جایگاه مرثیه سرایی به زبان تورکی
جایگاه مرثیه سرایی به زبان تورکی:
زبان تورکی در فرهنگ قزوینی اصیل
در قزوین نیز مرثیه سرایی به زبان تورکی آذربایجانی با خصوصیات «لهجه قزوینی» سابقهای دیرین و ریشه در فرهنگ قزوین اصیل دارد.
به گزارش دورنانیوز ،کیفیت عزاداری به زبان «تورکی آذربایجانی» و ادبیات بسیار غنی و منحصر بفردی که از این رهگذر در جهان اسلام شکل یافته یکی از زیباترین، موثق ترین و البته تاثیرگذارترین سبک ها و گونههای ادبی است که در رثاء و پاسداشت سیدو سالار شهیدان خلق شده است.
فرهنگ رثا و بکا بر مصیبت کربلا و آلام اهل بیت منحصر در یک قوم و سرزمین نیست، بلکه از شرقیترین نقاط شبه قاره هندوستان در آسیا تا غربیترین نقاط نیجریه در آفریقا، شیعیان حسین(ع) چهارده قرن است که مصائب و البته عبرتهای کربلا را با وجود از سرگذراندن دهها نسلکشی و قتل عام آشکار و پنهان، کماکان زنده نگاه داشتهاند.
در این بین اما فرهنگ اقامه عزا بر سیدالشهدا در میان اقوام آذربایجانی با ویژگیهایی همراه است که این ویژگیها فراتر از زیبایی خارق العاده اشعار و معتبر بودن مآخذ، بسیار شگفت انگیز و از نظر تحلیلهای اجتماعی و زبانشناسانه بسیار پیچیده و نادر مینماید.
زبان تورکی ایرانی در چهار شاخه تورکی آذربایجانی، قشقایی، ترکمنی و خراسانی مورد تکلم قرار میگیرد که در این بین «تورکی آذربایجانی» یا همان «آذربایجانی» یا «تورکی» به زبانی اطلاق میشود که در آذربایجان تاریخی ایران (شامل استانهای آذربایجانی شرقی و غربی، اردبیل، زنجان، قزوین، همدان، شرق کردستان کنونی، غرب گیلان و شمال اراک) و البته استانهای غیرآذربایجانیِ البرز، تهران و قم مورد تکلم ایرانیان قرار میگیرد.
هفت روایت از نشانه شناسی مرثیههای تورکی آذربایجانی
یک: مکتب ترکی سرایی در فرهنگ قزوینِ اصیل
در این بین سنت عزاداری بر مصائب امام حسین(ع) سالها از قِبل سرودهها و احساسات ناب ایرانیان تورک آذربایجانی شفاهی و مکتوب به شیعیان منتقل شده است.
بر همین اساس در قزوین نیز مرثیه سرایی به زبان تورکی آذربایجانی با خصوصیات «لهجه قزوینی» سابقهای دیرین و ریشه در فرهنگ قزوین اصیل دارد. «علامه دهخدا»، «واعظ قزوینی» و «میرزا طاهر وحید قزوینی» از جمله بزرگترین و نامدارترین شخصیتهای بودهاند که از قرنها پیش تا روزگار معاصر ما، مرثیههای ارزشمندی را مطابق با «مکتب تورکی آذربایجانی قزوین»، در رثای اباعبدالله الحسین(ع) سرودهاند.
در همین رابطه دکتر عباس ملک خانی استاد ادبیات تطبیقی و زبان شناسی دانشگاه آزاد تهران معتقد است زبان ترکی از اساس به معنای علمی و نه به معنای رایج کلمه، زبانی «رمانتیک» محسوب میشود و این رمانتیکوارگی که در ذات زبان تورکی آذربایجانی موج میزند در هیچ زبانی قابل تکرار و به هیچ زبانیقابل ترجمه نیست با این حالبرای متکلمین سایر زبانها قابل احساس اما غیرقابل وصف در قالب اصوات و کلمات است.
وی ادامه میدهد: برای نمونه به یاد دارم زمانی مادری آذربایجانی، فرزند خود را از دست داده بود و سالها بعد زمانی که به یاد فرزند خود میافتاد با عبارت «کَش بالام اُلیدی اونو باساردوم باقریما…» از او یاد میکرد که این عبارت یکی از بهترین نمونههای رمانیکوارگی زبان ترکی است که واقعا قابل ترجمه به هیچ زبانی در دنیا نیست اما قابل احساس و شهود است.
