تبادل نظر در باره طناب بافی بین ترکان خراسان
تبادل نظر در باره طناب بافی بین ترکان خراسان :محمد خسروی :
با توجه به ضرب المثل ترکی که می گوید: " قل قمچی یه قوت دی " (مو به " شلاق اسب " قوت است)
اما من از قدیم شنیده بودم که می گفتند: " قل آقرمچی (agramçi) یه قوت دی " (مو به ریسمان قوت است). حال نظر شما، راجع به این ضرب المثل ترکی چیست؟
شیروانلی :
در زبان مادری ما تورکی، کلمه " اؤرمک Örmək" وجود وارد و " اؤرمک Örmək" نوعی بافتن و روی هم چیدن است و برای مثال "ساچ اؤرمک (بافتن مو )"، "کرپیچ اؤرمک (آجر چینی) و ... در برخی نقاط خراسان "هؤرمک Hörmək" نیز می گویند.
"قل" که بصورت صحیح باید "قیل" نوشته شود و یعنی یک دانه مو و البته نه هر مویی و برای نمونه کئچی قیلی.
به نظر بنده ممکن است " قل اقرمچی یه قوت ده"، قیل اؤروچی و یا اؤگورومچی یه قوت دی باشد و یعنی یک دانه مو هم کمکی است و یا قوتی است به کسی که با قیل اپپ و ریسمان می بافد.
فرمایشات شما کاملا صحیح است :" قمچی را از رشته های به هم بافته چرمین می بافند ... "، اما در قدیم از مو یا قیل دم اسب نیز قامچی (قمچی) می بافتند.
اسماعیل سالاریان :
تورک های خراسان شمالی بخصوص منطقه گریوان به طناب بافی "ایپ توخماق " و به نخ ریسی " اؤرمک" ( نخ " اه یری ماق " در لهجه بجنورد گریوان ) می گویند و هنگام طناب بافی رشته های نخ ها را در سه یا چند ردیف چیده و یک در میان و بصورت ضربدری رویهم می اندازند و آنها را از میان هم عبور می دهند و طناب می بافند و چند ضرب المثل معروف ترکی در مورد ایپ بصورت زیر است :
1- " ایپ سؤزولن یئریندن اوزولور" (طناب از جای باریک پاره می شود.)
2- ایپ هر (نه) قدر ده اوزون اولسا دولانار یوواریقدان کئچر.
محمد خسروی :
به نظر ما، اقرمچی (یااغرمچی) همان ایپ یعنی ریسمان است که از موی بز یا پشم رشته شده گوسفند، می بافتند. بدین ترتیب که رشته های ایپ را ابتدا از یک جایی مثلا تنه درخت بسته و مانند زلف به هم می بافتند که در آخر ریسمانی محکم درست می شد و ضرب المثلی بود که می گفتند" قیل اقرمچی یه قوت دی) مو به ریسمان قوت است.
ترک خراسان :
در زبان ترکی اکثر مناطق ناحیه شمالی خراسان رضوی نیز از کلمه " اؤرمک Örmək " استفاده می شود و در زبان محاوره ای هر چیزی را که مانند اقرمچی یا ساچ (موی زلف) را سه دسته کرده و هر دسته موی یا هر چیزی را روی هم گذاشته و بصورت ضربدری ببافند اطلاق می شود. ساچ لارینه اوریه ( موهایش را می بافد )در اینجا (اؤریه ) را نمی شود به بافتن معنی کرد ولی چون ترجمه ی همسانی در فارسی ندارد مجبور به ترجمه ی به بافتن می نمایدو ترجمه در هرجا بستگی به نوع بکار برد کلمه (اؤرمک) دارد
torke khoradan :
درزبان ترکی توخوماق هم مانند کلمه " اؤرمک Örmək" اجبارا بافتن ترجمه می شود در صورتی که " اؤرمک Örmək" بافتن بصورت ضربدری و یا چیده شدن معنی می دهد و توخوماق همان معنی ولی در سطح وسیع تری استفاده می شود
مثال: توخوماخ درفرش توخوماخ (فرش بافتن) و " اؤرمک Örmək" نقش و نگار روی تار و پود فرش انداختن را می نامند.
