واژگان خانوادگي و خويشاوندي در زبان توركي

آبجي- آغاباجي.

آقا پسر - خان اوْغلان.

ازدواج - ائوله نيش. ائولنمه.

ازدواج كردن - ائولنمك. باش بير اوْلماق. اوْيلانماق.

ازدواج كردن با زن بيوه – قودوزلانماق.

بچه - بيچه. پيتا. چاغا. چوْجوق. بئچه. بالا. اوشاق. ياورو.

بچة اول- تون. ايلك.

بچة دوم- آرديل.

بچة آخر- سوْن بئشيك.

برادر - اچه. قارداش. داداش. آناداش. قارناش. قوتجا. ددش. دوْغان.

برادر اندر- اوگئي قارداش.

برادر بزرگ- ايجي. آقابيگ. آقا داداش. آبي. تاماتا قارداش.

برادر بزرگتر- آغابيگ. اچه. اچي. آجيك. آچيغ.

برادر بزرگ زن - قايين.

برادر تني- تووقان قارداش.

برادرخواندگي- قارداشلاشما.

برادرخوانده - قارداشليق.

برادرخوانده شدن- قارداشلاشماق.

برادر خوني- قان قارداش. آنداليق.

برادر رضاعي- كؤكلتاش. كوكه.

برادرزاده يا خواهرزاده - يئغن.

برادرزن- قايين.

برادر زن بزرگ- قايين آغا.

برادر زن كوچك- قايين ايني.

برادر سوگندي- آندا.

برادر شوهر- قايين.

برادر شوهر بزرگ- قايين آغا. آغا قايين. شاه ميرزا.

برادر شوهركوچك- بالا داداش. قايين ايني.

برادر شيري- سود قارداش.

برادر صيغه اي- قانقسيق. آند قارداش. قارداش آغا. اوْخوما قارداش.

برادركوچك- آيني. قارداشجيق. قوستو.

برادر كوچك زن - يوكورچو.

برادر ناتني- قارداشليق. قانقسيق. اوگئي قارداش.

برادري- قارداشليق. دوْغانليق.

برادر يا خواهر شيري- اميكدش.

برادري كردن- دوْغانلاماق.

پدر- آتا. دده.

پدر بزرگ - باباي. بابا. آقابابا. قارتاتا. ديب دده.

پدربزرگ عروس يا داماد- قودا بابا.

پدربزرگ مادري- داي آغا.

پدربزرگ ناتني- باباليق.

پدرخوانده- دده ليك.

پدر زن - قايين آتا.

پدر شوهر - قايين آتا. قايناتا.

پدر و مادر- آتا آنا. آقاييه. دده ننه.

پسر - اوْغلان. اوْغول.

پسر اول - ايلكي.

پسربچه - اركا. اوْغلان اوشاغي. اوْغلانجيق. اوْغلوجاق. قيران. آرتان سويشن.

پسربچة مؤدب- آقابالا.

پسر برادر- ويچيقار. قارداش اوْغلو.

پسرجان - اوْغول بالا.

پسر خاله - ائو اوْغلو. خالا اوْغلو.

پسرخانه نشين - قيز بيبي.

پسرختنه نشده - قاپچيقلي.

پسرخوانده- اوْغوللوق. يوفقا.

پسرخواهر - باجي اوْغلو. قونچيقار.

پسردايي- دايي اوْغلو. دايونقار.

پسرعمو - عمو اوْغلو.

پسرعمه - بي بي اوْغلو.

-               اوْغلان جيغاز.

پسر كوچك خانواده- اوْراچي.

پسر مجرد- سوباي. خاتين سيز.

پسر ناز پروردة مادر- آرلات.

پسر يكي يكدانه- ار كؤيول.

پيرزن - قوْجا قاري. آغ باش. آغ بيرچك. قاري ننه. قاري. قورتقا. آغ باشليق.

پيرمرد - آويچقا. قوْجامان. قوْجا كيشي.

جاري- ائلتي. ايلتي.

خواهر - سينگيل. قيز قارداش. باجي.

خواهر بزرگتر - ائجه. ائكه. آقاباجي. آبلا. آپا.

خواهر خوانده - باجيليق.

خواهر زاده - ييگن.

خواهر زن - بالديز. قايين قيز. گؤرومجه. گودوشه. قايين سينگيل.

خواهر زن برادر بزرگ- قوداقاي.

خواهر شوهر- بالديز. قايين قيز. گؤرومجه. گودوشه. قايين سينگيل. گؤرمو. قادينجيق. گؤرومجه. گؤروم. گلين قيزجيق.

خواهر شوهر بزرگ- شاه باجي.

خواهر شيري- سود باجي.

خواهر صيغهاي- باجيليق.

خواهرك- باجي جيق.

