کلام و گفتار پل ارتباطی ما با دنیای خارج از خود و با دیگران است، بدون شک کسی دوست ندارد در گفتگوهایش با دیگران به مشکل بربخورد اما این اتفاق به فراوانی رخ می دهد، زیرا ممکن است یکی از طرفین و یا هر دو طرف، اصول برقراری یک گفتگوی موثر را به خوبی ندانند و آنها را رعایت نکنند، به همین دلیل بسیاری از گفتگوها احتمالا یا سطحی و ظاهری اند و یا با جنگ و جدل همراه هستند.

به طور کلی چهار نوع گفتگویی که نتیجه مثبتی در بر ندارند عبارتند از:

  - 1بی ارزش شمردن نظر و باورخود و ارزشمند دانستن نظر دیگری

  - 2سرزنش کردن دیگری و تقصیر و اشتباه را به گردن او انداختن


3- حرف حساب زدن . مثلا انسانها باید چنین یا چنان باشند.....

4 - پرت و پلا گویی و بی ربط با موضوع حرف زدن.

نوع مثبت گفتگو، گفتگوی برابر و هم سطح است، درچنین گفتگویی فرد ذهنیتش به این صورت است که من نظر و عقیده ای دارم که ممکن است درست یا اشتباه باشد و میخواهم آن را با تویی که برای من مهم هستی در میان بگذارم تا بدانم : نظر شما درآن باره چیست؟ و پس از آن، خودم چگونه به موضوع می نگرم ؟

در این نوع گفتگو ذهنیت فرد اینگونه نیست که من همه چیز را می دانم، درنتیجه یا از شنیدن صحبت های طرف مقابل دوری کند و یا به جای کوشش در فهمیدن حرفهای او، درپی ایراد گرفتن و اصلاح کردنش باشد، بلکه پس ازبیان نظرخود، بی طرفانه به صحبتهای طرف مقابل گوش داده و درهمان هنگام هم به آنها می اندیشد به دور از حدس و گمان و پیش داوری، اگر ابهامی در صحبتها وجود داشته باشد درباره  آن سئوال می پرسد، در نهایت برای خود و دیگری این حق را قائل است که هرفکر و باوری را که خود درست می پندارند، انتخاب کنند.

یک دلیل اینکه برخی افرادا درگفتگو با یکدیگر برسر باورهایشان می جنگند این است که باورها و عقایدشان را جزئی از وجود خود و غیر قابل تغییر می دانند و بدین ترتیب اگر کسی با عقیده آنها مخالف باشد انگار با موجودیت آنها مخالف است. پس احساس خطر کرده و با او درمی افتند اما باور و عقیده متعلق به هیچ کس نیست، همانطورکه زبان متعلق به کسی نبوده و توسط شخصی به وجود نیامده است، باورها و اعتقادات مجموعه ای از افکار درست و غلط هستند که ما آنها را به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه از دیگران کسب کرده ایم و حالا، عاقلانه آن است که در گفتگوهایمان به جای دفاع از باورهایی که مال ما نیستند، درست و غلط بودن آنها را مورد سنجش و توجه قرار دهیم.

 گفتگو کردن می تواند به منظورهای متفاوتی انجام شود، گفتگو برای بسیاری از مردها وسیله تبادل اطلاعات و برای بیشتر زنها وسیله همدلی و داد و ستد عاطفی است، این تفاوت و دیگر تفاوت های شخصیتی افراد موجب بروز حالاتی در آنها می شود که کار گفتگو کردن و درک یکدیگر را با مشکل روبرو می کند و باعث پدید آمدن سؤتفاهم می شود، اما برای برطرف شدن این سؤتفاهم ها و دست یافتن به تفاهم، گام مهم و اساسی کسب شناخت کافی از همدیگر است، با راههایی از جمله : توجه کردن، گوش دادن، سئوال پرسیدن، صریح و روشن حرف زدن و مبادله اطلاعات درست و غیره ...

 " تفاهم و صمیمیت در گفتگو از لذت بخش ترین تجربه هایی است که به ندرت لذتی بالاتر از آن وجود دارد پس باید در جهت ایجاد کردن آن کوشید"