نویسنده : بهمن رنجبران

استاجلو

درباره ایل استاجلو در لغت نامه دهخدا چنین آمده است : (استاجلو ) ( اُ ) (اِخ ) یکی از هفت قبیله از ایلات ترک که ارکان سپاه صفویه محسوب می شدند و آنها از این قرارند: شاملو، روملو، استاجلو، تکلو، ذوالقدر، افشار و قاجار. (تاریخ ادبیات ایران تألیف برون، ترجمه یاسمی )

ايل استاجلو از خانواده هاى بزرگى تشكيل شده بود كه صفويان اوليه را در ايجاد طريقت يارى نمودند. در تاریخ آمده است استاجلوها قسمتی از تالشی ها بوده اند. گروه هاى ديگر نیز در ايل بودند. قديمى ترين و مهم ترين آنها قرا بيات بودند كه معتبرترين خاندان ايل يعنى چاپشلو یا چاوشلو از آن ها بود. به طور قطع متحدين ايل متعدد بودند ولى از خاندان هاى كوچك ترى تشكيل يافته با چاوشلو خويشاوندى كمى داشته اند، بزرگ ترين آن ها قويچ اوغلو، از اوايل دوره ى صفوى تا آغاز حكومت عباس اول در منطقه الموت مستقر بودند و كنگرلو كه از تالش بود و ساير خانوارهاى مستقلى كه اكثراً در آذربايجان ساكن بودند.

گسترش ايل استاجلو از گيلان شروع شد و به شرق، غرب و شمال در كوه هاى حاشيه درياى خزر و آذربايجان ادامه يافت. مركز اصلى قدرت اقتصادى اوليه ايل استاجلو، گيلان و نواحى نزديك اردبيل بود. با پيروزى هاى صفويان، قلمرو جمعى و فردى ايل استاجلو افزايش يافت.

در همين زمان محمدخان استاجلو و برادرش قراخان با خدمت به صفويان قلمرو ارضى خود را ابتدا در كرمان و سپس در دیاربکر گسترش دادند كه سرانجام به تصرف آن ها درآمد. قلمرو آن ها از املاك خويشاوندان نزدیکشان يعنى چاوشلوها مجزا شد. همچنين رؤساى ديگر چاوشلو و استاجلو املاك شخصى خارج از قلمرو شمال غربى ايران به دست آوردند.

استاجلوها يكی ازطوايف قزلباش محسوب مي شدند كه بنيان نظامی صفويان را همين طوايف تشكيل می دادند. طايفه استاجلو از تيره های متعددی تشكيل شده بود كه مهمترين آنها تيره چاپشلو یا چاوشلو بود.

در بين طوايف گوناگون قزلباش، استاجلوها دارای اهميت و جايگاه خاصی مي باشند، چرا كه اين طايفه به خاطر تعدد افرادش در برهه های خاصی از سلطنت صفويان توانسته است خط مشی كاملا مستقل از ساير طوايف در پيش بگيرد. نمونه آن در جريان جانشيني شاه طهماسب كاملا آشكار گرديد.

استاجلو از آغاز دولت صفوی، از جمله طوایف بزرگ قزلباش بود و سرداران مشهوری از این طایفه مشاور شاه اسماعیل یکم در کسب پادشاهی و قدرت رسیدند صفویه بودند که از آن جمله، خان‌محمد استاجلو است . این سردار درسال ۹۱۳ قمری (۱۵۰۷ م) از جانب شاه اسماعیل به حکومت دیار بکر منصوب شد، و در نبردهای متعدد که با علاءالدوله ذوالقدر، کرد، همواره پیروز بود. کار و قدرتش در آن حدود بدانجا رسید که به سلطان سلیم خان پادشاه عثمانی، نامه‌های تهدید آمیز می‌نوشت.

بعد از شاه اسماعیل یکم نفوذ طایفه استاجلو همچنان برقرار بود و در زمان شاه عباس یکم، وی به همیاری سران این طایفه و صوفیان روملو توانست به سلطنت برسد. برخی از سران طایفه استاجلو مثل حسین‌ بیگ یوزباشی، در دربار شاه طهماسب صفوی نفوذ زیادی داشتند.

در زمان شاه تهماسب یکم، بیشتر مقامات درباری و کشوری و لشکری در اختیار طایفه استاجلو بود و هنگام مرگ شاه تهماسب، هشت تن از بزرگان آن طایفه به اصطلاح زمان صاحب طبل و عَـلَـم، یعنی فرمانده سپاهی مخصوص به خویش بودند و حکومت بیشتر ولایات بزرگ ایران در دست ایشان بود. 

استاجلوها اولين طايفه قزلباش بودند كه با همه افراد به اسماعيل پيوستند و در تشكيل دولت صفوی نقش مهمي ايفاء نمودند. در دوره تمام پادشاهان صفوی، سرداران لايق و مشهوری از اين طايفه در عرصه سياسی و نظامي ظهور نمودند كه مي توان از « خان محمدخان » در زمان شاه اسماعيل اول، « عبدالله خان » و « حسين بيگ يوزباشی » در زمان شاه طهماسب، پيره محمد خان در زمان شاه اسماعيل دوم، عليقلی خان فتح اوغلی در زمان شاه محمد خدابنده و « مرشد قلی خان چاوشلوی استاجلو » در زمان شاه عباس نام برد.

در بين اين سرداران مرشد قلی خان توانست عباس ميرزا را كه در خراسان بود به قزوين آورد و بعد از خلع شاه محمد خدابنده از سلطنت، او را به عنوان شاه عباس به تخت سلطنت بنشاند و خود با لقب « وكيل » عملا در راس اموركشور قرار گرفت. ولی شاه عباس بعد از يكسال و اندی فرصت و قدرت لازم برای از بين بردن ویرا به دست آورد و توانست او را در سال 997 هـ . ق به قتل برساند و برای اطمينان خاطر از جانب وابستگان مرشد قلی خان، بسياری از سرداران طايفه استاجلو را به قتل مي رساند.

از اين زمان به بعد نه تنها طايفه استاجلو بلكه كل طوايف قزلباش، استقلال و اقتدار خود را از دست مي دهند و شاه عباس نيروی جديدی متشكل از، گرجيان و غيره جايگزين نيروی قزلباش مي كند. طايفه استاجلو بعد از اين ضربه مهلكی كه شاه عباس بر پيكر آن وارد مي كند، تجزيه شده و به تدريج نام اين طايفه از صحنه سياسی صفويان حذف مي گردد.