهلوی نوشته شده و با توجه به دشمنی آشکار این خاندان با زبان ترکی زیاد قابل ‏استناد نیستند. 

خوراسان از کلمات تورکی تشکیل شده که در زیر به تفکیک آن ها می پردازیم.‏ اين مطلب مطالعه و پيگيري افراد محقق محلي را مي طلبد.

خراسان = خوراسان = هوراسان= اوراسان:

اور = - آبادی - خانه - کاشانه - منزل در ترکی قدیم

(اورمیه = اور+ میه =آبادی های سر سبز)

اسان = سان = سانماق =سانیماق = شماره - شمردن = فرضکردنترکیب این دو کلمه در خیلی از اسامی آبادیها بکاررفته است.

در تورکی ترکیه حرف "خ" وجود ندارد و آنها بجای حرف "خ" از حرف "ح" / "هـ" استفاده می کنند و در ترکی شرقی حروف" خ" و "هـ" کاربرد ندارند و در عوض آنها از حرف ائو استفاده می شود.

هوری لر، هوراسان و شاید روزی خوراسان سرزمین هوری ها و هون ها(آتیلا) بوده است؟

بنظر شما خراسان به چه معناست؟ ابن خلدون تاریخ نویس بزرگ میگوید: " ایران سرزمین ترکان است" ولی شما هیچوقت اینگونه مطالب را نه در کتابهای درسی و حتی غیردرسی موجود نمی توانید بیابید! فکر میکنید چرا؟!

تورکچه ده :

خوراسان = خراسان = هوراسان= اوراسان:

اور = - آبادی - خانه - کاشانه - منزل در ترکی قدیم

(اورمیه = اور+ میه =آبادی های سر سبز)

اسان = سان = سانماق =سانیماق = شماره - شمردن = فرضکردن

بو ایکی کلمه نین ترکیبی ( چوخلی آبادیلر ) ایفاده ائدیر

تورکیه دیلینده "خ" حرفی یوخدی اونلار "خ" حرفین "هـ" تلفظ ائدرلر
بیر عده شرقی تورکی لر ده ) گونئی تورکسینده) "خ" و "هـ" حرفی ایشلَنمز و انلارین یئرینه ائو حرفیایشلَنر

سیزین نظریز نمنه اولور؟ابن خلدون دئییر "اسناد و مدارک ایرانی" تورکلر اوچون گورسَدیر اما فارسیلار شفاهیصورته بو نی قبول ائدمیرلر.

.................

1-لغت‌نامه دهخدا، ذیل ماده خراسان

2-یاقوت حموی، معجم‌البلدان، انتشارات داراحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۳۹۹ ه. ق، ۱۹۷۹ م، ۳۵۰/۲.

3-حافظ ابرو، جغرافیای تاریخی خراسان، مصحح غلامرضا ورهرام، انتشارات اطلاعات، چاپ اول، ۱۳۷۰، ص‏۱۰.

4-مدیرشانه‌چی، کاظم، مقاله «حدود خراسان در طول تاریخ‏»، مجله دانشکده معقول و منقول (الهیات مشهد)، زمستان‏۱۳۴۷، ص‏۱۱۳.

5-بینش، تقی، «خراسان‏» نشریه فرهنگ خراسان، سال دوم، ص‏۳ و ۴، آذر۱۳۲۹.

6-عادل اشکبوس