جغرافياي انساني روستای گریوان (3)

توسعه و نوسازی روستای گریوان

 مقدمه: فرم توسعه و عمران روستایی عبارت است از هر نوع فعالیت و برنامه ای است که وضعیت زندگی مردم روستا را اصلاح و متحول نماید.این فعالیت ها عمدتا با هماهنگ کردن و سازمان دادن و بهره وری و تلفیق تمامی منابع طبیعی و انسانی صورت می پذیرد که نهایتا موجب بهبود کیفیت زندگی روستاییان می گردد. جریان فعالیت های مشترک روستاییان با مسئولین و مامورین دولتی در جهت بهبود شریط و توسعه اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی روستاها و توام نمودن تلاش ها در جهت توسعه ملی پیوسته الزامی ترین اصل در توسعه و عمران روستایی محسوب می گردد.

 3-1- نوسازی در توسعه روستایی گریوان : کیفیت ابنیه و مساکن روستا یکی از شاخصهای محیطی انسان ساخت، در حوزه ارزیابیهای محیط زیست انسانی محسوب می­گردد. به میزانی که مصالح و تکنولوژیهای ساخت از دانش و فن­آوریهای روز استفاده نمایند، نما و ساختار کالبدی روستا از تازگی و استحکام بیشتری برخوردار می گردد و ضریب امنیتی سکنه روستا در مقابل مخاطرات و بلایای طبیعی احتمالی و حتی برخی نا امنیهای اجتماعی ممکن بالا می رود.

3-2- تفاوت مصالح در گذشته و حال: آنچه امروزه به عنوان مساکن روستایی ازگذشته درفضای روستای گریوان باقی مانده مخروبه هایی است که دیگر چندان کاربردی نداشته و عملا بلا استفاده بوده و چشم انداز روستا را نامناسب جلوه می دهند و با کوچه های درهم و پیچیده خود رفت و آمد را مشکل نموده اند. هر چند منازلی با قدمت 40-30 سال و بیشتر هنوز مورد استفاده واقع می شوند.و مصالح به کار رفته در ساخت آنها ، عمدتا خشت خام و گل و تیرچوبی سپیدار می باشد که ازخشت بیشتر برای دیوارچینی اتاقها و دالانها استفاده شده است . دراین بناها معمولا، گاهگل برای نازک کاری چهار دیواری اتاقها ، دالانها و پشت بامها بکار رفته است . امروزه کمتر بنایی به چشم می خورد که در ساخت آن از مصالح فوق استفاده شود، تقریبا تمامی بناهایی که در دهه های اخیر ساخته شده اند نوع مصالح آنها آجر، سیمان و آهن بوده است .

3-3-  تناسب مساکن روستایی با شرایط اقلیمی : یکی ازعوامل استفاده از خشت و گل در ساخت بناهای مسکونی قدیم این منطقه تناسب آن با شرایط اقلیمی است از آنجا که میزان بارندگی فصول بارانی این منطقه چشم گیر نمی باشد تاثیر بارندگی بر مصالح بنا ناچیز است به نحوی که هر سه یا چهار سال یک بار پشت بام منازل و مساکن رابا کاهگل جدید به نوعی در مقابل نفوذ آب باران یا برف عایق می کنند از طرفی با توجه به اینکه هنگام بنای دیوارها جهت استحکام بیشتر قطر دیوار را حدود cm 100-70 در نظر می گیرند این ضخامت به طور ناخودآگاه باعث تعدیل دمای داخل اتاق در تابستان و زمستان می شود . درتابستان که درطول روز تابش خورشید دمارا افزایش می دهد ، ضخامت دیوار مانع زود گرم شدن آن و در نتیجه سرد تر ماندن داخل اتاق می شود از طرفی در فصل زمستان این ضخامت باعث شده گرمای ایجاد شده در داخل اتاق توسط وسایل گرمایشی دیرتر به بیرون نفوذ کند و برعکس در مقابل سرمای بیرون هم عایق مناسبی باشد . در حالی که بناهای امروزی که در ساخت آنها از مصالحی چون آجر و سیمان استفاده می شود به دلیل ضخامت کم دیوارها نسبت به بناهای سنتی چنین مقاومتی در برابر دما وجود ندارد .

