درس عبرتی از تاریخ
در زمان جنگ ایران روس، سفیری به ایران فرستاده شد تا شرایط را بررسی كند و گزارش نماید كه چگونه بر ایران مستوفی یابند. در آن زمان بیشترین مقاومت در آزربایجان بود و آزربایجانیان به هیچ شرایط راضی به تسلیم نبودند مگر شرایط و مطالبات آنان فراهم شود.

 این سفیر چون شرایط را این گونه دید و فهمید كه مردان و زنان آزربایجان همه در دلاوری و جنگندگی ید طولانی دارند و شجاعت آنها زبان زد خاص و عام است، طی نامه به زمامداران خود چنین نوشت :

"این سرزمین آزربایجان را به هیچ عنوان نمی شود تسلیم كرد. و اگر این مناطق تسلیم نشوند ایران تسلیم نخواهد شد و به زانو در آوردن این منطقه میسر نیست مگر به دو راه زیر :

1-كلیت آزربایجان را نابود و مردان و زنان آن را از دم باید كشت.

2-این سر زمین یعنی آزربایجان را به مناطق جداگانه تقسیم و به هر كدام نام تازه داده شود تا بدین شكل از هم دیگر جدا شوند، و اتحاد و یگانگی از آنها گرفته شود."

این ترفند به صورت جنگ فرهنگی (میراث آریامهر و سیاست گزاران تزار و انگلیس)امروزه نیز متاسفانه در ایران به اشكال گوناگون بر علیه تورك ها در حال انجام است، به جز توهین های علنی و غیرعلنی رسانه و قدرتهای ابزاری كه در دست عده ای قرار دارد و ازآن به نحو قابل توجه استفاده می كنند تا ملت تورك را  بی فرهنگ، ناتوان و ... نشان دهند. نمونه های بارز دیگر نیز هست از آن جمله: ساختن لطیفه های  هدفمند است كه آنها را در اختیار كودكان قرار می دهند تا بر علیه فرهنگ توركها تعریف كنند و به خندند، در این میان بارها دیده شده كه در جمع اینها برخی ازخود توركها( آسیمیله شده ) نیز هستند سئوال كه می شود شما دیگر چرا؟ جواب بسیار دردناك كه جای بسیار تعمق دارد شنیده می شود. " من تورك نیستم، آذری یم"!.

این دقیقا همان خواسته است كه تئوریسین های شوونیسم و سایت جاعل آذریها دنبالش هستند، آنها می خواهند با دادن نام و اسامی گوناگون افراد را از فرهنگ و تاریخ خود جدا سازند بدون اینكه این افراد خبر داشته باشند.

مطالب مرتبظ:

آذري چه صیغه ای است

من توركم، آذري يوخ