کلمات ترکی دخیل در کرمانجی(1)

☑️کلمات ترکی دخیل در کرمانجی(1)
✅کاری از آتاتیمور
🔰کلمه ترکی لاچین به معنای شاهین که در کرمانجی لاچین گفته میشود
🔰کلمه ترکی لوشو به معنای گوجه سبز که در کرمانجی لوشی گفته میشود
🔰کلمه ترکی خیلیک یا خیلیق به معنای آب دماغ که در کرمانجی لیک گفته میشود
🔰کلمه ترکی نار به معنای انار که در کرمانجی نار گفته میشود
🔰کلمه ترکی هوپ هوپو به معنای هد هد که در کرمانجی هووپ هووپ گفته میشود
🔰کلمه ترکی یارما به معنای گندم خورد شده که در کرمانجی یارمه گفته میشود
🔰کلمه ترکی یامان به معنای درد بی درمان که در کرمانجی یامان گفته میشود
🔰کلمه ترکی سیمیت به معنای سیمان که در کرمانجی سئمئط گفته میشود
🔰کلمه ترکی سققیز به معنای آدامس که در کرمانجی سه قئز گفته میشود
🔰کلمه ترکی ساوا به معنای فردا که در کرمانجی سو وه گفته میشود
🔰کلمه ترکی سوم به معنای غار که در کرمانجی سووم گفته میشود
🔰کلمه ترکی شاببات به معنای سیلی که در کرمانجی شه پات گفته میشود
🔰کلمه ترکی قیج جیق به معنای شور و شادی که در کرمانجی قئجئق گفته میشود
🔰کلمه ترکی قیچ به معنای پا که در کرمانجی قئچ گفته میشود
🔰کلمه ترکی قیلیف به معنای ظرف پهن یا قابلمه که در کرمانجی قئلئفت گفته میشود
🔰کلمه ترکی قینجیر به معنای چروک که در کرمانجی قئنجیل گفته میشود
🔰کلمه ترکی قاتوق به معنای ماست که در کرمانجی قاتئغ گفته میشود
🔰کلمه ترکی قارشی به معنای روبرو که در کرمانجی قارشی گفته میشود
🔰کلمه ترکی قالین به معنای کلفت که در کرمانجی قالئن گفته میشود
🔰کلمه ترکی قارپوز به معنای هندوانه که در کرمانجی قه رپوز گفته میشود
🔰کلمه ترکی قارتال به معنای عقاب که در کرمانجی قه رتال گفته میشود
🔰کلمه ترکی قاراقوش به معنای گنجشک سیاه (پرنده ای شکاری) که در کرمانجی قه ره قووش گفته میشود
🔰کلمه ترکی قیزیلاق به معنای گنجشک نو رسیده که در کرمانجی قه زه لاغ گفته میشود
🔰کلمه ترکی قمیس به معنای پارچه سفید که در کرمانجی قه میس گفته میشود
🔰کلمه ترکی قوسان به معنای استفراغ که در کرمانجی قه یسان گفته میشود
🔰کلمه ترکی قوچاغ به معنای تندرو و فراری که در کرمانجی قووچاغ گفته میشود
🔰کلمه ترکی قیاغ به معنای علف هرز که در کرمانجی قیاغ گفته میشود
🔰کلمه ترکی قیز به معنای دختر که در کرمانجی قیز گفته میشود
🔰کلمه ترکی قیش یا قیشقیریغ به معنای جیغ کشیدن یا جیغ که در کرمانجی قیژ گفته میشود
🔰کلمه ترکی کیرتیک به معنای غضروف که در کرمانجی کئرتئک گفته میشود
🔰کلمه ترکی کان به معنای هسته و سر چشمه که در کرمانجی کانی گفته میشود
🔰کلمه ترکی قله یا قالا به معنای قلعه یا روستا که در کرمانجی که له گفته میشود
🔰کلمه ترکی کؤپک به معنای سگ نر که در کرمانجی کوپه ک گفته میشود
🔰کلمه ترکی کؤتئل به معنای سربالایی و بلندی (کمتر از تپه) که در کرمانجی کوته ل گفته میشود
🔰کلمه ترکی کؤرپه به معنای بچه یا نو نهال که در کرمانجی کورپه گفته میشود
🔰کلمه ترکی کولونج به معنای سوختن (سوختن چیزی مانند نان) که در کرمانجی کولینج گفته میشود
🔰کلمه ترکی کئندی به معنای مخزن (هم خانواده کان) که در کرمانجی کوندی گفته میشود
🔰کلمه ترکی کوتو به معنای بد (زشت) که در کرمانجی کووتی گفته میشود
🔰کلمه ترکی کوچوک به معنای توله سگ که در کرمانجی کووچی گفته میشود
🔰کلمه ترکی گئرک یا گئره به معنای باید که در کرمانجی گه ره گفته میشود
