نکاتی مهم در باب زبان گفتاری و نوشتاری
ازآنجاکه زبان هر ملتي ثروت معنوي و سند هويت آن ملت است؛ و دشمنان هرملتی براي از بين بردن یک ملت ، اول زبان آن ملت را از بين مي برند. براي از بين بردن هر زبان هم از راه هاي مختلف و در درجه اول از طريق جلوگيري از تحصيل و تدريس به صورت ادبی كلاسيك در مدارس و دانشگاه ها آنرا تضعيف مي كنند تا اين زبان تنها در حد زبان محاوره و گفتار کوچه بازاری باقي بماند و گنجينه لغات اين زبان محاوره هم تحت تاثير زبان و فرهنگ حاكم رسمی و جايگزيني لغات اصيل خود با كلمات و واژه هاي زبان حاكم روز بروز فقير و فقيرتر شود تا از فرط فقر و نداري رخت از دنياي زبانها ببندد !(حسن راشدی) ".
نکاتی مهم در باب زبان گفتاری و نوشتاری
1. زبان گفتاری درعين اين که ضامن بقای ادبيات شفاهی يک ملت میباشد با اين حال زبان نوشتاری (کتابت) سبب پيشرفت و حلقه اتصال مابين گويشهای گفتاری( لهجهها) يک زبان است. به عنوان مثال با توجه به وجود لهجههای مختلف زبان فارسی( نظير: مشهدی، تهرانی، يزدی، رشتی، سبزواری و...) وجود زبان نوشتاری واحد، باعث شده تاهمه اين لهجهها به صورت يک مجموعه واحد از زبان درآيند و همگی گروهها (لهجهها) درهنگام تقابل باهم بر اساس زبان نوشتاری تدوين يافته صحبت می كنند که اين مسئله درمورد زبان ترکی درايران با توجه به رسمی نبودن و فقدان زبان نوشتاری واحد، جهت لهجههای موجود از اين زبان (آذربایجانی، قشقايي، خراسانی، ترکمنی و...) حلقه اتصال و يا به عبارتی زبان کتابت واحد موجود نباشد و زبان ترکی درهر منطقه برمبنای لهجههای خاص خود تکلم شود و نهايتاً سبب گشته تاهركدام از مناطق ترک نشين، زبان ترکی را طبق لهجه خود بياموزند. فقدان زبان کتابت واحد، درک وتفهيم هر گويش از اين زبان را برای ساير گويشها درهنگام تقابل با همديگر مشکل ساخته است وچنانچه درزبان فارسی هم هر کدام از مناطق (لهجهها) با بقيه مناطق طبق لهجه خاص خود صحبت كنند مشکل تفهيم وتفاهم ايجاد میشود، ولی با نگرش به وجود زبان رسمی واحد، همه فارس زبانها با هم برمبنای زبان رسمی و يا نزديک به آن تکلم می كنند.
2. پايداری و اعتلای هر زبان به حوزه نوشتاری وکتابت آن وابسته است و اين مسئله درمورد زبان ترکی ايرانی سبب شده تا درعين حال که هم خانواده و هم ريشه بابقيه اقوام ترک درساير کشورهای ترک زبان نظير: جمهور ی آذربايجان، ترکيه، قزاقستان، قرقيزستان، ازبكستان، تركمنستان و... است به مرور از قافله اعتلا و پيشرفت علمی روز فاصله بگيرد که خود اين امر سبب شده است تا خصوصاً در قرن اخيرکليه لغات علمی، فنی و ... درزبان ترکی ايران به همان صورت فارسی، عربی و انگليسی به کار برده شود. مهمترين دليلی که زبان ترکی ديگر کشورها برای اغلب ترکان ايران به دشواری ويا بادقت بيشتري قابل فهم است جدای از تفاوت لهجهها و آشنا نبودن اغلب ترکان ايران به زبان نوشتاری تركي؛ وجود لغات جديد ساخته شده جهت اصطلاحات روز علمی، فنی، سياسی و ... به زبان تركي است که درنزد اکثرترکان ايران غريب و نامفهوم است.
