پسوند ها ترکی در فارسی (3)
پسوند ها و پیشوند های ترکی در فارسیاشاره : زبان ترکی به علت اینکه یک زبان التصاقی است دارای پسوندها و پیشوند های فراوانی است که هرکدام با قاعده و اصولشان در جای خود به کار برده می شوند. در عوض زبان فارسی چون یک زبان تحلیلی می باشد از لحاظ پسوند و پیشوند زبانی فقیر بشمار می رود و از وند های دیگر زبان ها استفاده می کند.
چون در ترکی برای صرف و استفاده افعال از پسوند استفاده می شود به زبان ترکی زبان التصاقی پسوندی می گویند ولی در کل در زبان ترکی پیشوندهای فراوانی نیز وجود دارد. مثل برber ، اؤن ön ، واز vaz و... .
در این مقاله هرجا که از لفظ زبان ترکی استفاده می شود منظور زبان ترکی آذربایجانی رایج در ایران است. چون زبان ترکی کلی زبانی وسیع و گسترده است و بحث درباره ی آن نیاز به هزاران مقاله به این اندازه دارد و در اینجا نمی گنجد . پس باید زبان ترکی این مقاله را به زبان ترکی آذربایجانی رایج در ایران محدود کنیم.
در ضمن اگر اشتباهی در مقاله مشاهده کردید عفو کنید چون برای ما که زبان خودمان را آموزش ندیده ایم بررسی کلی و درست زبان عظیم ترکی آذربایجانی دشوار است و همچون توصیف فیل در تاریکی است.
حال به بررسی چندین مورد از وند های ترکی در فارسی می پردازیمدر ترکی برای منفی کردن فعل امر - امر منفی یا نهی- با توجه به قانون فنوتیک (از نوع اینجه ince یا قالینkalın ) یکی از حالات مه me و ما ma بکار می رود. مثل:گئت : برو گئتمه: نرو. در منفی کردن فعل در فارسی از نه ne استفاده می شود ولی در اثار فارسی قدیم از مه me استفاده میشده است. یعنی مه me به نه ne تبدیل شده است. مثل: مرو mero- نرو nero و گاهی هم وند ما ma در ترکی به شکل نا na بکاررفته است. مثل نامرد namerd
مه me (از گروه مهme و ما ma ):این وندها در ترکی برای نشان دادن حالت بکار می روندکه فقط گون و گن از این گروه بفارسی وارد شده است. مثل گوناگون gunagun ، چگونه çegune ، همگن hemgın، گونه gune و...
گون gün و گن gen و گین (از گروه گون gün-gun، گین gin، گنgın ، قون qun-qün، قین qin، قن qın):
مثال ها در ترکی:
وورقون vurqun : عاشق / قیزقین qızqın : عصباتی / جوشقون coşqun : جوشان و مهیج شده / ویرقین vırqın : بلا / خشمگین xəşmgin / غمگین qamgin
وند های دیگری در ترکی برای حالت وجود دارد.
مثل : شیخ şıx (حالت و وضعیت) مثلا بو شیخدا bu şıxda(با این حالت)
شین şin (قیافه و چهره) مثلا ساری شین sarışin (زرد قیافه)، قره شین qərəşin (سیاه چهره)
و ...این وند برای نشان دادن ظرف یا قاب نگهداری است. در نمونه های قدیمی ترکی که به فارسی رفته می توان به مثال های زیر اشاره کرد.
دان dan :
زندان (ایزیندان) ایز(نظارت و مشاهده، رد و اثر) ین +دان
دندان :دن (دانه سفید)+داناین وند در معنای روستا و شهر است . (در ترکی به روستا لغات کنت kent و کوی küy-köy و اؤی öy و برای لغت شهر لغات بالقاسون balqason و بولیک bolık و شار şar و اور ur بکار می رود). این وند از وند های مکان ترکی می باشد. مثل : دانشکده danışkede / کدخدا (کنت خدا) kedxuda
کده kede و کد ked (از گروه کنت kent و کد ked و کده kede ):این پسوند مکان مشهور در فارسی است. هر کدام از اشکال این وند با قانون فنوتیک به کار میروند. دوشکل آن در فارسی نیز بدون رعایت قانون فنوتیکی بکار می روند . مثل: خوابگاه xabgah - خوابگه xabgeh
گاه gah (از گروه گاه gah و قاه qah و گه geh):
این پسوند در اصل بشکل قاه qah است مثل کلمه خانقاه xanqahاین کلمه در دو شکل دربه فارسی وارد شده است. یکی به شکل پسوندی وار var در پسوند های کلمات (بعنوان پسوند شباهت) و یکی هم از ترکی شرقی به شکل اسمی بار bar که به معنی ثمره و میوه بکار رفته است. مثل : بؤیوک وار: بزرگوار / ماهوار و...
