در باره ایل قاشقایی

نویسنده : بهمن رنجبران

سه شنبه ۲۹بهمن۱۳۹۲ساعت: 21:3     توسط:رنجبران

سلام جناب سالاریان. مطلب در مورد ایل قشقایی فرستادم اگر نرسیده مطلع فرمایید. ممنون

موضوع اصلی ما در باره قارشی یا چاپشلو می باشد که در قسمت قبل تا اندازه ای در باره قارشی شرح داده شد . در این قسمت، در باره ایل قشقایی، به علت اینکه، محل اسکان قدیم طایفه ترک قارشی، شهر قارشی نزدیک بخارا در ازبکستان بوده و مرکز استان قشقه دریا، محل اسکان قدیم ایل ترک قشقایی می باشد و به احتمال قوی با طایفه قرشی از یک قوم و قبیله می باشند . لازم دانسته در باره ایل قشقایی، شرح مختصری داده میشود.

ایل ترک قشقایی :

کشور ایران به علت موقعیت جغرافیایی خاص خود، همیشه پل ارتباطی بین شرق و غرب بوده و نقش مهمی را در تاریخ خاورمیانه و سرزمین های دیگر داشته است؛ به گونه  ای که با پذیرش یا عدم پذیرش اقوام گوناگون در این منطقه و تاثیرگزاری در روابط اجتماعی آنان، باعث تغییر و دگرگونی  های اساسی در تاریخ و جغرافیای ایران بزرگ و آسیا شده است. حدود ایران بزرگ در قدیم از شرق به رود سند در هندوستان از غرب به بین  اللنهرین از شمال به آمودریا ( جیحون)، ترکمنستان، دریای خزر و ماورای قفقاز و از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان منتهی می شده و مساحت آن قریب به 000/600/2 کیلومتر مربع بوده است.

به این سرزمین پهناور، اقوام مختلفی وارد شده و گروهی از آن گذر کرده اند. گروهی از اقوامی که وارد شده و مانده اند قوم قشقایی بوده اند. ایل قشقایی یکی از ایلات مهم ترک زبان ایران است، قشقائی ها از نسل تركانی ها هستند كه 3000 سال قبل از میلاد مسیح تاریخ و فرهنگشان در شهر سومئری به ثبت رسیده است . با توجه به شواهد تاریخی تركها ساكنان اصلی آسیای مركزی بوده اند و تمدنهای اولیه را بنا گذاشته اند و بسیاری از واژه های زبانهای امروزی ریشه تركی دارد، مرکز اصلی این ایل فارس است.

قشقایی ها طی دوره های مختلف بتدریج از سرزمینهای حاشیه ای ترکستان وابسته به ایران بزرگ به فلات ایران کوچ کرده و قرنها پیش در جنوب ایران ساکن شده اند قشقائی یكی از بزرگترین ایل های ترك ایران است.

باید بدانیم که سرزمینی به نام قشقا و طایفه ای به اسم قشقه و رودخانه ای به نام قاشقا (کاشکا) و زبانی ترکی با گویش قشقه ای در ترکستان قدیم و ازبکستان کنونی وجود دارد. واقیعت این است که قشقاییها در دوره های مختلف به ایران وارد شده و ساکن شده اند و همیشه در قدرت سیاسی تعیین کننده و پذیرای سایر اقوام و حل کننده آنها در خود بوده است.

خانم دكتر شیرین نامداری در باره قشقایی ها و محل اسکان اولیه و چگونگی آمدنشان به ایران با عنوان تركان مهاجر به جنوب بامحوریت تركان ولایت قشقا چنین نوشته اند:

اینكه قشقایی ها از كجا آمده اند یا تركان از كجا آمده اند، همگان می دانند كه آسیای میانه (تركستان) زادگاه و وطن تركان عالم است. قشقایی بزرك از طایفه بزرگ قایی از طوایف 24 گانه ترك است كه در قدیم در شهر قش (كش) یا شهر سبز كنونی در استان قشقه دریا در كنار رود خانه بزرگ قشقه دریا اقامت داشته و بنام قشقایی مشهور بوده است جالب اینجاست وطن آنها نیز بنام قش یا قشقا دریا یا قشقا چای بوده است .

قشقایی ها مانند همه تركان راه غرب و جنوب را در پیش گرفته و در دشت قبچاق و قفقاز ساكن می شوند (مانند اكثریت تركان عالم) و از زمان صفویه بنا به درخواست شاه صفوی برای انتظام بخشیدن به سرزمین فارس به فارس مهاجرت می كنند. مهاجرت آنها سیاسی بوده نه اجباری. تركان قشقا پس از متحد شدن با تركان بومی مثل فارسیمدانها و تركان قدیمی، ایل قشقایی را بنیان می گذارند بر پایه نام ایلخان خود كه از نژاد و وطن آنان سرچشمه گرفته است.

