دره گز مهد و مرکز فرهنگ و تمدن خراسان
بهمن رنجبران:دره گز مهد و مرکز فرهنگ و تمدن خراسان
سخن از دره گز بزرگ است، منطقه ای تاریخی با قدمتی کهن و تمدنی درخشان ، دارنده ده ها آثار باستانی از چند هزار سال قبل از تاریخ تا زمان اسلام و بعد از آن تا قرن اخیر، درگز بزرگ در اتک واقع بوده و مرکز خاوران می باشد .
درگز بزرگ در بر گیرنده شهر باستانی باورد « ابیورد » همراه با دهها روستا و آبادی و چند شهرک، شهر درون، کلات، شهرستان « شهرستانه »، شهر انائو، « نیسا » تختگاه و آرامگاه پادشاهان پارت و اشکانیان، دستگرد و یاریم تپه (بندیان جعلی) است .
دیاکونف باستانشناس معروف، تمدن ابتدایی برخی از نقاط شمال شرق و شمال ایران از جمله تورنگ تپه استرآباد را با تمدن اولیه منطقه درگز مرتبط دانسته اند .
بنوشته فردوسی طوسی، آرامگاه خونین سرداران ایرانی « فرود، ریو و زراسب » اینجا بوده و جنگ پشن، نبرد بزرگ ایرانیان با تورانیان دراین منطقه روی داده است. فردوسی چنین سوده است :
میان سرخس است باورد و طوس
ز باورد بر خاست آوای کوس
گهواره تاریخ حماسی باستانی ما همین منطقه بوده، بیشک نیمی از افتخاراتی که ما داریم، قهرمانان و پهلوانان درگز بزرگ بوجود آورده اند .
آوردگاه بزرگ رستم، طوس و فرود در این منطقه بوده است. فردوسی در شاهنامه « داستان فرود » آورده است : همینکه طوس، چرم را فتح کرده بطرف شهر ابیورد سرازیر می شود، با تژاد، پهلوان و قلعه دار زورمند گروگرد (کلات) برخورد می کند و به نبرد می پردازد.
اسکندر، استیلا طلب بیگانه، در همه جا بدون رادع و مانع پیش میرفت، در این منطقه با تیراندازان و پارتیزان هایی به رهبری سپیتاما روبرو می شود و با دادن تلفات زیاد، از این منطقه چشم پوشی نموده و برای ادامه مجبور می شود راه خود را کج نماید .
آرشاک از داراگرذ « درگز » اساس پادشاهی پارتها را بنیان گذاشت .
تهاجماتی که در دوره ساسانی از جانب سکاها و هیاطله روی داده از این معبر صورت گرفته است .
ابومسلم خراسانی با کمک سیاه جامگان این منطقه به جنگ تازیان اموی شتافت و اساس حکومت آنان را برهم ریخت .
سرداران و دلاوران این خطه بخصوص جانی قربانی ها علیه چنگیزیان بپا خاسته و با کشتن یل گوش سردار نامدار چنگیز، این منطقه را از لوث وجود بیگانگان پاک می کنند .
نادر افشار، سوزانده ترین صاعقه ضد بیگانه از درگز قد علم کرد، ابتدا پوزه مخالفان، غارتگران، و ایلغارچیان را بخاک مالیده و با بیرون راندن استعمار گران و اشغالگران، پرچم لگد مال شده ایران را بر فراز هیمالیا نصب کرد.
در انقلاب مشروطیت، درگز نقش انسانی و عدالت خواهی خود را نسبت به ملت ایران بخوبی ابراز می کند، « رستم المجاهدین » و گروهش هر جا تخم استبداد می بینند از بین می برند .
شهرها و آبادی های همجوار شهرستان درگز فعلی از جمله قوچان و حتی شهر قدیم نیشابور بنا به گواه تاریخ، قدمت کمی داشته و بعد از منطقه درگز بزرگ بوجود آمده اند و دوره تمدنی آنان نیز، چند هزار سال پایین تر ازمنطقه درگز می باشد.
آقای هفتواد در« تبارشناسی و سرزمین کهن ابیورد » با دلایلی مستند و معتبرتاریخی، اغلب شهرهای شمال خراسان از جمله بجنورد و قوچان (استوا) را جزء ابیورد کهن دانسته اند.
