بهمن رنچبران :

واژه آقا : آغا : (ترکی، اسم ) بزرگ تر، از ریشه مغولی aqa (برادر بزرگ تر). آقا، واژهای ترکی ـ  مغولی که پس از حمله مغول به زبان فارسی راه یافته و به تدریج بر رواج و دامنه آن افزوده شده است. واژه آقا را در ترکی شرقی به برادر بزرگتر میگویند و این در برابر « اینی » است که به برادر کوچکتر گفته میشود (سلیمان افندی، 1/ 4). در زبان یاکوتی (قومی ترک زبان در جنوب سیبری) «آگا» به معنی پدر است. آقا در ترکیِ قویبال قَرَه غَسی پدربزرگ و عمّ  است. در تواریخ دوره مغول این کلمه غالباً به معنی برادر بزرگ آمده است (جوینی، 1/220، حاشیه مصحح؛ شریک امین، ذیل   آقا، «آقا و اینی»)، ولی گاهی نیز توّسعاً عنوانی است مانند «اجه» (ریش سفید و بزرگ قوم) به معنی بزرگ و سرور که برای احترام بعد از نام اشخاص میآمده است.

آقا به معنی ، خواجه . کیا. مهتر. سراکار. سرکار. بزرگ . سَر. سَرور. میر. میره . خداوند. خداوندگار. سیّد. مولی . صاحب . و در صدر یا ذیل نامهای خاص ، کلمه ٔ تعظیم است . «آقا» خواه در اول اسم و خواه در آخر آن باشد، برای تعظیم و تجلیل است و بعضی از مؤلّفان فرهنگها (از قبیل بهارعجم و آنندراج) نوشتهاند که کلمه آقا، قبل از اسم «افادة تجلیل »و پس از آن«افادة تحقیر» میباشد.

از عصر صفویّه به بعد، ترک زبانان ایرانی «آقا » را معمولاً پیش از نام اشخاص و فارسی زبانان بعد از آن میآوردند. ترکان عثمانی «آقا» را به معنی افندی، رئیسِ گماشتگان، برادر بزرگتر و فرمانده نظامی به کار میبردند. همچنین افراد خاندان شاهی را «آقا» لقب میدادند و قصد همه تجلیل و تعظیم شخص بوده است. (سمیعی، 645).

«آقا» در نامهای روحانیون: «آقا» در بزرگداشت روحانیون نیز به کار رفته است، اما این قول که از زمان صفوّیه به بعد هر سیّدی را که که عمامه سیاه بر سر میگذاشته و روحانی شمرده میشده، «آقا» میگفتهاند درست نیست. در نیمه اول عهد صفویه یعنی از آغاز تاز مان شاهعباس اول ،کسی از سادات (علویان) را که روحانی (عالم یا عارف اسلامی) باشد، «آقا» نمیگفتند، بلکه علما و عرفا را هریک به مناسبتی با کلمات تجلیلی : شاه، سید، میر، شیخ، مولی، ملّا، آخوند، میرزا و مانند آن یاد میکردهاند و ظاهراً اول کسی از علمای مشهور ایران که به «آقا» شهرت یافته است، آقاحسین خوانساری (1016-1098ق) است که سیّد (علوی) نبوده است (سمیعی  644). در همین دوره و پس از آن «آقا» به افراد غیرروحانی نیز گفته میشده. به گفته معلم حبیب آبادی، کاربُرد این کلمه پیش از نامهای عالمان شیعه در کشور ایران از قرن 11ق آغاز شده است چنانکه حسین خوانساری و فرزندانش جمال و رضی با عنوان«آقا» در ابتدای نامشان شهرت یافتهاند. سپس این امر شایع شده تا به آقامحمدباقر هزار جریبی و آقامحمدباقر بهبهانی و دیگران رسیده است. در زمان ما این کاربرد عمومیت یافته و حتی قائم مقامِ عنوان «سیّد» نیز شده است، اما معمولاً در اسماءِ ساداتْ پیش و در غیر آنان در آخر اسم آورده میشود (معلم حبیب آبادی، 30).