برگی از خاطرات یک کتابدار(4)
مریم گریوانی:پنج شنبه است. توی یک بسته، بیست جلد کتاب می گذارم تا با خودم به روستا ببرم. بچه های همسایه قیافه ام را شبیه کتاب می بینند، از آنها دعوت می کنم تا به خانه ی پدری ام بیایند. کتاب انتخاب می کنند و با همکلاسی هایشان و بچه های محله های دیگر می خوانند، دو هفته بعد که دو باره به روستا می روم، کتابها را با کتابهای جدید عوض می کنم. کتاب موش شهری و موش روستایی و کتابهای هوشنگ مرادی را خیلی دوست دارند. این هفته برایشان کتابهای علمی و داستان انتخاب کرده ام. این طرح را از اول تا آخر تابستان هر سال برای بچه های روستا اجرا می کنم. آخرتابستان ازآنها می خواهم کتابهایی که خوانده اند خلاصه و تعریف کنند و برایشان هدیه مثلا دفتر، خودکار، جامدادی و کیف و... خریده و متناسب با بازدهی که داشته اند تقدیم می نمایم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۲ ساعت 15:30 توسط اسماعیل سالاریان
|

1) من اسماعیل سالاریان صاحب این وبلاگ 7 کتاب چاپ شده ام 1-تمثیل و مثل 2- ناغیلار بوقچاسی 3- مثنوی یوسف و زلیخا به ترکی خراسانی 4- نگاهی به ادبیات ترکان خراسان 5- نگاهی به فرهنگ ترکان خراسان هست 6 -ترکی خراسان و قواعد آن و چند کتاب در زمینه زبان، ادبیات و فرهنگ ترکان خراسان آماده نموده ام که هنوز چاپ و نشر نشده اند.