وار var :این پسوند در ترکی اگر به فعل اضافه شود و فعل بسازد حالت دسته جمعی و هم به فعل می دهد (شبیه به پسوند یت ıt که از فعل اسم دسته جمعی می سازد یاشیت yaşıt / یا پسوند داش daş که به اسم حالت دسته جمعی و هم می دهد مثل داداش dadaş یولداش yoldaş و ...) مثل : اؤپوشمک öpüşmek : باهم روبوسی کردن / گؤروشمک görüşmek: دیدار کردن / یازیشماق yazaşmak : مکاتبه / گولشمک güleşmek : کشتی گرفتن ولی اگر با افزودن این وند به فعل اسم ساخته شود شیوه و حالت فعل را بیان می کند. مثل : چالش çalış / تلاش telaş / جنبش cunbuş/ چکیش çekiş / گئدیش gediş / کوشش kuşeş
ش ş (از گروه یشiş - وشuş -شş ) :این وند در اسم ها بکار می رود. مثال : در ترکی در (بشکل اسمی) به معنی عمق می باشد که اگر وند بالا را بگیرد می شود درین derin : عمیق / درآز deraz : کم عمق. در فارسی : مثل : سنگینsengin / چرکین çirkin و...
ین in (از گروه ون un و ینin):مثال : یونگول yüngül : سبک/ خوشگل xoşgül
گل gül (از گروه گیل gil- گول gül- قیلqil - قولqul):بر در ترکی معادل رخ در فارسی است. بری beri : به این سمت،به سمت بالا / اؤته öte : به آن سو. بره بیتیرمک bere bitirmek : به رو روییدن (در اصلاح به معنی فایده داشتن) مثل افسوس بره بیتیرمز : افسوس سودی ندارد. این وند در فارسی کاربرد فراوان دارد. مثل : برداشتن ber daşten و...
بر ber (از گروه برber و بری beri) :هر دو پیشوند در فارسی به معنی گشاد وارد شده اند.مثل: واز گئچمک vaz geçmek :در اصلاح به معنی بی خیال شدن / دروازه dervaza ولی پسوند باز خود نیز به عنوان پسوند علاقه نیز به فارسی وارد شده است.
وازvaz - باز baz :از وند های تصغیر ترکی است. در ترکی پسوندهای تصغیر دیگری هم مثل جیک cik وجود دارد. از نمونه های ترکی که به فارسی وارد شده است : پاچه (پاچاpaça) / کلوچه kuluçe / پارچه (پارچا parça) و...
چه çe(از گروه چهçe -جهce -چاça -جاca):از پسوند های مکان است و شبیه به گاه است. مثل : قولتوق qoltuq : زیربغل / پاتوق patuq : پایگاه. جالب توجه است که کلمه پا pa در ترکی باستان نیز به معنی آیاق ayaq و قیچ qıç به شکل با ba بکار رفته است ولی منشا اصلیش معلوم نیست که ترکی است یا فارسی.
توق tuq :اگربصورت اسم باشد به معنی ناقص و عیب است ولی در شکل وند به معنی شدت است. مثل : دگیرمان degirman : آسیاب / اؤیرتمن öyretmen : معلم / آرمان arman (آرامان araman : بسیار جستجو شدنی) / درمانderman / سازمان sazman و...