3-4-  تناسب طرح مسکن با شیوه زندگی روستایی : در گذشته اقتصاد غالب روستا ها و روستائیان برمشاغلی چون زراعت ، دامداری و یا صنایع دستی استوار بوده بنابراین هنگام ساخت منزل خود برحسب میزان ثروت برای خود مساکنی می ساختند که آن را « سرا » می نامند. معمولا افرادی که ثروت بیشتری داشتند  سرایی مستقل داشتند اما گاه سراهایی وجود داشت که در آن چند خانوار که غالبا با یکدیگر قومیتی نیز داشته اند به طور مشترک با در اختیار داشتن یک یا چند اتاق زندگی می کردند .

در یک سرای رو ستایی علاوه براتاقهای مورد نیاز برای خود افراد خانه های دیگری نیز بنا می شدکه برای نگهداری چهارپایان بود. افرادی که اسب، الاغ یا گوسفند داشتند حتما در داخل سرای خود اصطبلی برای آنها در نظر می گرفتند تا هم در دسترس باشد و هم از امنیت لازم برخوردار باشد و هم در مواقع لازم به تعلیف آنها درکوتاه ترین زمان بپردازند. برای ذخیره آذوقه آنها نیز در داخل همان سرا مکانی درنظر می گرفتند . امروزه نیز اشخاصی که در منزل خود مکانی برای پرورش دام دارند محلی برای ذخیره آذوقه آنها در نظرگرفته ا ند .

ازخصوصیات بارز این سراها این است که، ديوار بعنوان حصاري بر گرد خانه روستايي نبوده است. مردم گاهي براي رفتن ازیک محله به محله دیگراز محوطه یکدیگرعبور مي کردند و اين عبور و مرورها مشکلي نداشت، مردم اين کار و فرهنگ را براحتي پذيرفنه بودند. ازاينرو خانه ها از همسايه ها فاصله اي نداشتند. در روستا هم همواره امنيت کامل وجود داشت و مردم به هم اعتماد داشتند. ازاينرو برخي خانه ها حتي ديوار هم نداشتند. خانه به مثابه حريم خصوصي مفهوم تازه اي است که هنوز نيز روستاييان قديمي آن را قابل درک نمي دانند.

3-5- تاثیر فرهنگ شهری بر طرح مساکن روستایی:  در مساکن قذیم روستا مکان زنذگی افراد بااستفاده ازخشت و گل و چوب شامل یک صوفه یا دالانی که یک طرف آن بسته با دو یا چهار اتاق در دو طرف آن بوده است و گاه افراد درمنزل مسکونی خود مکانهایی، برای نگهداری احشام یا آذوقه آنها می ساخته اند، که این طرح از قدمتی بیش از 50 سال در روستای گریوان برخوردار است، اما طرحی که قبل از رایج شدن طرحهای با الگوهای شهری دراین روستا وجود داشته شامل یک بهار خواب است که در سه طرف، چپ ، راست و پشت آن سه اتاق ساخته می شد و درب ورودی هر اتاق از داخل بهارخواب بود، معمولا جهت بهارخواب به گونه ای بودکه از بیشترین ساعتهای نور آفتاب برخوردار باشد و چون  سه طرف آن دیوار داشت در سقف از چوب سپیدار و الوارجنگل برای پو شش آن استفاده می شد.

رفته رفته درفضای قدیمی روستا با بناهای خشت و گل، بناهایی با مصالح مقاومتر چون آجر، سیمان و آهن ایجاد شد. و اولین کسانی که به ایجاد این بناها پرداختند افرادی بودند که سواد ابتدایی داشتند و بعد ازآن هم افرادی با سواد دیپلم که تحصیلات دبیرستان را در شهر بجنورد به پایان رسانده بودند. از این جاست که تاثیر تحصیلات، فرهنگ شهری ، اقتصاد و ویژگیهای آن در روستا به طور جدی آغاز می شود ، ازاین به بعد طرح مساکن سنتی روستایی رنگ می بازد و تقلیداز طرحهای شهری آغاز میشود به گونه ای که امروزه هر جوانی که اقدام به ساختن منزلی برای خود می کند ، برای پوشش سقف از آهن استفاده می کند و دیوار آجری را بر گلی ترجیح می دهد. هیچکدام از بناهایی که در دهه های اخیر ساخته شده اند از خشت و گل و چوب به عنوان مصالح بنا استفاده نکرده اند.

ازطرفی کسانی که در گروه شغلی کارمندی و خدماتی قرار داشته اند در ساخت بنای مسکونی خود بیشتر به الگوهای شهری توجه داشته اند که این خود می تواند بیانگراین موضوع باشد که در صورت عدم اشتغال روستاییان به مشاغل کشاورزی زمینه تغییرچشم انداز روستا از سیمای روستا گونه به سوی سیمای شهرگونه در روستا باشد و این موضوع معایب و مزایای خاص خود را در پی خواهد داشت . که لزوم توجه بیشتر برنامه ریزان را به این ابعاد می طلبد .

