آن وقت به کمک هم زبانش را بریدیم

#رضا_براهنی : … و آن وقت به کمک هم زبانش را بریدیم. بدون آنکه دستهامان بلرزد، بدون آنکه کوچکترین اشتباهی بکنیم، و با بریدن زبانش، دیگر چه چیز او را بریدیم؟ با بریدن زبانش، وادارش کردیم که خفقان را بپذیرد. ما زبان را برای او بدل به خاطرهای در مغز کردیم و او را زندانی ویرانههای بیزبان یادهایش کردیم. به او یاد دادیم که شقاوت ما را فقط در مغزش زندانی کند، هرگز نتواند از آن چیزی به زبان بیاورد. با بریدن زبانش، او را زندانی خودش کردیم. او زندانبانِ زندان خود و زندانیِ خود گردید. او را محصور در دیوارهای لال، دیوارهای بیمکان، بیزمان و بیزبان کردیم. به او گفتیم فکر نکند و اگر میکند، آن را بر زبان نیاورد، چرا که او #دیگر_زبان_ندارد.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۵ ساعت 1:10 توسط اسماعیل سالاریان
|
1) من اسماعیل سالاریان صاحب این وبلاگ 7 کتاب چاپ شده ام 1-تمثیل و مثل 2- ناغیلار بوقچاسی 3- مثنوی یوسف و زلیخا به ترکی خراسانی 4- نگاهی به ادبیات ترکان خراسان 5- نگاهی به فرهنگ ترکان خراسان هست 6 -ترکی خراسان و قواعد آن و چند کتاب در زمینه زبان، ادبیات و فرهنگ ترکان خراسان آماده نموده ام که هنوز چاپ و نشر نشده اند.