خواهر كوچك- اوْيا. سينگيل.

خواهر كوچكتر عروس يا داماد- قوداچا.

خواهر ناتني- باجيليق.

خواهر و برادر - باجي قارداش.

خواهري- باجيليق. آبلاليق.

داماد - گووئي. كؤيو. كوره كن. كويكو. يئزنه. آيزنه. بيگ. گؤره گن. كوي اوْغلو. ائنيشته. پچچه.

داماد سر خانه- ايچ كؤيو.

دختر - قيز.

دختراندر- قيزليق.

دخترانه - قيزسوْو.

دختر بالغ - ارليك.

دختربچه- قيران. قيسقاي.

دختر بزرگ خانواده - قيز آغا.

دختر ترشيده- قالقين. آغوندا. قارتيميش.  

دختر جوان- اوْغلاغي.

دختر چاق و سفيد- ماميلي ماتان.

دخترخاله - خالا قيزي.

دختر خانم- خانيم قيز.  

دختر خانم بزرگ- بايكات.

دختر خانم كوچك- قيسقاي.

دخترخوانده- قيزليق. قيزلاق.

دختر خواهر - باجي قيزي.

دختر دايي- دايي قيزي.

دختر دم بخت - ارليك قيز. اركم. اردن. واريملي. گئن قالا.

دختر زيبا- آشينا.

دختر شيري- سود قيزي.

دختر عمو - عموقيزي.

دختر عمه - بي بي قيزي.

دختر غير باكره- آناسينين قيزي.

زن - قادين. آرواد. يورتوز.

زن آزاد- باشي بوْش.

زناشويي- ائولنمه.

زنانه - قادينجا.

زن برادر- ائنگه. گول باجي. بيرجه باجي.

زن برادر زن - قايين آروادي.

زن برادر شوهر- قايين آروادي.

زن برادر كوچك- گلدي.

زن بيوه- قودوز. دول.

زن خانهدار - ائو آروادي.

زن داداش- ائنگه. گول باجي. قارداش آروادي. قارداش خاتيني.

زن دايي- آغ باجي.

زن عمو - اميجي. عمو دوْستو. بادا.

زن مطلّقه- باشي بوْش. دوللاما.

زن نازا - قارا دوْن. قورات.

زن و بچه- آرواد اوشاق.

زن و شوهر - ار آرواد. قاري قوجا. باغ باغيش.

شجره نامه - سويلوق.

شوهر- ار. آيواز. قوْجا.

شوهر خواهر - انشته. آيزنه. باجي اري.

شوهردار - ارلي.

شوهر مادر شيري- سود بابا.

عروس- آغ دوواقلي. گلين.

عروس خانم- گلين خانيم.

عروسي- توْي. دوگون.

عمو- آباقا. آتا قارناش. بيگگه. تاتا.

عمّه - بي بي. قاتا. ماما.

مشاطه - ائنگه. ديقيزا. يئنگه. آسقيچي.

هوو - گونو.

يتيم - اؤكسوز. اؤگسوز.

........

خانواده-اویماق ( oymaq)

تبار-بوی(  boy)

نژاد-سوی(  soy)

قبیله-اوبا(  oba)

مردم-بودون ( budun)

مردم- ائل ( el)

ملت-اولوس ( ulus)

.....

بایستی چند نکته را متذکر شویم:

مثلی هست که گفته می شود «فئلان کسین بیر "سویی(suy)" دایی سینا چَکیب(فلانی یکی از تیره هایش به دائی اش رفته است! ». )

کلمه "سوی" تورکی با کلمه "سوی" فارسی هم معنی است(یکی است!)؛ ریشه این کلمه، همان کلمه "سو" می باشد. در تورکی به هر چیز جاری و سیلان یاب، "سو" گفته می شود، این کلمه هم از همان ریشه و بمعنی "محل و مقصد جریان" می باشد.

اطلاق ریشه ی "سُی(soy)" که کلمه ای با تداول معنایی "پوست کندن!" می باشد، اشتباه است. گمان می رود افرادی بدلیل شباهت کلمه مذکور به "سو(آب)"، آن را با ضمّه همراه ساخته اند تا به نوعی تفاوت ایجاد کنند.

--------------

اوروق = فامیل، خویشاوند، قُوهوم

در قاراداغ مثلی هست که گفته می شود «اوروغوم اُلسون، اورومودا اُلسون (خویشاندی داشته باشم، در "ارومیه" باشد -- منظور این که "فامیلی داشته باشم، هر چند که در راه دوری باشند" (ارزش خویشاوند ) »  )

به احتمال زیاد این کلمه همریشه با اسامی شهرهای "اور ، اورومی(ارومیه) ، اورومچی" می باشد. (احتمالاً بدلیل مجمع جوامع و خویشاوندان بودن این شهر ها )