درگز سرزمینی با تمدن بیش از هفت هزار سال از یک طرف مرکز حکومت پارتیان و از طرفی نشان از زرتشتیان یکتا پرست دارد و کتاب مقدس زرتشتیان (اوستا) قدیمی ترین کتابی است که نام ابیورد در آن آمده است. از سویی به علت نزدیکی به مرو مرکز امپراطوری جهان اسلام مورد رفت و آمد شخصیت های سیاسی و علمی روزگار بوده و از مردمان اینجا مردمانی صاحب فکر و صاحب شخصیت و صاحب فرهنگ و اندیشه و تمدن ساخته است.
درگز در اصل داراگرد (شهر دارا) بوده که تیرداد اشک دوم پادشاه اشکانیان درسال 237 قبل از میلاد مسیح آن را درناحیه آپارات (پارت – یونانی) ساخت و پایتخت خود قرار داد در دوران اسلام به داراجز و درجز و بعدها به درگز تغییر نام داد. تاریخ منطقه ای که شهرستان کنونی درگز در آن واقع گردیده، پیشینه اش به دوران قبل از، زمان مهاجرت آریایی ها به فلات ایران می رسد.
آثار باستانی و تمدن درگز بزرگ چون خودش کتابی مفصل می شود بناچار فقط در باره چند شهر و تعدادی مکان و تپه های باستانی بطور مختصر مطالبی ارایه می گردد.
در آثار باستانی و تمدنی پیش از تاریخ درگز به آثار بجا مانده همچون : شهر و منطقه ابیورد کهن، شهر و منطقه نیسا، شهر و منطقه انائو، درون، شهرستان « شهرستانه »، یاریم تپه یا بندیان، دستگرد و به تعدادی از تپه های باستانی از جمله : قدیمی تپه، منجوقلی تپه، چاغیلی تپه، تپه صاحب جان، یاریم تپه، قراتپه، تپه تقی، تپه یوخارقلعه، شاه تپه و قصبه می توان اشاره کرد .
نخستین قومی که در این منطقه ظاهر شده اند ، قوم داهه یا دهه بودند که بعدها اساس دولت پارتیان را تشکیل دادند. جماعت دیگری که در این ناحیه زندگی می کردند، طایفه ای از سکاهای تیز خود بودند که بنا به گفته مورخین، کوروش بدست آنان از بین می رود.
یکی از پسران گودرز، بابا اورد، اباوُرد یا ابیوُرد (اپیوُرد و اپاوُرد) بوده که خاکی را در دشت خاوران از کی کاووس گرفته و آن را آباد کرده بنام ابیوُرد پورگودرز از خویشان آرش کمانگیر، می کند. ابیورد کهن در برگیرنده ی جرمغان (گرمکان، جرمق، گرمه)، بجنورد (بیژن بیوُرد)، اسپهرآیین یا اسفراین، شیروان، قوچان (استوا) و درگز و پیرامون اینها بوده است .
بیژن در شاهنامه از نوادگان گودرز است او پسر گیو است و مادرش دختر رستم (ژاله آموزگار، اساطیر ایران) و این سر زمین بنام دو پهلوان هم خانواده ی پسر و پدرآوازه داشته نخست ابیوُرد ( که بزرگ تراست) سپس بیژن ابیوُرد (بیژن بیورد).
نام اُرد از نام های بزرگ مهریان و اشکانیان است و بابااُرد نام گیو بوده و گیو صفت پهلوانی ی پسر گودرزمی باشد بهر روی گیو همچون هر پهلوان دیگری دارای یک نام و چند آوازه و صفت بوده چون زال زر، رستم دستان تهمتن، شاپورنیو، آرش شیواتیر و...) باری این سر زمین بیش از هرچیز بنام ابیوُرد آوازه داشته و شهر بیژن از آبادی های این ابیوُرد بشمارمی رفته شهر بیژن در پیرامون بجنورد کنونی بوده است.
این سرزمین سالیان سختی را گذرانده تا بوزنجُرد و بیجنورد و بجنورد شده. سخن دیگر در باره ی واژه ی ابیورد اینکه نام بابا (پاپا) ، بابی و بابو از نام های کهنی بوده که مهريان كهن و بويژه اشكانيان به فرمانروایان و پیران خاندان می داده اند و بسیاری از فرمانروایان ابیورد لقب بابا داشته اند. همچون، باباعلی پدرزن نادر. نام نخستین این شهر از اُرد (اورد) گرفته شده با اضافه شدن بابا که بابا اُرد می شود و بابا همچون کی در نام کی کاووس و کی آرش است پس اُوردبابا و بابااُورد است.
