خاطرات طنز از رزمندگان

خاطرات طنز از رزمندگان
در دوران اسارت تقریبا همه سعی می کردند نامه ای بنویسند و برای خانواده شان بفرستند. بین بچه های اسیر هم عده ای کم سواد و بی سواد بودند که می گفتند نامه شان را یکی دیگه بنویسه. اون روز ها هم برای ما چند تا کتاب آورده بودند. در زندان از جمله نهج البلاغه.
یه روز دیدیم یکی از بچه های کم سواد اومد گفت : من یک نامه از نامه های حضرت علی رو از نهج البلاغه که خیلی هم بلند نبود نوشتم رو این کاغذ برای بابام. ببینید خوبه یا نه؟ گرفتیم دیدیم نامه ی امیرالمومنین به معاویه است که این رفیقمون برداشته برای پدرش نوشته کلی خندیدیم.
محمودی مظفر فخار
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۵ ساعت 2:50 توسط اسماعیل سالاریان
|
1) من اسماعیل سالاریان صاحب این وبلاگ 7 کتاب چاپ شده ام 1-تمثیل و مثل 2- ناغیلار بوقچاسی 3- مثنوی یوسف و زلیخا به ترکی خراسانی 4- نگاهی به ادبیات ترکان خراسان 5- نگاهی به فرهنگ ترکان خراسان هست 6 -ترکی خراسان و قواعد آن و چند کتاب در زمینه زبان، ادبیات و فرهنگ ترکان خراسان آماده نموده ام که هنوز چاپ و نشر نشده اند.