3. آشكار است كه آموزش زبان گفتاری درخانه و زبان نوشتاری درمدرسه مي باشد و همان طور که متذکر شديم، گفتار ونوشتار دو مقوله متفاوت ولی درعين حال وابسته به هم هستند. ادبيات مکتوب ونوشتاری هيچ زبانی را به صورت صحيح نمي توان بدون آموزش رسمی( مدرسه ای)آموخت و باتوجه به اين مسئله، اکثر ترکهای ايران درخواندن کتابهاي ترکی يا نگارش آن به دليل اين که فاقد آموزش رسمی مدرسه ای هستند، دچار مشکل میباشند که اين مسئله برای ساير زبانهای اقليت ايران نظير زبان کردی و... نيز وجود دارد. حکايت اين مقوله درست به منزله فارس زبان بيسوادی است که به راحتی می تواند فارسی را صحبت كند ولی قادر به نگارش و مطالعه کتب فارسی نيست و نهايتاً می توان اذعان داشت که اکثر ترکان ايرانی درنگارش و مطالعه آسان متون ترکی تقريباً دچار مشکل هستند. ازاين رو هرزبانی را درحوزه نوشتاری، يا بايد درمدرسه آموخت و يا اين که با تلاش شخصی نسبت به آموختن آن اقدام كرد و اغلب افرادی که در ايران می توانند به راحتی کتابهاي ترکی را مطالعه كنند و قادر به نگارش صحيح آن هستند از راه دوم يعنی تلاش شخصی وارد شده اند و به اين زبان از حوزه نوشتاری(کتابت) مسلط شده اند.
4) مهمترين مشكل درنگارش هر زباني- به هر خطي- فقدان نظم وقانون تثبيت شده استاندارد جهت نگارش آن زبان است. قوانين ثابت نگارشي سبب ميشود تاهر زباني برپايه آن استانداردها نگاشته شود، به عنوان مثال باتوجه به رسمي نگاشته شدن كلمه اي مثل ظاهر، ديگر هيچ شخصي نمي تواند جهت آموزش آن را به صورتهاي ديگر بنويسد: ظاهر = زاهر، زاحر، ذاهر،ضاهر....
بنابراين باتوجه به فقدان كتب آموزشي ودستوري يكسان دركليه مناطق ترك زبان وآشنا نبودن همگان به رسم الخط دقيق تركي، باعث شده است تاتعدادی ازعلاقه مندان به نگارش ويا مطالعه كتابهاي تركي دچار مشكل وسردرگمي شوند كه همه اين عوامل از رسمي نبودن هر زبانی وعدم تدريس وآموزش فراگير آن ناشي ميشود. هرچند دراين زمينه ازسوي محققين وزبانشناسان تركي آذربايجانی درايران تلاشهاي سودمند، بسيار فراوان و قابل تقديري صورت گرفته است ولي براي ساير مناطق ترك زبان نظير خراسان، به علت پراكندگي جغرافيايي آنها تلاشي صورت نگرفته است.
منبع:
کتاب "آشنایی با زبان ترکی خراسانی" تالیف جلال قلی زاده مزرجی
1) من اسماعیل سالاریان صاحب این وبلاگ 7 کتاب چاپ شده ام 1-تمثیل و مثل 2- ناغیلار بوقچاسی 3- مثنوی یوسف و زلیخا به ترکی خراسانی 4- نگاهی به ادبیات ترکان خراسان 5- نگاهی به فرهنگ ترکان خراسان هست 6 -ترکی خراسان و قواعد آن و چند کتاب در زمینه زبان، ادبیات و فرهنگ ترکان خراسان آماده نموده ام که هنوز چاپ و نشر نشده اند.