قولاق : گوش

ائشیتمه بوروسو : مجرای شنوایی

اورتا قولاق : گوش میانی.= گوش میانی امواجی را گه گوش خارجی می گیرد و به گوش میانی تحویل می دهد آن ها را به لرزش تبدیل می کند..

اوزنگی : رکاب.= استخوان سندانی به کوچکترین استخوان در بدن متصل است که به آن رکابی می گویند

ایلبیز آخاجاغی : مجاری حلزونی.= حلزون در زیر مجاری نیم حلقوی قرار دارد. مجرای حلزونی در وسط حلزون است.  

چکیج : چکش. = پرده گوش قسمتی از پوست نازکی است که مثل طبل محکم گسترده شده است و به اولین استخوانچه چسبیده است این استخوان کوچک استخوان چکشی (مالئوس) نامیده می‌شود.

خاریجی قولاق : گوش خارجی

خاریجی قولاق کئچه جه یی : مجرای گوش خارجی

داخیلی قولاق : گوش داخلی

دهلیز : دهلیز

زارلی و سوموک لابیرئنت لری : لابیرنت های استخوانی و غشائی

زیندان : سندان= استخوان چکشی به استخوان کوچک دیگری چسبیده است که به آن سندانی گفته می شود

سوموک جوک : استخوانهای گوچک

طبیل پرده سی : پرده ی صماخ = پرده ی صماخ پرده ی نازکی است که گوش میانی و گوش خارجی را از هم جدا می کند.

قولاق سئیوانی : لاله ی گوش = کار لاله ی گوش برای جمع کردن و هدایت امواج صوتی است.لاله ی گوش غضروفی است و   سوراخ کرده و با گوشواره زینت می دهند.

یئوستاخ بوروسو : شیپور استاش = شیپور استاش گوش میانی را به پشت بینی وصل می کند. لوله ی استاش و گوش میانی با هم جریان فشار هوا را به دو طرف پرده ی گوش متعادل می کنند.

قولاق آسماق : گوش کردن

قولاقولاق بورماسی وئرمک : گوشمالی دادن

قولاقلارینا قدیر قیزارماق : خیلی شرمنده شدن

قولاغینا پیچیلداماق : در گوشی حرف زدن

گؤز – قولاق اولماق : با تمام حواس پاییدن

قولاغیندا ساخلاماق: آویزه ی گوش کردن

قولاق هر گون بیر تازا سؤز ائشیتمه سه کار اولار : گوش هر روز حرف تازه ای نشنود کر مش شود.

حاضیرلایان : زن متولد ماکو