آپارماق : آپارماق (aparmak) در ترکی استانبولی هم به معنی بردن هست و در اصطلاح به معنی دزدیدن و بزور بردن است و در ترکی آذربایجان بمعنی بردن می باشد.

آلماق : آلماق (almak ) در هر دو لهجه به معنی خریدن است و گرفتن در ترکی توتماق میشود

ازديرمك : ازديرمك (ezdirmek) در اصطلاح به معنی لوس کردن است و ازديرمك ( ezdirmek ) حالت گذرای فعل( ezmek ) به معنی له کردن و تحقیر کردن است.

ايتمك : ايتمك ( itmek) و (itmek ) هردو به معنی "گم کردن" است و هل دادن "ایته له مک" ( itelemek ) می شود.


اوزمك : اوزمك (üzmek) دراصل به صورت یوزمک به معنی در سطح آب شنا کردن است و شنا کردن و غوطه ور شدن در آب چیممک میشود (چیمرلیک به معنی استخر است) در ضمن اوزمک ( üzmek ) در ترکی اذربایجانی هم به معنی ناراحت کردن است مثل اورگیمی اوزمه یعنی قلبم را ناراحت نکن

اوخوماق: اوخوماق(okumak) به معنی خواندن( reading ) است ولی نه به معنی آواز خواندن (singing) (آواز کلمه ای ترکی است)! (singing )در ترکی سؤیله مک میشود.

ايى : ای(i ) در ترکی به معنی "بو" است و با اییی (iyi ) به معنی نیک (هم معنی با ائدگو:نیکو در ترکی) متفاوت است. در ترکی به عطر هم کوک (kok ) گفته می شود.باتماق : باتماق ( batmak ) دارای معانی مثل كثيف شدن و غرق شدن (فرو رفتن مثل باتلاق /هم معنی با جومماق) و پیروز شدن (مثل کلمه باتیر که در ترکی به معنی پهلوان است).

باخماق : هر دو معنی نگاه كردن و مواظبت کردن برای باخماق ( bakmak ) درست است.

باسماق : معنی اصلی کلمه ی باسماق ( basmak ) فشار دادن است.

تاپماق : تاپماق (tapmak ) در هردو لهجه به معنی پیدا کردن است (هم معنی بولماق (bulmak ) به معنی یافتن) پرستیدن در ترکی تاپینماق ( tapınmak ) می شود (مثل کلمه تاپیناق به معنی معبد).

دوشمك : دوشمك ( düşmek ) همه ی معانی پياده شدن، افتادن را دارد. در ضمن پیاده شدن ترکی انماق و یئنماق و قالدیرماق میشود. یئنماق در کل به معنی به پایین امدن است و در اصلاح به معنی شكست خوردن (باش یئنماق) است

سورمك : سورمك( sürmek ) به معنی راندن است و سورتماق به معنی مالیدن است.

سورماق : سورماق (sormak ) در هر دو به معنی پرسیدن است. مثل کلمه سراغ. ولی فعل سورماق معنی دیگری مثل فعل سومورماق به معنی مکیدن دارد.

سوکوک :
در ترکی اذربایجانی صحیح استخوان سوکوک
(sümük) میشود که در نمونه های ادبی نیز امده است و در متون قدیمی استانبولی نیز به کار رفته است ولی در زبان عوام سوموک گفته میشود. زبان عوام معیار نیست.


سئومک :
بازهم دوست داشتن در ترکی سئومک
میشود که عوام گاها سؤيمك می گویند. زبان صحیح برای ما مبنا است. در ضمن در ترکی اذربایجانی هم کلمه سؤيوش هم به معنی فحش است. سؤيمک (söymek) بمعنای یامان و فحش دادن می باشد .


گؤتورمك :
گؤتورمك (
götürmek) هردو معنی بردن و برداشتن را دارد.

قولار :
در ترکی اذربایجانی قولار
(kolar) به معنی نامطلوب است .

قوناق :
در ترکی قونوق یکی از حالت های مفعولی فعل قونماق است که به معنی مهمان است و قوناق (
konak )که با پسوند اق یکی از پسوند های مکان ساز ساخته شده به معنی هتل است.

قیزیل :
قیزیل (
kızıl) در ترکی اذربایجانی هم به معنی سرخ است مثل قیزیل گول به معنی گل سرخ. طلا ترکی آلتین است.

یاپماق :
یاپماق (
yapmak) در ترکی اذربایجانی به عمل چسپاندن نان به تنور است.

یاخماق :
یاندیریپ و یاخماق به معنی بدترین وضع کشتن است که یاخماق (
yakmak ) هردو معنی را دارد.یای : یای (yay) در ترکی به معنی کمان و تابستان است.

حاضیر لایان :
ایلقارلی