دو: مرثیه های آذربایجانی اوج رومانیکوارگی زبان تورکی
ملکخوانی معتقد است زبان تورکی تمام ظرفیت رمانتیکوارگی خود را در راه اشعار و ادبیات عاشورایی خرج کرده است و این ادبیات نمایانگر اوج رومانیکوارگی زبان تورکی آذربایجانی محسوب میشود تا جایی که میتوان گفت آذربایجانی با برخورداری از این ویژگی ارزشمند- گذشته از همه تلاشهای صوفیان- تبدیل به زبان شیعه شده است.
با این وجود احساسات گرایی ناب تنها ویژگی مرثیههای آذری نیست و استاد زبان شناسی دانشگاه آزاد تهران، ویژگی دیگری که همانا «تصویری» و «ناب بودن» این مرثیههاست را بر این نوع ادبی میافزاید.
ملک خوانی ادامه میدهد: علاوه بر تلاقی همزمان عشق، وداع و ذکر مصیبت، شاعر به شکل کاملا فرمیک و حرفهای در این بیت، تصویر زیبای«حرفهای که با لبهای زخمی پاره پاره میشوند»را خلق کرده است که واقعا حتی با دید یک فرد سکولار و غیرمذهبی نیز یک شاهکار ادبی محسوب میشود.
سه: حد نهایی یک رابطه قلبی و عمیقا احساسی با واقعهای تاریخی
رضا پاک نیت، شاعر و مرثیه سرای تورک نیز در تحلیل خود از ادبیات عاشورایی و مجالس عزاداری آذربایجانی هامعتقد است که نوع مواجه خالص و بی ریای شیعیان ایرانی ترک با حادثه کربلا و شخص امام حسین(ع) مهم ترین رکن در شکل گیری ادبیات غنی و رسوم عزاداری ارزشمند آذربایجانی بوده است.
وی در تحلیل خود به کارکرد «اُخشاما» در سنتهای اسطوره ای، اجتماعی و شیعی آذربایجانی ها اشاره کرده و میگوید: در زبان و سنت ترکان،اُخشاما یعنی آخرین نالههای و خاطرههای مادری که از داغ فرزند خود به لحظات احتضار رسیده است. فرزندی که البته خون وی به ناحق ریخته شد و مادر برای وی گریه یا «آغلاماق» سر میدهد اما چون گریه وی را تسکین نداده بر اثر شدت گریه به لحظات احتضار و مویه در آن حالت میرسد.
پاک نیت ادامه میدهد: مویه مادر با آخرین نفسهای احتضار در سوگ فرزند به ناحق کشته شده، همراه است و او در این حالت اشعاری را در وصف فرزند خود میخواند و در این بین تنها زنان و دختران خانواده اجازه دارند با او در ادای این “مویه- سروده ها” همنوایی کنند.
وی میافزاید: به عنوان مثالتم: “چشمهَ منیم، چای منیم/ اولدوز منیم، آی منیم…” به معنای: چشمه و رود من/ ستاره و ماه من، یک اُخشامای رایج باستانی در میان اقوام ترک به ویژه قزوینیها بوده است.
پاک نیت میگوید: اما نکته اصلی اینجاست که اُخشاما تنها در یک جای دیگر با همین کیفیت تکرار میشود که آن هم در مجالس اباعبدالله(ع) و در رثای شهیدان کربلاست. جایی که مداح “مویه- سروده های” اُخشاما را میخواند، مثلا:”اویان غیرتلی عباسیم/ قولی قوتلی عباسیم…” و مستمعین نیز با او هم نوایی میکنند و این رسم کهن به عقیده بنده،حد نهایی یک رابطه احساسی و عمیقاً قلبی است که انسان میتواند با واقعهای تاریخی که در قرنها پیش در سرزمینی دور، روی داده است، برقرار کند.
چهار: عشق رهبری به زبان تورکی و مرثیههای کربلا
حجت الاسلام سید عباس قریشی، مصحح دیوان اشعار ترکی «قمری دربندی» در رابطه با جایگاه ادبی ادبیات عاشورایی ایرانیان ترک در فرهنگ شیعی کشور میگوید: بهترین تحلیل در این رابطه توسط مقام معظم رهبری ارائه شده است آنجا که ایشان در وصف شاعری ترکو مرثیه سرا، موسوم به «تاج الشعرای اردبیلی» میفرمایند اگر این فرد شناخته شده بود، تاج الشعرای ایران میشد.
