محمد عرب خدری:

درباره نوشتار زبان تركي (گفتار بيست و يكم)

پسوندها ؛ پي افزوده ها و علايم مختلف:

قبلاً گفته شد كه زبان تركي از زبانهاي التصاقي است كه ريشه ثابت و لا متغيّري دارند و براي ساختن واژه جديد پسوند يا پسوند ها به بن (ربشه) افزوده مي شود.

توجه: پسوندها با توجّه به قانون هماهنگي اصوات از لحاظ ضخيم و ظريف بودن و همچنين گردلبي و راست لبي مصوّت ها؛ تابع بن (ريشه) مي باشند.

پسوندها همه سماعي هستند و نه قياسي و بهتر است كه در هنگام نوشتن به بن (ريشه) متّصل شوند.

به طور كلّي پسوندها و علايم را مي توان به چهار گروه عمده تقسيم كرد:

الف ) يك شكلي ها؛ مثل: پسوند داش در كلمات يوْلداش؛ قارداش و ...

ب ) دو شكلي ها؛ مثل: پسوند هاي (آن – ان) در كلمات: قالان (باقيمانده)؛ گئده ن (رفته)؛ و ...

ج ) چهارشكلـــــي ها؛ مثل: پسوندهاي (او؛ اﯙ؛ ايْ؛ اي) به ترتيب در كلمه هاي: قــوْخـــو (بو – رايحه)؛ ﺳﯚرو (گله – رمه)؛ ديري (زنده)؛ ساري (زرد).

د ) شش شكلي ها؛ مثل: پسوند هاي (لاق؛ ليْق؛ لوق؛ لؤك؛ ليك؛ لك) در كلمات: يايلاق؛ قيزليْق؛ قوللوق؛ دوزليك؛ شيشليك؛ اؤدلك).

تعداد پسوندها در تركي فراوان است؛ در اين قسمت مهمترين و رايج ترين آنهارا كه معمـــــــــول است، بر اساس حروف الفبا در اختيار قرار مي گيرد:

1 ) آ – (ا؛ ه؛ ــه): اين پسوند در موارد زير استفاده مي شود:

1-1 ) علامت مفعول با واسطه (متمم) است؛ مثل : داغا (به كوه)؛ قارا (به برف)؛ گؤزه (به چشم)؛ ديله (به زبان)؛ و ...

1-2        ) از اسم يا صفت فعل امر مي سازد؛ مثل:

ياشا (عمركن؛ زنده باش)؛ بوْشا (خالي كن)؛ اله (الك كن)؛ آلا (بگير)؛ و...

1-3 ) بين بن فعل و علامت مصدر مي آيد؛ مثل:

قالاماق (انبوه كردن)؛ ديله مك(به زبان آوردن؛ سخن گفتن)؛ اله مك(الك كردن)؛ و ...

1-4 ) بر بن (ريشه) فعل افزوده مي شود و فعل مضارع شرطي (التزامي) و قيد حالت مي سازد؛ مثل:

گئده (برود)؛ گله (بيايد)؛ باخا (نگاه كند)؛ قاچا-قاچا(دوان دوان)؛ گله- گله (كم كم؛ يواش يواش)؛ و...

) آت – ات – اوت - اﯙت – ايت – ايْت:

2-1 ) بعد از بن مي آيد و فعل امر مي سازد، مثل:

يـــارات (بيافرين)، دﯙزت (درست كن)، قورروت (خشك كن)، سؤرروت (روي زمين بكش)، اه رريت(ذوب كن)، داغيْت (پراكنده كن)، و ...

2-2  ) بين بن و علامت مصدر مي آيد، مثل:

ياراتماق (آفريدن)، دؤزتمك (درست كردن)، اه رريتمك (ذوب كردن)، اونوتوماق (فراموش كردن)، قاريتماق (پير كردن)، سؤرروتمك (برروي زمين كشيدن)، و ...

تبصره: گاهي بين دو حرف (آ) و (ت) حرف (ل) قرار مي گيرد، مثل: اوجالتماق (بلند كردن)، دارالتماق (تنگ كردن)، و ...


3) آج از پسوندهاي قديمي و كمياب است كه معمـــولاً بعد از اسم مي آيد:

ياماج  (يام به معني ايستگاه + اج) يعني سينه كش كوه، جايي كه انسان هنگام رسيدت به آنجا كمي توقف كند.

قولاج (فاصله دو دست از هم باز شده)، تاراج و...

4 ) آجاق – اجك:

از پسوندهاي زمان آينده است:

اوْتوراجاق (خواهد نشست)، گله جك (خواهد آمد).

) آر – ار:

1-5  - از بن فعل، صفت فاعلي يا اسم آلت مي سازد:

ﮔﯚلر (خندان)، آچار (باز كننده)، قاچار (دونده)، و ...

2-5 – از بن فعل، زمان آينده مي سازد:

گئدر (خواهدرفت)، گلر (خواهد آمد)، و ...

3-5 – بين بن و علامت مصدر مي آيد:

اوْتارماق (اوْت «علف» + ار + ماق) به معني چراندن.

آغارماق (به رنگ سفيد گراييدن).

ﮔﯚيه رمك(به رنگ سبز ديده شدن) و ...

(دنباله دارد).....