درحال حاضر درالگوهای مختلف طرح مساکن نوساز در روستای گریوان غالبا به دلیل کنترل مهندسان ناظر بنیاد مسکن و شهرداری و دهیاری از نظر مصالح آجر، سیمان و آهن در ساخت بنا بیشتر به کار می رود و یا درمجموع ازمصالح مقاوم استفاده می شود. در یک ساختمان مسکونی با طرحهای رایج کنونی معمولا مواردی چون : آشپزخانه مستقل با آب لوله کشی غالبا گرم و دیوارها و کف قابل شستشو ،حمام ، اتاق خواب و پذیرایی وجود دارد درحالی که درمساکن روستایی قدیم معمولا از آشپزخانه و حمام بدان شکل خبری نبود .

3-6- تاثیر میزان سواد درشغل و مساکن روستایی : وقتی صحبت از تعریف روستا می شود گاه با تعاریف آماری از میزان جمعیت به عنوان عاملی برای جدا کردن شهر از روستا استفاده می شود اما آنچه حتی افراد عادی اجتماع به عنوان تعریفی از روستا در ذهن دارند علاوه بر تعداد کم جمعیت نسبت به شهر، معیشت روستائیان است که آنهم حول محور کشاورزی (زراعت و دامداری) می چرخد و کم سوادی روستائیان نیز چیزی است که در این شناخت جای می گیرد و نمی تواند دور از واقعیت هم  باشد. و شاید بتوان گفت همین کم سوادی خود ازعوامل موثر بر پرداختن روستائیان به شیوه معیشت خاص خود باشد . اما از این موضوع نباید غافل ماند که دوران بیسوادی و کم سوادی روستائیان رو به زوال می رود و با افزایش سواد دیگر نباید انتظار داشت ، فارغ التحصیل دانشگاه دوباره به روستا برگردد و باز هم به همان شییوه سنتی به معیشت روستائی دل خوش کند و بلکه بر عکس هر روستایی تحصیل کرده سعی میکند به نحوی به شغلی روی آورد که در ارتباط با رشته تحصیلی اش بوده و بتواند حداقل حقوقی از دولت و یا شرکتهای خصوصی در یافت نماید علاوه بر آن با توجه به عدم رضایت کشاورزان از درآمد،خود دوست دارند فرزندان آنها جهت دستیابی به رفاه نسبی ادامه تحصیل داده و به هر شیوه ممکن در مشاغل کارمندی دولتی وخصوصی به کار گرفته شوند .   

3-7- طرح مساکن آینده روستا : در روستای گریوان تا کنون کسانی که کارمند یا خدماتی یادارای تحصیلات بالا بوده اند، باتاثیرپذیری ازفرهنگ شهری بیشتر به طرح مساکن شهری و کشاورزان و دامداران بیشتر به طرح مساکن روستایی تمایل داشته اند. سئوال اینجاست که آیا درآینده این موضوع ثابت باقی خواهد ماند؟ و کشاورزان همجنان به الگوهای روستایی علاقه مند خواهند بود و یا در مجموع تمایل به کدام الگو گسترش بیشتری خواهد داشت ؟

به نظر نمی رسد درآینده این موضوع ثابت باشد زیرا با توجه به تمایل تمام افراد جامعه روستایی به مشاغل کارمندی و صنایع و خدماتی و عدم رضایت کشاورزان از درآمد خود،  فرزندان خود را که آیندگان روستایند به ادامه تحصیل یا فراگیری حرفه وفن تشویق خواهند کرد و این امر نگاه آنها را به زندگی و چگونگی آن متفاوت از گذشتگان خواهد نمود. آنها به بهداشت با دید بهتری خواهند نگریست و تمایلی به نگهداری دام در محل سکونت خود نخواهند داشت، و نسبت به استحکام بنا توجه بیشتری مبذول خواهند کرد و در نتیجه ازهم اکنون استفاده از مصالح بادوام و مدرن شروع شده، به نظر می رسد که در ساخت و سازهای آینده از طرح و الگوی مساکن شهری ، استقبال بیشتری خواهد شد .