وی ادامه میدهد: رهبری به خوبی به جایگاه بی بدیل زبان و ادبیات ترکی و در رأس آن مرثیههای عاشورایی در این زبان اشراف دارد از این رو عاقلانه، عاشق مرثیههای ترکی هستند بگونه ای که خود ایشان یکی از اساتید برجسته نقد و مرثیه شناسی تورکی هستند و این افتخاری برای همه ما تورک ها به ویژه ما قزوینیها است.
قریشی معتقد است موثق بودن منابع اشعار، خلوص و احساسات پاک و بجای مداحان و مستمعین، رعایت حرمت مجالس، هوشمندی و بصیرت مداری مستمعین و نمادسازیهای صحیح و عاقلانه از جمله مهم ترین ویژگی های ادبیات و مجالس عزای امام حسین(ع) به زبان ترکی است.
پنچ: تشت گذاری دریایی از نمادهای ناب عاشورایی
مصحح دیوان «قمری دربندی» در بیان موارد مصداقی توصیفات مذکور به مراسم آیینی تشت گذاری اشاره میکند و میافزاید: در مراسم تشتگذاری ما با دریایی از نمادها و سمبولهایی که ورای ظاهر خود عمیقترین و دقیقترین اشارات را به مهم ترین نقاط عطف در حادثه کربلا دربردارد، مواجه هستیم.
وی ادامه میدهد: آوردن تشت حرکتی نمادین است که اشاره به درخواست کمک سپاهیان عمر بن سعد از امام حسین(ع) برای نجات آنها از هلاکت تشنگی است و زمانی که این تشت در مراسم پر میشود بانیان جلسه به مستمعین یادآوری میکنند که امام چگونه لشکریان دشمن را چند روز پیش از قتل عام خود، خانواده و یارانش، سیراب کرد.
قریشی به ریشههای موثق و تاریخی این رویداد نیز اشاره کرده و توضیح میدهد: غالب مقاتل این واقعه را با ذکر جزئیات نقل کرده اند و حتی نقل شده که امام مشکها را تماما در اختیار سپاهیان لب تشنه عمر بن سعد قرار داد و پس از سیراب کردن لشگریان دشمن، دستور دادند آبهای اضافه را داخل تشتها بریزند تا وحوش و پرندگان بیابان نیز از آب کاروان حسین(ع) بهره ای ببرند و تشنه نباشند.
بر همین اساس میتوان تشت گذاری را مراسمی نمادین و چندلایه برای اشاره به رسم جوانمردانه امام حسین(ع) در احسان به حق نداشته دشمن، پاسخ دشمن به امام با قتل عام بنی هاشم، یاران ایشان و اسارت خاندان عصمت و فیض امام به تمام هستی حتی وحوش بیابان دانست.
شش: توصیه امام خمینی(ره) برای روضه خوانی به زبان تورکی
حسین کشاورز فلاح از مداحان و ذاکرین قزوینی آستانه مقدس امام حسین(ع) در کربلای معلی در تحلیل خود از قدرت اعجاب انگیز مرثیههای تورکی به یکی دیگر از ویژگیهای این زبان اشاره میکند.
وی میگوید: معروف است که زبان تورکی سوز عجیبی در ذات خود نهفته دارد بگونه ای که آواز خواندن، اجرای آهنگ و موسیقی و حتی حرف زدنهایعادی مادراندر این زبان، نوعی احساس سوز و گداز پنهان در شنوندگان خود ایجاد میکند برهمین اساس در بسیاری از مجالس عزایی که به زبان تورکی برپا میشود تعداد قابل توجهی از مستمعین غیرتورک هستند و این زبان را متوجه نمیشوند.
این مداح تورک آذربایجانی در تشریح این ویژگی مرثیههای تورکی میگوید: مستمعین غیرتورک ممکن است متوجه تعدادی از کلمات و عبارات نشوند اما آن سوز بسیار شگفت انگیز و ارادت به اهل بیت که در اشعار و مرثیه سرای آذری موج میزند را درک میکنند و همین باعث میشود که مرثیه سرایی به زبان تورکی حتی در میان بسیاری از هموطنان عزیز غیرتورک نیز محبوب باشد.
کشاورز فلاح با ذکر یک نمونه عینی بیان میکند: از مداح پیشکسوت، حاج اصغر گنج خانلو نقل است که وی زمانی در حضور امام خمینی(ره) روضه کربلا میخوانند که امام از ایشان درخواست میکنند روضه را حتما به زبان ترکی آذربایجانی بخواند و مدام توصیه میکردند روضه کربلا با زبان تورکی سوز و اثر عجیبی دارد.
