شیخ ابوعلی دقاق نسایی

شیخ ابوعلی دقاق، از عرفای بزرگ خراسان در اواخر سده چهارم و اوایل قرن پنجم هجری قمری است، شیخ ابوعلی دقاق در بیان احادیث و اخبار دستى توانا داشت و در تفسیر و تاویل آیات چیره دست بود، ایشان در نیشابور مدرسه‌ای داشت که کتابخانه آن در زمره کتابخانه‌های برجسته دوران به شمار می‌آمد.

" جما آتایوف " دانشمند ایران شناس، محقق، شرق شناس و روزنامه نگار سرشناس ترکمنستان در مورد شیخ ابوعلی دقاق چنین گفته است:

 شیخ ابوعلی دقاق را شیخ بزرگ خراسان، عارف تجلی و صاحب تکریم  نامیده اند، با استناد به منابع مختلف تاریخی و دینی به ویژه " اسرارالتوحید " " ابو سعیدابو الخیر "، " تذکره اولیا "  عطار، " نفحات الانس " " نورالدین عبدالرحمن جامی "، " طبقات الصوفیه " خواجه عبدالله انصاری "، اقامت شیخ ابو علی دقاق را در سرزمین نسا و مرو قدیم دانسته اند. شیخ ابوعلی دقاق  در دوران خود شیخ بزرگ و پیر وقت بوده است. مردم مسلمان منطقه خاوران بخصوص نسا و مرو احترام خاصی نسبت به آن حضرت قائل بوده‌اند که آن میراث هنوزهم نزد مردم آن منطقه دیده میشود .   

 

در باره شیخ ابوعلی دقاق در تذکره الاولیاء چنین آمده است :

آن استاد علم و بیان، آن گمشده عشق و مودت آن سوخته شوق و محبت آن مخلص درد و اشتیاق، شیخ وقت ابوعلی دقاق رحمةالله علیه و قدس الله سره العزیز امام وقت بود و شیخ عهد و سلطان طریقت و پادشاه حقیقت و زبان حق بود در احادیث و تفسیر و بیان و تقریر و وعظ و تذکیر، شانی عظیم داشت و در ریاضت و کرامت آیتی بود و درحقایق و مقام و حال متعین، مرید نصرآبادی بود و بسی مشایخ کبار را دیده بود و خدمت کرده بزرگان گفته‌اند در هر عهدی نوحه‌گری بوده است و نوحه‌گر آن وقت بوعلی دقاقست آن درد شوق و سوز و ذوق که او را بوده است و ابتدا در نسا و مرو بود که واقعهٔ بدو فرود آمد چنانکه به یکی از کبار مشایخ گفت : در مرو ابلیس رادیدم که خاک بر سر می‌کرد گفتم ای لعین چه بوده است گفت : خلعتی که هفتصد هزار سالست، منتظر آن بودم و در آرزوی آن می‌سوختم در بر بسر آرد فروشی انداخت. شیخ دقاق در بیان احادیث و اخبار دستى توانا داشت و در تفسیر و تاویل آیات بصیر و بینا بود و مدت زیادی را نیز در مرو قدیم واقع در استان ماری در جنوب ترکمنستان نیز سپری کرده ‏است.

شیخ ابوعلی دقاق نسایی از کثرت شوق و ذوق و درد و گریه که داشته او را شیخ نوحه‏گر مى ‏گفتند و کلمات معروف ه‏اى نیز از وى به یادگار مانده است و گویند خواجه عبداللَّه انصارى مناجات مشهور خود را از کلمات این عارف ربانى اقتباس نموده ‏است.

 

در 20 کیلومتری حومه عشق ‏آباد در نزدیکی قلعه نسای کهن، در دامنه کوه " کوپه‌داغ"  زیارتگاهی است که بین ترکمن‌ها به " شیخ الو بابا " و یا " شیخ الو " شهرت دارد که آن آرامگاه «شیخ ابوعلی دقاق» عارف بزرگ قرن چهارم هجری است.

آرامگاه و مزار ابوعلی دقاق از صوفیان وعارفان خراسان در روستای " باقر " واقع در غرب قلعه نسای کهن است که اکنون  یکی از مهمترین مکان‌ های مقدس و زیارتگاهی مسلمانان ترکمنستان می باشد .

 

 


مجتمع آرامگاه شیخ دقاق در مساحت بیش از 20 هکتار زمین است که علاوه بر ساختمان، آرامگاهی زیبا و هشت ضلعی در میان این بنا قرار دارد. همچنین در این محل، یک مسجد بزرگ سنتی، وضو خانه‏ های مجهز، محل پخت و پز، محل کشتارگاه، انبار، فضای سبز و بیش از شش هکتار زمین باغ و غیره است.

مردم مسلمان ترکمنستان به شیخ دقاق که بین مردم " شیخ الو بابا " مشهور است، ارادت و احترام خاصی قائل هستند و روزی نیست که این محل بدون زائر نباشد. در داخل آرامگاه شیخ دقاق، قبر بزرگ آن حضرت به طول حدود پنج متر و عرض بیش از یک متر وجود دارد که با فرش دست باف مفروش گشته است.