  3-8-  تحول بافت کالبدی _ فیزیکی روستا : در یک نگاه کلی به فضای روستای گریوان می توان تحول بافت فیزیکی آن را به چهار مرحله تفکیک کرد ، البته این تفکیک منحصر به بناهایی است که هم اکنون در فضای روستا باقی مانده است و گرنه روستایی که تاریخ شکل گیری آن به گذشته های دور بر می گردد، قطعا مراحلی بیش ازاین درتاریخ خود دارد. برداشت ما ازبافت کالبدی دراین مقوله چگونگی بافت فیزیکی مساکن و معابر سطح روستا می باشد. موضوع عرض کم و پیچیدگی معابردر مراحل گذشته همچنان در روستا به چشم می خورند.

آنچه در رابطه با معابردرسیمای اولیه روستا مطرح است وجود معابر با عرض کم و پیچیده و درهم است که ازنظم خاصی تبعیت نمی کند. و البته چنان بافتی برای تردد درفضای آن زمان چندان مشکل سازنبوده است، زیرا تمام تحرک در فضای روستا یا به صورت پیاده روی بوده و یا با استفاده از چهارپایان که برای این موضوع یعنی تردد در سطح روستا با این سطح امکانات مناسباتی در نظر می گرفتند مثلا هنگام مشخص نمودن یک کوچه یا ایجاد بنای تازه در یک مسیر عرض معبر را اندازه ای مشخص می کردند که یک چهارپا نظیر اسب یا الاغ با بار خود بتواند از آن مسیر عبور کند. از ویژگیهای جغرافیایی اولین مرحله این است که بناهای مسکونی در مسیر جریان آب سرچشمه و در محلهایی که امکان سیلاب نبوده ساخته شده اند.

  درمرحله دوم گسترش روستا درجهت شمال – جنوب در دو سمت شرق و غرب روستا با کوچه هایی بازتر می باشد. در این مرحله ، گسترش ، باحفظ جهت رشد ، به رود خانه های گریوان و کلاته برج می رسد. دراین مراحل عرض کوچه ها به گونه ای مشخص می شود که قابلیت عبور یک اتومبیل را داشته باشد هر چند شبکه معابر ازنظم خاصی تبعیت نمی کنند در این مرحله اکثر افرادی که به ساخت بنا برای خود پرداخته اند باسواد بوده و به نوعی متاثرازفرهنگ شهری، فقط ازطرح، نقشه و الگوهای شهری تبعیت کرده اند و با  استفاده ترکیبی از مصالح قدیم و جدید اقدام به خانه سازی کرده اند.

مرحله سوم ساختمانهایی است که با هدف مقاوم سازی مساکن روستایی از سال 1374 و تحت عنوان خانه های ضدزلزله با اصول مهندسی وبامصالح جدید ساخته شده اند و هر ساختمان مستقل برای یک خانوار با وام و تسهیلات با اقساط  بلندمدت می باشد

مرحله چهارم تحول بافت فیزیکی روستای گریوان مربوط به سالهای اخیر است که بنیاد مسکن با همکاری شورای اسلامی و دهیاری اقدام به اجرای طرح هادی نموده اند. این طرح دارای معابرجدید منطبق برمعابر قدیم و باعرض مناسب می باشد هر چند هنوزچندان اقدامی درجهت تکمیل آن صورت نگرفته است . درطي سال هاي اخیر، همگام با اجرای طرح هادی، اکثر منازل با اخذ وام و تسهیلات بلند مدت نوسازی شده اند. دراین روندحتي مساجد روستا هم اخيرا تخریب و مجددا نوسازي و مدرن شده اند.

 مهمترین ضعف روستا بعداز اجرای طرح هادی که قراراست درآیندی نه چندان دور به شهر ارتقاء یابد، آنست که معابرجدیدآن هر چند ازعرض قابل عبور برای اتومبیل و وسایل نقلیه عمومی حمل و نقل برخوردار است اما شبکه معابر آن به هیچ عنوان منظم نمی باشد و یک فضای باز وسیع منطبق بربافت معابر قدیم باهمان مرفولوژی در وسط آن درنظر گرفته شده و منازل با معابر نامنظم قبلی در طراف آن ساخته شده است. این موضوع باعث شده که ساکنان آن که اکثرا کشاورز می باشند و بعضادارای وسیله نقلیه شخصی و موتوری بوده و از آن جهت تحرک در فضای روستا استفاده می کنند با شبکه بندی فعلی معابر روستا موافق نباشند.