" تیک ماخ tik makh " هم معنی دوختن را می دهد ولی در اصل هنگامی که دو تکه را بخواهیم به هم وصل کنیم از " تیک ماخ " استفاده می نماییم.
ایپ به رشته ی نازک تر از ریسمان اطلاق می شود که از چند رشته پشم و موی بز بافته می شود. معمولا زنان به وسیله دوک (دووی) ابتدا پشم را می ریسند و سپس این چندتا از این رشته ها را به هم بافته و (ایپ) درست می کنند
شیروانلی :
بوتون خوراسان تورکلرینه سلاملار و سایقیلار
![]()
بنده وقتی می بینم که ترکان خراسان در خصوص یک کلمه با هم تحقیقات و تبادل نظر می کنند، احساس غرور می کنم.
آنچه که آغا محمد ما در رابطه با "Örmək " و بافتن ایپ فرمودند، کاملا صحیح می باشد و من نیز بارها با دو چشم خود دیدم که چگونه ایپ می بافتند.
نخ های بلند ریسیده شده و یا رشته رشته شده را از پشت درخت و یا چوبی که در زمین فرو می کردند به جلو می کشیدن و بصورت ضربدری می بافتند و یا اؤروردیلر و ایپ درست می کردند.
در اینجا "قیل" اؤرومچی یه (به کسی که ریسمان می بافد) قوت دی نیز مثال خوبی است، اما با این مثال و ضرب المثل نمی توان گفت، ضرب المثل "قیل قمچی یه قوت دی" صحیح نیست.
یاشاسین خوراسان تورکلری![]()
![]()
torke khoradan :
ایپ (رشمه) ازنظر پهنا وضخامت باریک تر و از نظر طول نیز کوتاهتراز اؤرومچی (ریسمان ) است. یکی از موارد کاربردی ایپ میش بند است
میش بند از ایپ درست می شود و شبانان هنگام شب که گوسفندان را جمع می کنند تا خود نیز چشمی گرم بنمایند یک سر میش بند را گردن میشی بسته و سر دیگر را به مچ دست خود می بندد که اگر گله نا بهنگام حرکت کند بالطبع میش موردنظر نیز به دنبال گله حرکت خواهد کرد و چوپان مذکور با کشش میش بند بیدار خواهد گشت نوع گره ای که به گردن میش زده می شود (سیرتماغ) یا گره پاپیونی است که براحتی با یک اندازه فشار باز می شود و این گره بدان منظور است که اگر گوسفندان ناگهانی رم کنند آسیبی به مچ دست یا خود چوپان وارد نیاید البته جا دارد ازاساتید خواهش کنم که در مورد همین گره sirtmagh کؤرمک (kÖrmək)اگر ریشه یابی شود بیان نمایند
کؤرمک kÖrmək : یعنی جمع شدن گوسفندان دریک جا دیده اید هنگامی که هوا گرم است مخصوصا در فضای باز وزیر آفتاب گوسفندان دور هم جمع می شوند و سرهایشان را درهم فرو می کنند و بدینوسیله خود را خنک می نمایند. ممنون
ضمنا ممکن است این دو کلمه از نظر تلفظ در بعضی جاها تفاوت هایی داشته باشد


1) من اسماعیل سالاریان صاحب این وبلاگ 7 کتاب چاپ شده ام 1-تمثیل و مثل 2- ناغیلار بوقچاسی 3- مثنوی یوسف و زلیخا به ترکی خراسانی 4- نگاهی به ادبیات ترکان خراسان 5- نگاهی به فرهنگ ترکان خراسان هست 6 -ترکی خراسان و قواعد آن و چند کتاب در زمینه زبان، ادبیات و فرهنگ ترکان خراسان آماده نموده ام که هنوز چاپ و نشر نشده اند.