پس از آمدن اعراب سامی نفوذ زبان و لهجه ی عربی نام ها را دگرگون می کند و اعراب که به بابا ، «ابا، ابو و ابی » می گفتند، نام بابااورد را به « ابی اورد و ابا اورد » دگرگون کردند که چون نام اُرد بگونه ی اَرد هم تلفظ می شده بگونه ی ابیورد و اباورد در نوشته های مسلمانان در آمده است
نام بابا برای مهریان پدر و آباشناس نامی نیک بوده بگونه ای که چون کسی در کیش مهر به خوان هفتم می رسد او را پاپا و بابا(پیر پدر) می گفتند که رستم خود یک پیر و پدر و بابای مهری است(بابارستم). از ابیورد کسانی هستند که نام کوچک آنان بابا است. بابا سودایی، باباسعید یا بابوسعید پسر بابو بوالخیر پیر وپدرصوفیان مهنه ای نیز چنین بوده است. بیژن در نام بجنورد: این بیژن همان بیژن دلداده ی منیژه است که با پدرش گیو و توس و فریبرز در ناپدید شدن کیخسرو به پند او گوش نمی کنند و در زیر برف جاودان بارنده گير كرده و بخواب می روند تا روزگاری دیگر بیدار شوند و ایران را بیابند و درفش کاویانی سرخ و زرد و بنفش را برافرازند.
بـاوُرد پــور گـودرز، از دوده ی کــی آرش
وزکی قبــاد و کشواد ،بود آن سواره ی گــرد
آن آرشی که افکنــد تیــر از کمـان درگــز
در جنگ زوی تهماسپ وآن آشتی به از برد
شهنامـه گـوی ما گفت چون رفت تاج دارا
بـار دگــر یکی شیـر، آن را بچنــگ آورد
ازتخمـه ی کی آرش ، بود آن دلیـر مهـری
آرش کــــیان این خـــاک ، آن آرزو بـرآورد
مهـــر بـزرگ بادا، یار همـه ی دلیــــران
و ز تهمتـــن درودی ، بر مهـریان باورد
اوده مرادف در باره تمدن و آثارباستانی ابیورد چنین نوشته است :
در حفاری های ابیورد، محله های پیشه وران کشف شده است در این محلات آثار ریمها و تراشه های آهن مشاهده میشود در بخش مرکزی شهر و در حوالی دژ انواع اشیاء فلزی از جمله زیورآلات زنانه، زنگوله ها، گل کمربندها و تعداد زیادی انواع سکه در دوره های مختلف و قطعات یراق اسب یافت شده است که گویای وجود کارگاه های مسگری و زرگری می باشد. در اراضی ابیورد چندین منبع آب، جویها و چاه که گویای چگونگی تامین آب مصرفی شهری می باشد کشف شده است. ظروف و اشیاء سفالی جالب و گوناگون و اشیاء فلزی و کنده کاری های سکه ها در این شهر سیمای گذشته شهر را به عنوان یکی از مراکز مهم بازرگانی و صنعتی در خراسان می شناساند .
ویژگی های طبیعی و اقلیمی ابیورد موجب مسکونی شدن آن در، ازمنه کهن گردیده است . علاوه برآن جریان توسعه و روند بی وقفه بهره برداری، ابیورد را به یکی از سکونت گاه های عمده خراسان در قرون وسطی تبدیل نمود، این وضعیت در آثار باستانی و معماری ابیورد به وضوح دیده می شود. هم اکنون در پرتو پژوهش های ویژه ای که در ابیورد از آغاز قرن بیستم بعمل آمده است، حدود سیصد 300 اثر باستانی متعلق به اعصار مختلف از نئولیت تا اواخر قرون وسطی شناسائی شده است .
بر اساس اطلاعات بدست آمده از تحقیقات باستان شناسی ، آغاز آبادانی ابیورد به هزاره های 6 – 5 پیش از میلاد بر می گردد. هم اکنون چهار اثر تاریخی مربوط به این دوره به نام های قدیمی تپه، منجوقلی تپه، چاغیلی تپه و قصبه شناخته شده است که گروه شرقی آثار تمدن جیتون را تشکیل می دهد .
