حکایت پیازخوری ارکانی ها
حکایت پیازخوری ارکانی ها
نویسنده : موسی عمرانی :
آنچه در پی می آید حکایتی است که زبان به زبان گشته است تا امروز، بدون دلیل و سندی بر درستی آن .
شاید ساخته و پرداخته ی برخی از رندهایی باشد، از روستاهای اطراف بجنورد،که این نوع از حکایت ها را دست مایه ی شوخی های خود می کنند. مردمان یک روستا(ارکان) را پیازخور، روستایی دیگر(گریوان) را کدوخور، آن یکی را ( فیروزه) لوشی خور و دیگری را مثلا شلغم خور می نامند و حکایت هایی می سازند برای مزاح و شوخی که آغاز سخن و همکلامی را باعث می شود و...
مثلا همین بچه های جلسه ی ارکانی های مقیم مشهد که متولد مشهدند و ریشه در ارکان دارند، برای مزاح، پیاز را بصورت آیکن ! بر روی تابلوی نشان جلسه می گذارند تا نشان باشد از اینکه جلسه متعلق به ارکانی های مقیم مشهد است. یا رندی بر روی تابلویی در دوراهی جاده ی بِش قارداش و ارکان، علامت احتیاط و خطر کشیده بود و نوشته بود؛ خطر پیاز .!!
با این توضیح حکایت را روایت می کنیم و درستی یا نادرستی آن را بر عهده ی گذشته گانی می گذاریم که روایت کرده اند .« العهدة علی الراوی » :
مردمان ارکان نیز مثل همه ی مردمان روستاهای دیگر، اهل همکاری ومشارکت بوده اند .در کارها به یکدیگر کمک می کرده اند و در انجام بسیاری از امور با هم هماهنگ بوده اند. در یکی از روزهای خدا ،چند نفر ارکانی برای انجام کاری به کوه می روند. برای جمع کردن هیزم یا درو کردن علف. سابقه داشته است که هرکدام نانی و خورشتی باخود بر می داشته اند و وقت ظهر، نان و خورشت خود را در یک سفره می گذاشته اند و با هم نوش جان می کرده اند. تنوع غذایی شکل می گرفته است. یکی نان آورده است یکی روغن، یکی قاتق و ماست و...
در این روز تاریخی نیز ، وقتی برای خوردن ناهار، دست از کار می کشند و دستمال های حاوی آورده شان برای ناهار را باز می کنند، بی خبر از هم، می بینند که همه ی دستمالها، پیاز پیچیده اند. نه نانی در بساط است و نه خورشتی دیگر. به ناچار شروع می کنند به خوردن پیاز!. پیازهایی تند و تیز. اشک از چشم هایشان سرازیر می شود . هر یک، چشم های دیگری را اشک آلود می بیند. این هم حالی و هم اشکی، آنها را به شک می اندازد که نکند در روستا اتفاقی افتاده است و کسی خدای ناکرده از دنیا رفته است که اینان چنین حالی دارند؟
این شک ،آنان را وا می دارد که کار را ترک کنند و اشک ریزان به سمت روستا حرکت کنند. مردمان روستا نیز بی خبر از همه چیز ، وقتی آنان را از دور و در حال گریه و فغان می بینند، گمان می کنند که؛ شاید برای آنان اتفاقی افتاده است که اینچنین به سوی روستا در حرکتند؟ از این روی اینان نیز اشک می ریزند و به سوی آنان راه می افتند. به هم که می رسند از هم خبر می گیرند .
آنانکه از کوه می آیند، می پرسند : از روستا چه خبر؟ چه اتفاقی افتاده است؟ آنانکه از روستا می آیند، می پرسند : از کوه چه خبر؟ چه اتفاقی افتاده است؟ و معلوم می شود که ؛همه چیز زیرسر پیاز است !!
نتیجه:
1. این داستان ساختگی است.
2. در ارکان پیاز کشت نمی شود.
3. و به دلایل زیر خوردن پیاز به ارکانی ها و غیر ارکانی ها توصیه می گردد:
*این محصول از نظر ارزش غذایی به دلیل دارا بودن قندها، ویتامینها به ویژه و ویتامین ث، مواد معدنی بخصوص کلسیم، فسفر و پتاسیم ،دارای اهمیت است.
* به دلیل داشتن مواد آنتی بیوتیک پیاز از جنبه دارویی پراهمیت است به گونهای که این محصول میتواند با تقویت سیستم دفاعی بدن در پیشگیری از بیماریها موثر باشد.
*پیاز باعث آرامش میشود و در کاهش فشار خون و چربی خون موثر است.
* پیاز سرشار از گوگرد است و گوگرد موجود در آن برای ضد عفونی کردن خون، ششها و برطرف کردن آسم، ورم گلو و برونشیت موثر است
* مصرف پیاز موجب تقویت غدّه اشکی و گوارشی میشود.
* پیاز دارای آنتی بیوتیک است که خون و مجاری تنفسی را ضد عفونی میکند.
* پیاز در درمان بسیاری از بیماریها از جمله بیماریهای کلیوی، مثانه، ورم ساقها، پروستات و رماتیسم مفصّلی موثّر است.

1) من اسماعیل سالاریان صاحب این وبلاگ 7 کتاب چاپ شده ام 1-تمثیل و مثل 2- ناغیلار بوقچاسی 3- مثنوی یوسف و زلیخا به ترکی خراسانی 4- نگاهی به ادبیات ترکان خراسان 5- نگاهی به فرهنگ ترکان خراسان هست 6 -ترکی خراسان و قواعد آن و چند کتاب در زمینه زبان، ادبیات و فرهنگ ترکان خراسان آماده نموده ام که هنوز چاپ و نشر نشده اند.