تركان قشقایی اجازه داشته اند كلاه  12 ترك یا كلاه قزلباشی بر سر گذارند و شاه صفوی سرپرستان قشقایی را از خانزاده های آق قویونلو و كلانتران قشقا و سرداران قزلباش انتخاب می كند تا هم بر جنوب كنترل داشته باشد و هم جلو طغیان خود آنها را بگیرد. سرزمین قشقا سرزمین ماست ، من خود به قفقاز و  قبچاق و استان قشقا دریا و سرزمین قشقا سفر كرده و از نزدیك این اقوام را دیده ام و با آنها گفتگو كرده ام بیگمان قشقایی ها از شهر قش و سرزمین قشقا آمده و مدتها در قفقاز و قبچاق سكونت داشته و سرانجام راه فارس را در پیش گرفته اند.

بان قوم قشقایی ترکی بوده و از گذشته های دور، قدرت اول در استان فارس و جنوب ایران بوده اند. انگلیسی ها و پرتقالی ها از نام قشقایی وحشت داشته اند.

در زبان ترکی غربی، قاشقا به معنی خال سفید در پیشانی حیوانی مانند اسب، گوسفند، و گاو و امثال آن است. همچنین این لغت به معنی پهلوان پردل و با جرئت و نترس نیز می باشد.

در « تاریخ مسعودی » به قلم ظل السطان چنین آمده است : «... اتابک فارس، سعد زنگی با هزار سوار به دیدن خلیفه بغداد میرفت. در عرض راه به قشون سلطان محمد برخورد، جنگ عظیم نمود. سلطان از شجاعت او خوشش آمد. تعدادی جنگجوی کاشغری همراه او به فارس فرستاد که بعدها با تغییر کاف و قاف قشقری گفتند که از کثرت استعمال قشقایی شدند»

در « حقایق الاخبار » ناصری به قلم خورموجی چنین آمده است: « قشقایی از ترکمنان دشت قبچاق بوده و با اتابکان سلغری به این مرز و بوم به اتفاق آمده اند...» در « حبیب السیر» آمده که سرزمینی به نام قشقا در ترکستان وجود داشته است که محل آن نزدیک سمرقند و بخارا، جایی در اطراف شهر کیتاب که امروزه دوشنبه نامیده میشود، قرار داشته که مردمان آن ترک بوده اند.

نظرات متفاوت و متعددی در مورد ایل قشقایی وجود دارد . اما آنچه که در مورد قشقایی یا قاشقایی حقیقت دارد، این است که همان گونه که در کتب معتبری چون « دیوان الغات ترک» محمود کاشغری و کتیبه های دشت اورخون آمده، قایی نام یکی از قبایل بیست و چهارگانه ترکان اوغوز می باشد که به خاطر جنگاوری و سلحشوری، حفظ حراست امپراطوری بزرگ «گوی ترک» را بر عهده داشته اند و احتمالاً به دلیل « قه یه» (سنگر، قله و قلعه) نشینی به این نام مشهور شده اند. همان گونه که بهترین پرورش دهندگان اسب را «به یآت» (بیات) یا « بای آت» (بایات) نامیده اند یا معروفترین پرورش دهندگان گوسفند یا گله « سوری» به «بای سوری» خوانده اند. قایی یکی از نوادگان اخوغوز یا اغوزخان است که به مراتب قویتر، با هوشتر و جسورتر از دیگر برادران و دیگر اقوام خود بوده به همین خاطر به شغل سپاهی گری مشغول و برای خود قشون و سربازانی گردآوری کرده و به لشکر کشی و کشور گشایی می پرداخته است و همچون سپاهیان قدیم، نیروهای خود را به جناح راست (ساق قایی)، جناح چپ ( سول قایی) و جناح پیش قراول (قاشقایی) تقسیم کرده بود که در اینجا قاش، به معنی « نگین» و یا «پیشانی» است.

در کتاب « ناسخ التواریخ» آمده است : شریفترین قبایل ترکان « قبیله قایی» است و بیشتر یابغوها و فرمانروایان ترک از این قبیله برخاسته اند.