نتیجه : 1- نسل جوان تحصیل کرده روستای گریوان که در گروه سنی 40-20 سال قراردارند، بیش ازاینکه علاقه مند به مشاغل روستایی باشد مایل به استخدام در مشاغل کارمندی و خدماتی دیگر است و این خود می تواند هشدار مناسبی برای برنامه ریزان مسایل رو ستایی – شهری باشد زیرا نشان از رخت بربستن کشاورزی و دامداری است، اما اگر کسی نباشد که با استعداد و سواد مناسب درحفظ روستا بکوشد، آنگاه دیگر روستایی نخواهد بود تا توسعه را از آن بجوییم و یا اگر هم باشد با توجه به اینکه بهترین استعدادها برای ادامه تحصیل به شهر رفته اند و دیگر دلیلی برای بازگشت ندارند شاید نتوان با قدرت و اعتماد و امید به این مهم پرداخت و باید به فکر چاره بود که شاید یکی از راهکارها ایجاد فضای شهری و سیمای مشابه به شهر در روستا و هرچه زوترارتقاء آن به شهرباشد.

2- بافت کالبدی مساکن سنتی ، معابر قدیم ، متناسب و متاثر از شرایط اقلیمی ، شغل ، فرهنک ، مفاهیم ، ارزشها، شیوه زندگی ، ابزارکار ، ابزارزندگی، اقتصاد، .امنیت، سازمان سیاسی حاکم بر روستای گریوان بوده است، روستاییان دراثرارتباط با شهر و دیدن الگوها ی مساکن شهری هنگام ساخت بنای مسکونی جدید خود از طرح و نقشه های رایج شهری در حد توان خود استفاده کرده و الگوهای مساکن روستایی سنتی را رهاکرده اند. از طرفی چون اغلب افراد دارای وسایل نقلیه شخصی نظیرموتور سیکلت ، اتومبیل شخصی وتراکتور.... می باشند برای تردد در فضای روستا ازاین وسایل استفاده می نمایند، تحرک درفضای قدیمی روستا ، برای آنها مشکل آفرین است. لذا با سیستم شبکه بندی فعلی روستا موافق نبوده متقاضی اصلاح آن می باشند .

3- مهمترین ضعف روستا بعدازاجرای طرح هادی آن است که هیچگونه ایده جدید نه تنها رعایت اصول شهرسازی حتی راه سازی هم درآن دیده نمی شود. دراین طرح، یک فضای باز منطبق بربافت معابر قدیم با همان پیچ و خمهای قبلی درنظر گرفته شده و منازل نوساز بطور نامنظم دراطراف آن ساخته شده اند. این موضوع باعث شده که ساکنان روستا با شبکه بندی فعلی معابر موافق نباشند.

4 - آبادانی و نوسازی هایی که درگریوان انجام شده و همچنین امکاناتی که به ان عرضه می گردد، شکی نیست که این روستا در آینده ای نه چندان دور به شهر ارتقاء خواهد یافت. این موضوع و اصول راه سازی، شهرسازی و مشکلات آینده روستا درطرح هادی درنظر گرفته نشده است.

5- دراجرای طرح ها نمی توان سنت و مدرنیته را بصورت مطلق در تقابل دید زیرا تفکیک دقیق چیزهای سنتی (قدیم) و چیزهای مدرن (امروزی)، امری بسیار دشوار است و در واقعیت همواره طیفی از سنت و مدرنیته وجود دارد. به تعبیر نیچه «همه شیوه های زندگی در عصر خود داعیه امروزی و نو بودن داشته اند، درست همان طور که امروز ما شیوه زندگی خود را نو می پنداریم.»

6 -  یکی ازارکان مهم درتوسعه پایدار روستا، توجه به عوامل طبیعی و زیست محیطی است. توسعه یک فاکتور اقتصادی،جمعیتی،کالبدی و... زمانی مفید است که با توانایی های محیط طبیعی پیرامون آن هماهنگ باشد و به آن لطمه ای نزند در یک اکوسیستم جغرافیایی که توسط انسان مدیریت می شود، ناهماهنگی اجزای آن و رشدبیش ازحد یک فاکتور ، موجب اضمحلال توسعه پایدار و عقب نشینی فضایی سایر ارکان طبیعی می شود که نتجه آن عدم تعادل محیط طبیعی و خسارات انسانی – اقتصادی است.

7- عمران ناحیه ای گریوان باید با ویژگی های طبیعی محیط ، شکل ناهمواری ،جنس خاک، آب و هوا، جریان آبها، رویش گیاهی، زیست جانوری و منابع معدنی ناحیه آن درارتباط باشد و همین ویژگی ها سطح، ظرفیت و امکان برنامه های عمرانی را تعیین می کند، و غفلت ازآنها دربرنامه ریزی های زیرساختاری و طرحهای هادی خسارات جبران ناپذیری به بارخواهد آورد.

........ادامه دارد.