وفور منابع آب و اراضی حاصلخیز این منطقه امکان پرداختن به زراعت، دامپروری و شکار را فراهم می نمود. این سه عنصر در اقتصاد مردم در عصر نئولیت محور اصلی مجموعه نظام اقتصادی را تشکیل می داد که چندین هزار سال حفظ شده بود. اقتصاد زراعتی پایه ریزی شده بر اساس روش آبیاری خلیجی موجب حیات طولانی قصبات قدیمی می شده است.
در کار زراعت به پرورش گندم نرم توجه خاصی مبذول می گردید. بخش عمده گوشت غذایی از تکثیر احشام و شکار جیران و بزوحشی و غیره تامین می شد. تولیدات خانگی به تهیه ظروف منقوش گچ بری سفالی و ابزار مختلف کار از سنگ و استخوان محدود بود. وجه تمایز معماری عصر نئولیت یکنواختی آن است که در ساخت خانه های یک اتاقه با حیاط کوچک نمود یافته بود. مصالح اصلی ساختمانی که در ساخت ساختمان بکار رفته، خشت به شکل بلوک و در مراحل بعدی آجر مستطیل شکل بوده است .
مرحله بعدی عمران ابیورد به اعصار نئولیت و مفرغ « 2 – 5 هزار سال پیش از میلاد» بر می گردد. آمار قصبات در مقایسه با دوره پیش به شش برابر افزایش می یابد. قریه های بزرگی مانند : آلتین تپه، نمازگاه تپه، ییلقین لی تپه و قاراتپه بوجود آمد. در این زمان بهره برداری از مس و مفرغ و اختراع چرخ کوزه گری و توسعه بعدی مهارت های کشاورزی، موجب رشد سریع در عرصه های پیشه وری، تجارت، هنر و شهرسازی گردید .
در اواخر هزاره چهارم و اوایل هزاره سوم پیش از میلاد بخشی از ساکنین دامنه های کوپت داغ و ابیورد در سه محور عمده نقل مکان می کنند : سارازم در سغد، شهر سوخته (سیستان) و وادی کویته (پاکستان) .
دامنه های کوپت داغ ، ابیورد و قصبات واقع در آن در اواسط هزاره ی دوم پیش از میلاد آشکارا روند آغاز بوجود آمدن دستگاه های حکومت را به نمایش می گذارد .
ویژگی هزاره اول پیش از میلاد، ظهور نخستین امپراطوری نیرومند شرق کهن، یعنی امپراطوری هخامنشی است. هم اکنون بیش از 60 قصبه منسوب به دوره مذکور در اراضی ابیورد شناسایی گردیده است. مطالعه توپوگرافی این آثار تاریخی تایید کننده آن است که از نظر تیپولوژی آنها به املاک روستایی و قطعه های کوچک متمرکز درامتداد منابع آب تقسیم می شوند. با توجه به مقدار کافی اراضی کشاورزی مناسب، این قصبات در سراسر ولایت ابیورد پراکنده شده اند. اصلی ترین جنبه این عصر آن بود که ابیورد به عنوان یکی از ساتراپهای امپراطوری هخامنشی وارد عرصه تاریخ جهان شد.(یاریم تپه درگز جعل شده به بندیان)
(آرامگاه علامه شهرستاني و بقعه سنجر در روستای سلطان - عصر ائلخانی)
(امامزاده دیباج- روستای شیلگان)
(حمام جشن آباد - عصر قاجار)(پارک ملی تند دره دره گز) ( اصل " توند دره / Tünd Dəere " است. ( توند یعنی ستیز و سرعت و توند دره یعنی دره ای که شیب زیاد دارد).





1) من اسماعیل سالاریان صاحب این وبلاگ 7 کتاب چاپ شده ام 1-تمثیل و مثل 2- ناغیلار بوقچاسی 3- مثنوی یوسف و زلیخا به ترکی خراسانی 4- نگاهی به ادبیات ترکان خراسان 5- نگاهی به فرهنگ ترکان خراسان هست 6 -ترکی خراسان و قواعد آن و چند کتاب در زمینه زبان، ادبیات و فرهنگ ترکان خراسان آماده نموده ام که هنوز چاپ و نشر نشده اند.