تعبیرات فعلی رایج در زبان تورکی در رابطه با کلمه دیل(زبان)

اشاره :
اصطلاحات و تعبیرات فعلی که از آن در اصطلاح لغت شناسی به ترکیبات ثابت فعلی زیان نیز نام برده می شود. یکی از جالبترین و پرمایه ترین شقوق لغوی و ترکیبی زبان در ارائه معانی مجازی و تشبیهی است.

در زبان تورکی تنها در رابطه با اعضای بدن انسانی از نوع : باش (سر)، گؤز (چشم)، قولاق (گوش)، آغیز (دهان)، آیاق (پا) و امثال آن صدها اصطلاح و تعبیر وجود دارد. دراین پست برای اینکه در این باب نموداری به دست داده باشیم به نقل تعدادی از اصطلاحات و تعبیرات فعلی رایج در زبان تورکی که از یاد داشت های آقای م.ع.فرزانه اقتباس شده در رابطه با کلمه دیل(زبان) بسنده می کنیم:


1-دیل - آغیز ائله مک(دلداری دادن، با لحن ملایم خواستار پوزش شدن، رفع رنجش و کدورت کردن.)

2-دیل آچماق: زبان باز کردن(طفل)، درد خود را باز گفتن، التماس کردن و خواهش کردن

3-دیل بوغازا سالماق: وراجی کردن، پشت سر هم و بدون وقفه حرف زدن.

4-دیل اؤیرتمک : چیزهای ندانسته را یاد دادن، حرف یاد (یکی) دادن، راه و چاه نشان دادن.

5-دیل تاپماق : تفاهم پیدا کردن، جلب رضایت و اعتماد کردن، زبان مشترک یافتن

6-دیل تؤکمک : خواهش و تمنا کردن، اصرار ورزیدن

7-دیل چیخارماق: استهزا کردن، ادای یکی را در آوردن

8-دیل وئرمک : راضی شدن، قبول دادن

(دیل وئرمه مک: امکان حرف زدن به دیگری را ندادن )

9-دیلده توک بیتمک : از تکرار و بازگویی یک مطلب خسته شدن

10-دیلدن دوشمک : خسته شدن، از پا درآمدن

11-دیلدن سالماق : خسته و درمانده کردن، از پا انداختن

12-دیلدن دوشمه مک : ورد زبان بودن، از یاد نرفتن، فراموش نشدن

13-دیله گتیرمک : یکی را به حرف وا داشتن، کاری را که در حق کسی انجام شده را به زبان راندن

14-دیله توتماق : با حرفهای شیرین یکی را رام کردن، بچه در حال گریه را با زبان ساکت کردن

15-دیله گتیرمه مک : یارای گفتن حرفی را نداشتن، حرفی را که گفتن آن ممکن است نگفتن

16-دیلی آغزینا سیغماماق : خود ستائی کردن، حرف های گنده گنده گفتن

17-دیلی باتماق : نطقش خاموش شدن

18-دیله گلمک : زبان و شکوه و شکایت گشودن، به ناله و فغان آمدن

19-دیلی قیسا اولماق : به خاطر داشتن قصور، جرأت حرف زدن نداشتن

20-دیلی دولاشماق : حرف ها را اشتباه گفتن، در نتیجه اشتباه و یا دستپاچگی حرف ها را قاطی کردن

21-دیلی دؤنمه مک : قادر به تلقظ و ادای صحیح حرف نبودن

22-دیلی توتولماق : توان و یارایی گفتن را از دست دادن، به هنگام سخن گفتن لکنت پیدا کردن

23-دیلینه وورماماق : از چشیدن چیزی امتناع کردن

24-دیلیندن دوشمه مک : مرتبا" تکرار کردن، بطور مدام بر زبان راندن

25-دیلیندن قاچیرماق : بی هوا و بی حساب از دهانش در رفتن

26-دیلینی باغلاماق : وادار سکوت کردن

27-دیلینه باغلاماق : به گردنش گذاشتن، حرف بر زبان کسی گذاردن

28-دیلینی بیلمک (باشا دوشمک) : از حال و مقالش با خبر شدن، راز دلش را حالی شدن

29-دیلینی قارنینا (دینمز یئرینه) قویماق : از زیاده گویی خودداری کردن، زبان در حلق فرو بردن

30-دیلینی دیشله مک : حرف را نا تمام گذاشتن، در وسط حرف تأمل کردن

31-دیلینی کسمک : به سکوت وا داشتن، جلو حرف یکی را به زور گرفتن

32-دیلینی ساخلاماق : از گفتن چیز خاصی خودداری کردن، سکوت را ترجیح دادن

33-دیلینی ساخلاماماق : در گفتن بی پروائی نشان دادن، حرف زیادی و بی موقع زدن

34-دیللر ازبری اولماق : به دلیل خوشنامی و به زبانها افتادن، ذکر خیر داشتن

35-دیللرده گزمک (دولاشماق) : همچون امثال در زبان ها گشتن.

36-دیللره دوشمک : ورد زبان خاص و عام شدن، سر زبان ها افتادن، شایع شدن