 در کنار آرامگاه شیخ ابوعلی دقاق گورستان وسیعی وجود دارد که آن گورستان "‌ براکوه " نامیده می‏ شود. این گورستان یکی ازگورستان‌های مهم شهر نسا در سده چهارم.هـ/ دهم.م / و بعد از آن بوده، که « شیخ ابوعلی دقاق » (متوّفی405.هـ/ 1014.م ) آن را به همراه خانقاهی به نام « سراوی » در دامن کوه جنوبی شهر بنا کرده ‏است. در محوطه آرامگاه شیخ ابوعلی دقاق، مسجد بزرگ و سنتی وجود دارد که آن نیز مسجد شیخ ابوعلی دقاق نامیده شده ‏است.

آتایوف که محققی برجسته در مورد بزرگان اهل تصوف خراسان است، در باره گورستان براکوه چنین می گوید :

 در گورستان براکوه که درپهلوی آن خانقاه نیز است، تربت چهارصد پیر است که کبار مشایخ و مشاهیر اولیاء بوده‌اند و بدین سبب، صوفیان ، نسا را شام کوچک گفته‌اند، یعنی چندان که به شام تربت اَنبیاست، صلوات الله ...، به نسا تربت اولیاءست... و خاک نسا خاکی سخت عزیز و بزرگوار و پیوسته به وجود مشایخ کبار و اصحاب کرامات و ارباب مقامات آراسته است.

 

در باره مناجات شیخ ابوعلی دقاق   

کشـتـه عـشـق بـوعلی دقاق    آن در آیـیـن عـشـقـبـازی طـاق     

روزی این درد از دلـش زد سـر    بــه مـنـاجــات گـفـت در مـنـبــر     

کـای خـداوند آسـمـان و زمین    نه مکان از تـو خـالی و نه مکین     

جلوه گر در بلند و پست تویی    قصه کوتاه هر چه هست تویی     

از تــو بــا خـلـق لـافـهـا زده ام    در چـــنــدیــن گــزافــهــا زده ام     

روز مـحـشـر کـه سـازیم زنـده    مـکـن از روی خــلـق شـرمـنـده     

گـر ندانی سـزای خـویشـتـنم    کـسـوت صـوفـیان مـکـن ز تـنـم     

کــه اگـر مؤمـنـم و گـر گــبــرم    نـیسـت از زی صـوفـیان صـبـرم     

در کـفـم رکـوه و عـصـایـی نـه    در بــــوادی دوزخــــم ســــر ده     

تـا بـه هـر وادیـی کـه روی آرم    نـــوحـــه جـــانـــگـــداز بـــردارم     

بــر خــود از درهـای گـونـاگـون    ریـزم از دیــده آب و از دل خــون     

چون نبـاشد بـه قربـتـم فرمان    پـرورم جـان بــه نـوحـه حـرمـان    

 

  مدرسه دقاقیه در نیشابور سال تاسیس : ۳۹۱ هجری

موسس آن استاد ابوعلی حسن بن علی دقاق است که آن را در سال ۳۹۱ هجری ساخته است. و این سالی بود که دختر دانشمند و مشهور او فاطمه، در آن تولد یافت. نام این مدرسه در شرح حال ابواسحاق طوسی درگذشته‌ی سال ۴۱۱ هجری آمده است. او از بزرگان، مناظره کنندگان مذهب شافع و از متمولان و دانشمندان بود ، که در بازارچه ابوعلی دقاق می‌زیست. نام این مدرسه در شرح حال حسن بن محمد بن علی بن محمد در بندی معروف به ابوالولید بلخی- محدث صوفی-، یکی از مشایخ مشهور حدیث آمده است. او در سال ۴۱۱ هجری به نیشابور آمد سپس به سفر رفت. و بار دیگر به نیشابور آمد. آن‌گاه به سمرقند رفت و در آنجا به سال ۴۵۰ هجری درگذشت. نویسنده‌ی « السیاق » می‌گوید: پدرش (پدرعبدالغافر فارسی) از جزوه‌ها و حکایات شگفت‌آور او استفاده‌ی بسیار برده است و مولف « سیاق » در مدرسه، او را شیخی نیکو منظر دیده که در کنار قبر استاد شهید ابوعلی دقاق بوده است. و از وی حدیث شنیده است، همان‌گونه که امام ابونصر قشیری نزد وی قرائت حدیث کرده است.

 

ابوعلی دقاق دختر دانشمند مشهوری داشت که به او فاطمه می‌گفتند (۳۹۱-۴۸۰هجری)، او در دامان پدرش تربیت و تحصیل و تادیب شد و قرآن را حفظ داشت و نوشتن می‌دانست. پدرش برای وی مجلس ذکر برپا کرد. و در آن زمان او غیر از این دختر فرزند دیگری نداشت و همه ی اقبال او بر این دختر بود. فاطمه در سال ۳۹۱ هجری به دنیا آمد و این سالی بود که پدرش، مدرسه‌ی دقاقیه را بنیان نهاد. او هنگامی که به سن بلوغ رسید، عروس امام زین الاسلام ابوالقاسم قشیری گردید. او پس از این‌که انواع فضائل را فراگرفت در محضر ابونعیم اسفراینی و سید ابوالحسین علوی و الحاکم ابوعبداله الضبی و ابوعبدالرحمن سلمی بهره فراوان برد و بسیاری از دانشمندان نزد وی قرائت حدیث کردهاند. او زنی مجتهد و پرهیزگار بود و صاحب ۶ فرزند دختر و پسر گردید که تمامی آن‌ها یگانه‌ی دوران بودند و نود سال در طاعت به سر برد.

                                                                   بهمن رنجبران