علی اکبر رحمانی
اشاره : جناب علی اکبر رحمانی یکی از فرهیختگان خراسان شمالی است که تفکری انتقادی نسبت به رویدادها و مسایل جاری در اجتماع دارند. تفاوت هاي فردي در بهره مندي از مهارت هاي تفكر انتقادي در ایشان تاثير داشته و اين امر از توانايي هاي شناختي و ويژگي هاي شخصيتي ایشان ناشي مي شود. با توجه به مطالب وبلاگ"قئزیل چشمه" چنین به نظر می رسد که ایشان دارای کنجکاوی شدید فهم عمیق دید وسیع سعه صدر نسبت به رویدادها و مسائل جاری دارند. پست حاضر بیوگرافی این فرهیخته بقلم خودش همراه با مطلبی انتقادی درباره شب شعر استان خراسان شمالی است، امید که مورد توجه قرار گیرد.بیوگرافی بقلم خود:
44/10/2 خودم بدنیا آمدم و سه سال بعد شناسنامه ام، در تاریخ 47 /12/6 به دنیا آمد!(شناسنامه ام را سه سال کوچک گرفته اند) و همین مسئله باعث شدقبل از آشنایی با درس و کتاب و مدرسه با کتاب قصه آشنا شوم.
در دوران مدرسه گرچه ریاضی را به زور" 4 " می شدم، اما نمره ی دیکته و انشاء ام همیشه حرف اول را می زد.
دوم راهنمایی بودم که داستانی کوتاهی تحت عنوان"پشیمانی" نوشته و به یکی از مجله های کشوری ارسال کردم که در دو صفحه ی مجله چاپ شد و همین امر باعث تشویق من به نوشتن شد.
تا پایان دوران متوسطه با جراید کشوری به عنوان یک عضو کوچک و بصورت افتخاری همکاری می کردم. در دهه 60 که انتقاد کردن از صدا و سیما زیاد کار راحتی نبود، در نوشتاری از صدا و سیما به عنوان "شهر بی در و دروازه" نام بردم.
سال 1370 به عنوان آموزشیار وارد نهضت سواد آموزی شدم
بعد از سه سال همکاری از ادامه کار منصرف شدم و حجره ای دایر کردم که تا به امروز فعال است.
سال 1386 از سوی اداره کل کتابخانه های استان خراسان شمالی به عنوان یکی از کتابخوانان برتر استان معرفی شدم، در حیرت بودم که چرا ازبین این همه کتابخوان و فرهیخته مرا معرفی کرده اند. یک سال به این قضیه فکر می کردم که در سال1387 دو باره این عنوان را به من چسباندند!
بارها استعدادم را در زمینه جدی نوشتن آزمایش نموده ام، اما نتیجه نداده و هرچه می نویسم ناخودآگاه به سمت و سوی طنز می رود، حتا اگر روضه هم بنویسم به سوی طنز متمایل می شود. فقط تنها در جمع آوری ضرب المثل های ترکی جدی هستم.
تمام داشته های نوشتاری ام همه و همه را در وبلاگی تحت عنوان"قئزل چشمه" جمع آوری کرده ام. همیشه سعی کرده ام در نوشتن راحت باشم، عامیانه و به دور از تکلف و به عبارتی خودم باشم و خودم.
اعتقادم این است : "نویسنده، شاعر، ادیب، اگر به امید جشنواره، یا به امید لوح تقدیر، و یا به امید به به و چه چه، اگر به امید سکه ی طلا،اگر به امید....... قلم می زند و می سراید، آبی است که در هاون می کوبد، زیرا نه خودش می ماند و نه اثرش.در زیر مقاله طنز شب شعر خراسان شمالی بقلم این نویسده گرام آورده ایم امید مورد توجه قرار گیرد
"شبح شعر" استان خراسان شمالی
سالن چه تنگه بله...شاعر قشنگه بله
از کانال مجازی به "شب شعر" استانی دعوت شده بودم راس ساعت وارد سالن شده و از آنجائیکه همیشه آخرین شانس با من است آخرین و تنها صندلی خالی را اشغال کرده و لمیدم.
صندلی های سالن 100 نفره کاملن پر شده بود اما هجوم جمعیت هنوز ادامه داشت کم کم دیواره های هردو طرف سالن نقش و نگار انسانی به خود گرفت و بیشتر آنها هم خانم، خیل زیادی از مردم بیرون سالن مانده بودند و تاسف اینکه برخی از آنها مهمانانی بودند که از شهرهای دیگر آمده بودند.
حضور جمعیتِ بیش از ظرفیت سالن، از یک طرف و نبود تهویه و هیچ سیستم خنک کننده ای از طرف دیگر. عرق گرما بر پیشانی مدعوین و عرق شرم بر پیشانی برگزارکنندگان نشانیده بود!
بعد از مراسم معمول به دعوت مجری، حاج آقایی پشت تریبون قرار گرفته و بعد از خیر مقدم گفتن به حضار نیمی از سخنانش را به اهمیت شرکت در انتخابات پیش رو اختصاص دادند!!
سنبه ی فشار گرما همچنان ادامه داشت که بالاخره اولین شاعر پشت تریبون قرار گرفت و شعرش را خواند.
نوبت رسید به شاعر دوم که جا دارد در اینجا از ایشان نامی برده شود شاعرجوان آقای هژبری کاری کردند کارستان، وقتی ورقه ی شعرش را گرفت پشت تریبون رفته و گفتند: "من ترجیح می دهم شعرم را نخوانم زیرا برگزارکنندگان، مثلن شب شعر استانی برگزار می کنند آن هم در سالن 100 نفره!؟ بروید ببینید بیرون سالن چه خبره؟!"
بعد از اینکه صحبت های خیلی کوتاه ایشان تمام شد و در حالی که ورقه ی شعر ناخوانده را روی میز مجری می گذاشت با تشویق ممتد ولاینقطع حضار روبرو شد. شاید زیباترین واقعه این "شب شعر" همین کف زدن لاینقطع حضار و کف کردن ممتد برگزارکنندگان جشنواره بود!
شاعر سوم پشت تریبون قرار گرفت و شروع به آواز خواندن کرد!! در این لحظه متاسفم که خوشبختانه سالن را ترک کردم!!!!
پیروز باشید

1) من اسماعیل سالاریان صاحب این وبلاگ 7 کتاب چاپ شده ام 1-تمثیل و مثل 2- ناغیلار بوقچاسی 3- مثنوی یوسف و زلیخا به ترکی خراسانی 4- نگاهی به ادبیات ترکان خراسان 5- نگاهی به فرهنگ ترکان خراسان هست 6 -ترکی خراسان و قواعد آن و چند کتاب در زمینه زبان، ادبیات و فرهنگ ترکان خراسان آماده نموده ام که هنوز چاپ و نشر نشده اند.