نویسنده «قابوسنامه» نیز قبیله قایی را در چنگاوری سرآمد قبایل ترک نام برده است. بر اساس مستندات تاریخی، ساق قایی یا جناح راست با تغییر ق به ک، ساک کایی و بعدها سکایی نامیده شد و در شرق ایران زمین مستقر شده اند. سول قایی ها به مرور سول غوری (سلغری)، سول جوقی (سلجوقی) نامیده شدند که قبل از خوارزمشاهیان مدتی در ایران تشکیل حکومت داده اند و پس از مهاجرت به آناتولی، امپراطوری عثمانی را به وجود آوردند.

اما قسمت مرکزی قایی و فرماندهان آن یعنی قاشقایی در نقاط مختلف آسیا و اروپا پراکنده شدند و گاهی به قره قایی لی ( قره قویونلو)، آق قایی لی ( آق قویونلو) ، ده ده قایی لی ، علی قایی لی، شایی لی و شایی و لفظ قاشقایی به صورت کاشکایی، کشانی، کشکایی لی (کشکولی امروز) در نقاط و ادوار مختلف ظاهر شده اند.

پیر ابرلینک فرانسوی در کتاب « کوچ نشینان قشقایی فارس» می نویسد: در زمان شاه اسماعیل صفوی گروهی به فرماندهی فردی به نام امیر قاضی شاهیلو ( شایلی) قشقایی برای گسترش مذهب تشیع به جنوب ایران و فارس آمدند و با متحد کردن دیگر قبایل چادرنشین فارس، ایل قشقایی را به وجود آوردند.

طوایف ایل بزرگ قشقایی :

ایل بزرگ قشقایی به 6 طایفه تقسیم می شود که عبارتند از:

طایفه دره شوری : نام دره شوری از نام محل ییلاقی آنها ( دره شور ) گرفته شده است اینان پس از ورود به فارس در این ناحیه سکونت کرده اند . طایفه دره شوری یکی از طوایف پر جمعیت ایل قشقایی است و مردم آن به داشتن و پرورش اسب معروفیت دارند.

طایفه فارسی مدان : طایفه فارسی مدان از قدیمیترین طوایف ایل قشقایی است که قبل از دیگر طوایف ترک زبان به فارس آمده اند و چون فارسی نمیدانستند ، واژه (فارسی مدان ) به آنها اطلاق گردیده است

طایفه کشکولی بزرگ : طایفه کشکولی در گذشته از سه تیره تشکیل میشد که به همراه سایر تیره های قشقایی ییلاق _ قشلاق میکردند.

طایفه کشکولی کوچک : این طایفه قبلا تیره ای بود بنام اخپلو که بعدها تیره های دیگری از جمله تیره کرمانی به او اضافه میگردد و گسترش پیدا میکند و ابتدا بنام کشکولی کرمانی و بعد تحت عنوان کشکولی کوچک نامیده میشود.

طایفه شش بلوکی : شش بلوکیها اغلب از تیره های بسیار قدیمی و از مهاجران اولیه هستند . این طایفه از پرجمعیت ترین طوایف قشقایی است که در پرورش و نگهداری دام مهارت فراوان دارند.

طایفه عمله : جزء نیروی محافظ خان و عوامل اجرایی و اداری او به شمار میروند و مستقیما تحت نظر خان اداره میشود .

برخی عادت ها و آداب و رسوم : قشقائی ها مردمانی سرخوش و دلشادند. به جشن، پا کوبی و رقص بسیار علاقمندند و از اندوه و سوگواری گریزان. در تمام سال تنها در ده روز آغاز محرم سوگواری می‌کنند. در جشن‌ها و عروسیها رقص چوبی(گروهی) زنان و مردان قشقائی بسیار زیبا و جالب است. در این جشن‌ها زنان و مردان هر یک دو دستمال در دست می گیرند و پیرامون یک دایره بزرگ می ایستند و با آهنگ کرنا و دهل دستمالها را تکان می دهند و با حرکات موزون پیش می روند.

مردم ایل فرمان‌گزار و مطیع دستور خانها هستند و هیچ قانونی را بالاتر از فرمان خان خود نمی‌دانند. هر گاه یکی از خانها یا کلانترها بمیرد غوغای عجیبی در ایل و طایفه او برپا می شود.

بیشتر قشقائی ها مردمانی بلند قامت و خوش صورت و دلاورند. چهره آنها گندم‌ گون چشمانشان سیاه یا میشی و موهایشان مشکی است. در میان طایفه فارسیمدان و دره شوری گروهی سفید پوست با موی زرد یا بور نیز دیده می شوند. زنان قشقائی هرگز آرایش نمی‌کنند. تمام قشقائی ها شیعه هستند و به آداب و رسوم خود علاقه‌مندند. زبان قشقائی ها ترکی است.