وی در مورد قدرت نفوذ مرثیههای تورکی در دل و جان غیرشیعیان و حتی دشمنان شیعه نیز میگوید: عراقیها و ما ایرانیهایی که مدتهای مدیدی را در عراق سرکرده ایم، موارد متعددی را سراغ داریم که طی آن دشمنان اهل بیت و شیعیان در عراق با مشاهده عزاداری ها و اشعار سوزناک آذربایجانی های ایران و عراق(که در شمال این کشور مستقر هستند) به دامان تشییع پناه برده اند.
هفت: هزاران سروده تورکی در میان مردم قزوین رو به فراموشی قرار دارد .
کشاورز فلاح معتقد است که در حال حاضر تنها در قزوین هزاران سروده تورکی ناب در رثای سیدوسالار شهیدان، اهل بیت عصمت و طهارت و آموزههای شیعی به صورت شفاهی و غیرمکتوب در میان مردم وجود دارد که متاسفانه به دلیل مکتوب نشدن در معرض فراموشی قرار دارد.
وی با اشاره به وظیفه اداره ارشاد و میراث فرهنگی استان قزوین برای جمع آوری این مرثیهها اظهار میدارد: دستگاههای متولی و فرهنگی استان باید با کمک حوزههای علمیه، دانشگاهها و مرکز اسناد قزوین و سایر دستگاهها این مرثیهها و اشعار ناب را گردآوری کنند.
ذاکر عتبه المقدس الحسینیه(ع) ادامه میدهد: قرنهاست که پدران ما میراث مرثیههای تورکی را به صورت شفاهی و سینه به سینه برای ما به یادگار گذاشته اند و ما نیز به عنوان کمترین وظیفه موظف هستیم این میراث ارزشمند ایرانی و اسلامی را مکتوب و به عنوان الگوی صحیح عزاداری به نسل پس از خود انتقال دهیم.
انتقال میراث ارزشمند پدران و نقش آن در جلوگیری از بروز انحراف در عزاداریها
سخن گفتن از ارزش میراث گرانقدر ادبیات و سنت عزاداری تورکی در رثای سیدوسالار شهیدان هرگز به معنای نفی و یا نادیده گرفتن ارزش سایر عزاداریها در سایر سنتها و زبانها نیست، بلکه تنها معیار در این داوری ارادت به مقام شامخ امام حسین(ع) است و لاغیر.
بنابراین همه سنتهای اقامه عزا بر شهید کربلا حرمت و ارزش خود را دارد اما در این بین با بروز برخی انحرافات نامعقول در شیوههای عزاداری برخی از هیئات قزوین مانند: استفاده از آلات موسیقی، حرکات نامتعارف، اشعار و سبکهای سخیف، استفاده از طبلهای ناهنجار وسروصدا ایجاد کردنهای گوش خراش با عناوینی چون جوانان توحید، باغ دبیر و دانشگاه و… نشانه های نامناسبی در سنت های عزاداری این شهر بروز یافته است.
اما میتوان با رجوع به سنت ها، اهداف و ادبیات اصیل تورکی آذربایجانی الگویی صحیح برای هیئتی های کم سن و سال عرضه کرد چنانکه پدران ما این سنت را به نیکی به ما عرضه کردند.
عزاداری آذربایجانی الگوی اصیل فرهنگ مردم قزوین و عزاداریهای معاصر این شهر و استان است به ویژه آنکه با ظهور برخی انحرافات نگران کننده آلات موسیقی، نمادهای بی سابقه، در برخی از شبه عزاداری های قزوین در روزهای منتهی به عاشورا بیم آن میرود که اقامه عزای عاشورا تبدیل به فستیوال عاشورا شود.
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان ۱۳۹۴ ساعت 3:32 توسط اسماعیل سالاریان
|
1) من اسماعیل سالاریان صاحب این وبلاگ 7 کتاب چاپ شده ام 1-تمثیل و مثل 2- ناغیلار بوقچاسی 3- مثنوی یوسف و زلیخا به ترکی خراسانی 4- نگاهی به ادبیات ترکان خراسان 5- نگاهی به فرهنگ ترکان خراسان هست 6 -ترکی خراسان و قواعد آن و چند کتاب در زمینه زبان، ادبیات و فرهنگ ترکان خراسان آماده نموده ام که هنوز چاپ و نشر نشده اند.