🔰کلمه ترکی گؤگرچین یا گؤورچین به معنای کبوتر (چاهی) که در کرمانجی گوگه رچین گفته میشود
🔰کلمه ترکی گؤله به معنای گوساله که در کرمانجی گوللئک گفته میشود
🔰کلمه ترکی آرا به معنای مابین یا بین که در کرمانجی ئارئ گفته میشود
🔰کلمه ترکی آلشیغ به معنای نوبت شیر دادن که در کرمانجی ئالچئغ گفته میشود
🔰کلمه ترکی الوو به معنای شعله که در کرمانجی ئه لاو گفته میشود
🔰کلمه ترکی اورونچا به معنای یونجه که در کرمانجی ئوروونچه گفته میشود
🔰کلمه ترکی اوزئللیک به معنای اسپند که در کرمانجی ئورزه لئک گفته میشود
🔰کلمه ترکی اؤلئنگ به معنای چمنزار یا مرتع که در کرمانجی ئووله نگ گفته میشود
🔰کلمه ترکی ایشیق به معنای روشن که در کرمانجی ئیشئق گفته میشود
🔰کلمه ترکی ایده به معنای سنجد که در کرمانجی ایگده گفته میشود
🔰کلمه ترکی آماج به معنای هدف که در کرمانجی آمانج گفته میشود
🔰کلمه ترکی بیرئکه به معنای برادر خوانده که در کرمانجی بئراکه گفته میشود
🔰کلمه ترکی بایغوش به معنای جغد که در کرمانجی باقووش گفته میشود
🔰کلمه ترکی بالدیز به معنای خواهر شوهر که در کرمانجی بالدوز گفته میشود
🔰کلمه ترکی بلکم به معنای شاید که در کرمانجی به لکوم گفته میشود
🔰کلمه ترکی پیچاق به معنای چاقو که در کرمانجی بیچاغ گفته میشود
🔰کلمه ترکی پیشیک یا پوشوک به معنای گربه که در کرمانجی پئشئک گفته میشود
🔰کلمه ترکی چؤل پیشیکی به معنای گربه وحشی که در کرمانجی پئشئکئ چوولئگی گفته میشود
🔰کلمه ترکی تئوئنه به معنای سوزن بزرگ که در کرمانجی ته وه نه گفته میشود
🔰کلمه ترکی توز به معنای گرد و غبار که در کرمانجی تووز گفته میشود
🔰کلمه ترکی تیکان به معنای خار که در کرمانجی تیکان گفته میشود
🔰کلمه ترکی جئیران به معنای آهو که در کرمانجی جئران گفته میشود
🔰کلمه ترکی چاغ به معنای زمان که در کرمانجی چاغ گفته میشود
🔰کلمه ترکی چوققور به معنای چاله که در کرمانجی چوقور گفته میشود
🔰کلمه ترکی چیمچیق به معنای گنجشک که در کرمانجی چووچئک گفته میشود
🔰کلمه ترکی چؤل به معنای بیابان که در کرمانجی چوول گفته میشود
🔰کلمه ترکی خلق به معنای مردم که در کرمانجی خه لک گفته میشود
🔰کلمه ترکی دئزه به معنای لبه که در کرمانجی دئزه گفته میشود
🔰کلمه ترکی دؤوه یا دئوه به معنای شتر که در کرمانجی دئفه گفته میشود
🔰کلمه ترکی دایاغ به معنای ایستاده و پشتوانه که در کرمانجی ده یاق گفته میشود
🔰کلمه ترکی دئندی به معنای زنبور گاوی که در کرمانجی دوندی گفته میشود
🔰کلمه ترکی دومان به معنای مه که در کرمانجی دوومان گفته میشود
🔰کلمه ترکی پامادور به معنای گوجه که در کرمانجی بامادئر گفته میشود
🔰کلمه ترکی بایدمان به معنای باختن که در کرمانجی بایدان گفته میشود
🔰کلمه ترکی دوز به معنای راست که در کرمانجی دویز گفته میشود
🔰کلمه ترکی دیک به معنای راس تایستادن (عمود) که در کرمانجی دیک گفته میشود
🔰کلمه ترکی رئجه به معنای بند لباس که در کرمانجی رئجه گفته میشود
1) من اسماعیل سالاریان صاحب این وبلاگ 7 کتاب چاپ شده ام 1-تمثیل و مثل 2- ناغیلار بوقچاسی 3- مثنوی یوسف و زلیخا به ترکی خراسانی 4- نگاهی به ادبیات ترکان خراسان 5- نگاهی به فرهنگ ترکان خراسان هست 6 -ترکی خراسان و قواعد آن و چند کتاب در زمینه زبان، ادبیات و فرهنگ ترکان خراسان آماده نموده ام که هنوز چاپ و نشر نشده اند.