بببین ترکان معنی را

 حسن راشدی

با مراجعه به دیوان شاعران و بررسی آنها این واقعیت به دست می آید که در سروده های این شعرا کلمه "تُرک " و " تُرکتازی " در دو معنای واقعی و مجازی مورد استفاده قرار گرفته است؛ در معنای واقعی «ترک » و «ترکان» اشاره به مردمانی است که در طول تاریخ امپراتوری های بزرگی را آفریده و به شمشیر اسلام مشهور شده اند، آنها در مقابله با دشمن ترسی به خود راه نداده و در بیشتر جنگها پیروز میدان بوده اند. ترکان مردمانی سفید چهره و زیبا روی بوده و محل سکونتشان از ختا و ختن ( آسیای میانه ) گرفته تا خراسان ( افغانستان) ، فارس و عراق عجم ( ایران )، آذربایجان، عراق عر، شام و روم ( سوریه و ترکیه ) ادامه داشته است. در این سروده ها واژه " تُرکتازی " هم در معنای واقعی اشاره به ترکانی است که با تاخت تیزپایانه، زیرکانه و فاتحانه دشمن را مغلوب خود ساخته اند.

اما در معنای مجازی اکثریت مطلق سروده های شعرای فارسی گوی، کلمه " تُرک " مترادف با زیبا روی، ماه وش، ماه تابان، آفتاب عالمتاب، خورشیدفام، دانا، عالم، عادل، روشن ضمیر، خردمند، سلیم، آزادمرد، ظلم ستیز، خوش بیان، دارای اخلاق حسنه، روشنگر و در یک کلام کلیه معانی مثبت در مقابل واژه های منفی است.

 در این دیوانها واژه " ترک " بیشتر در مقابل " هندو " قرار می گیرد که " هندو " در معنای مجازی بردگی، تاریکی، سیاهی و به صورت کلی معانی منفی دارد.

"تُرکتازی " هم در این سروده‌ها در معنای مجازی شجاع، زیرک، فاتح، شیردل و نترس  است .

نظامی گنجوی شاعر قرن ششم هجری و 900 سال پیش در سروده های خود در استفاده از کلمه ترک و ترکتازی ابیات بسیاری دارد که در اینجا به پاره‌ای از آن اشاره می کنیم :

گفت: من تُرک نازنین اندام

از پدر تُرکتاز دارم نام

گفتم: از همدمی و هم کیشی

نامها را به هم بود خویشی

تُرکتاز است نامت، این عجب است

تُرکتازی مرا همین لقب است

خیز تا تُرک وار در تازیم

هندوان را در آتش اندازیم

در این ابیات، در مصرع اول بیت اول " ترک" در معنای مجازی " زیبا روی " و در مصرع دوم " ترکتاز " در معنای مجازی شیردل و نترس است ، در بیت سوم نظامی می گوید:

اگر نام تو " ترکتاز " است ، لقب منهم " ترکتازی " است که نظامی هم خود را شجاع و نترس معرفی می کند و در بیت چهارم میگوید :

حالا که چنین شد ( هم تو و هم من ترسی از کسی نداریم ) بپا خیز تا باهم مثل ترکها ( دانایان ) بر هندوان ( نادانان ، تباهی ها ، سیاهیها ، ناکامیها ) برتازیم و آنها را از بین ببریم .

حکیم نظامی در جای دیگر دیوانش و در موضوع  ستایش سخن و حکمت و اندرز می گوید:

تُرکی‌ام را در این حبش نخرند

لاجرم دوغبای خوش نخورند

در این بیت منظور نظامی از " ترکی‌ام " سخنان حکیمانه ، روشنگرانه و خردمندانه است که گله‌مند است در اجتماعی که تاریکی فکر ( حبش ) بر آن حاکم است این سخنان خریداری ندارد

حکیم گنجه در داستان " جنگ سوم اسکندر با روسیان" چنین می سراید :

دگر روز کاین تُرک سلطان شکوه

ز دریای چین کوهه برزد به کوه

گراینده شد هر دو لشکر به خون

علم بر کشیدند چون بیستون

در این شعر " تُرک سلطان شکوه " کنایه از خورشید تابان است که از دریای چین طلوع و بر کوه تابیده است . در این بیت حتی نظامی گنجوی نه تُرک را به خورشید بلکه خورشید را به تُرک تشبیه کرده است که نهایت تشبیه زیبایی و درخشندگی است !

حتی نظامی گنجوی در قصیده " سلطان کعبه " ، خاتم الانبیاء حضرت محمد (ص) را " تُرک تازی اندام " خطاب می کند که در این تشبیه " ترک " در معنای مجازی به تمام خصوصیاتی نیکی اطلاق شده که پاک ترین و محبوب ترین فرستاده خدا می تواند داشته باشد :

تُرکی است تازی اندام  کز بهر دلستانی

بر عارض سپیدش خال سیه ز عنبر

یا رب بود که گردد چشم و دل نظامی

از دیدن جمالش پیش از اجل منّور؟

 مولانا مولوی رومی هم در دیوان شمس بارها از کلمه " تُرک " در معنای واقعی و مجازی استفاده کرده است .

چه رومی چهرگان دارم چه ترکان نهان دارم

چه عیب است ار هلاوو را نمی‌دانم نمی‌دانم

رها کن حرف هندو را ببین ترکان معنی را

من آن تُرکم که هندو را نمی‌دانم نمی‌دانم

در مصرع اول این شعر منظور مولانا از "ترکان نهان " نهان و درون پاک و عاری از پلیدیهاست؛ در مصرع سوم و چهارم هم هدف مولانا از واژه " ترکان " و " ترک " بهره گیری از معنای دانایی، روشن ضمیری در مقابل هندو که در معنای مجازی " تاریک اندیشی و بدنهادی است می باشد.

مولوی در جای دیگری خود را تُرکی معرفی می کند که اگر ساعتی با هویت ترکی زندگی می کند تنها یک لحظه در ارتباط با مسائل تاجیکی ( فارسی ) است  که منظور مولوی از یک لحظه تاجیکی در حقیقت همان سروده های وی به زبان تاجیکی ( فارسی ) است که تنها یک لحظه ( ثانیه) از یک ساعت عمر وی را تشکیل می دهد :

ترکی همه ترکی کند تاجیک تاجیکی کند

من ساعتی ترکی شوم یک لحظه تاجیکی شوم

گه تاج سلطانان شوم گه مکر شیطانان شوم

 

گه عقل چالاکی شوم گه طفل چالیکی شوم

در مصرع اول بیت دوم که در ارتباط بامصرع دوم بیت اول است ، "گه تاج سلطانان شوم " با مصرع "من ساعتی ترکی شوم " در یک معنا و مفهوم  آمده و  "گه مکر شیطانان شوم  " هم با " یک لحظه تاجیکی شوم " هم معنی شده است .

مولانا نه تنها زندگی با هویت ترکی را از افتخارات خود می داند حتی اسلحه بستن به شکل ترکان را هم از هویت بارز خود می داند :

من تُرکم و سرمستم تُرکانه سلح بستم  

در ده شدم و گفتم سالار سلام علیک

نه تنها نظامی و مولوی بلکه اکثر شعرای فارسی گوی از کلمه ترک و ترکتازی در معنای مثبت استفاده کرده اند. (این نوشته کوتاه بخش اندکی از یک مقاله طولانی است که جهت بهره خوانندگان عزیز خلاصه شده است. با عرض معذرت از مؤلف محترم و شما خوانندگان عزیز. )