مان man (از گروه مان man و منmen):
البته باید اشاره کرد که این وند در ترکی باستان به شکل پان pan بوده است که امروزه در ترکی قزاقی در کلماتی مثل آسپان aspan (شکل اصلی لغت آسمان asman ) بکار می رود.حالت فاعلی به اسم میدهد. مثل تفنگ چی tüfengçi
چی çi(چیçi - جیci - چوçu - جوcu ):وقتی به اسمی یا فعلی اضافه می شود به معنی وسیله آن اسم یا آن کار می شود. مثل : سرنگ soreng (وسیله سورماق sormak) / النگو elengu (وسیله ال əl)
انگ eng:از پسوند های مکان ترکی است که به فارسی در معنی ائو / ev هم وارد شده است. مثل : خسته خانا xəstə xana (خسته هانا hastane) / آستانا astana : در ترکی قدیم و ترکی شرقی به معنی پایتخت başkent می باشد (آستانه astana پایتخت قزاقستان kazakistan ) آست ast در ترکی مخالف اوست üst است. مثل آستار astar ، آستین astın
خانه xane (از گروه خاناxana - هانا hana - انا ana) :این پسوند ترکی در فارسی اولیه به شکل پان pan بکار میرفته که به تدریج دوباره به شکل ترکی خود باز گشته است. مثل لغت چوپان çuban (که در ترکی به شکل چوبان çoban بکار میرود. چو ço در ترکی قدیم به معنی گوسفند qoyun است. مثل لغت چودارçodar)
بان ban :این وند از پسوند های محافظت و پیشه به حساب می آید و با توجه به قواعد فنوتیکی یکی از حالات ان به کار می رود. مثل : ائلدار ildar / صفدارsefdar (صفدرsefder) / چودارçodar به معنی گوسفند دار و...
دارdar (از گروه دارdar - درder):این پسوند ریشه کلمه استان ustan است که هم معنی با بیگلربیگی beyglerbeygi می باشد. که فقط یک حالت ان به فارسی وارد شده است.
ستان stan (از گروه یستانistan - وستانustan ):
یک ik و وک uk(از گروه یک ik - وک uk-یق iq - وقuq ):
این پسوند از وند های صفت ساز در ترکی است. مثل کلمه چابک çabuk و تاریک tarikاین از پسوند های وضیعت در ترکی می باشد. مثل : گلشن gülşən / پریشان perişan
شن şən و شان şan:این پسوند از وند های مکانی ترکی می باشد که در فارسی نیز کاربرد فراوانی دارد. ریشه این وند به کلمه اوov در ترکی باستان که معادل ائوev در ترکی جدید است بر میگردد.
وانvan و آوانavan و آباد abad و اوا ova:
قهqe و گه ge (از گروه قا qa- قه qe -گا ga - گه ge):از پسوند های مکان و ابزار ترکی است که علاوه بر فارسی به زبان هایی مثل روسی نیز وارد شده است. در فارسی حالت گه ge در مفهوم مکان و در روسی قا qa در مفهوم مکان و ابزار رایج است. مثل کلماتی مثل جلگه colge در فارسی و ناسیرقا nasırqa (فرغون) در روسی . در ترکی مثل لغات آتیشقا atışqa (محل پرتاب) / بؤلگه bölge (منطقه) / داشقا daşqa (گاری)
پسوند های بسیار دیگری از ترکی به فارسی رفته اند که به چند مورد دیگر زیر اکتفا می کنیم.
لاق laq در سنگلاخ senglaq و باتلاق batlaq / سارsar و زار zar در گلزارgülzar و گلسار gülsar / قارqar و گارgar در ایلقار ilqar (وعده) و آموزگار amuzegar و روزگار ruzgar / آلal در گودال godal / پاد pad و پد pəd به معنی ضد zid چیزی / و...
نکته: یکی از نشانه های وند های ترکی در فارسی چند حالته بودن آنها است که در ترکی با استفاده از قوانین هماهنگی اصوات یک یا چندی از این حالات بکار میرود. مثل وند پاد pad و پد pəd به معنی ضد zid چیزی
که در حالتی که مصوت های کلمه قالین kalın باشند پاد pad و اگر اینجه ince باشند پد pəd بکار می رود. ولی در فارسی چون این قانون وجود ندارد اشتباه بکار برده می شوند مثل پد افند pəd afənd و گاهی نیز از معنی خود دور می شوند مثل پادشاه padışah.
قایناق : مازقامئت
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر ۱۳۹۲ ساعت 7:15 توسط اسماعیل سالاریان
|

1) من اسماعیل سالاریان صاحب این وبلاگ 7 کتاب چاپ شده ام 1-تمثیل و مثل 2- ناغیلار بوقچاسی 3- مثنوی یوسف و زلیخا به ترکی خراسانی 4- نگاهی به ادبیات ترکان خراسان 5- نگاهی به فرهنگ ترکان خراسان هست 6 -ترکی خراسان و قواعد آن و چند کتاب در زمینه زبان، ادبیات و فرهنگ ترکان خراسان آماده نموده ام که هنوز چاپ و نشر نشده اند.