تندیس؟

سبزه میدان، برو که دیدنی است
نصب تندیس ها  شنیدنی است

این چنین پول خلق بیچاره
به هدر رفته است  همواره

تیپ حلاج ما چقدر زیباست
المانش سفید و هم رعناست

پنبه زن دیده ای بدین شیکی؟
می زند پنبه را به چالا کی

هر که حلاج یا که نداف است
ژنده پوشی بدون آلاف است

پنبه ها در مغازه مصنوعی ست
اصلی وغوزه و وش اصلا"نیست

تصفیه خانه ها همه تعطیل
ساخته ای یک نماد،بدون دلیل

جای تندیس و ابن مجسمه ها
به قناتی برس که گشته رها

چشمه در حال خشکیست ای جان
یک نگاهی ، توجهی تو  به  آن

راست می گویی از بزر گانی
که پزشکند، یا که روحانی

المانی از این قبیل مردان
بتراش، گر تو را بود امکان.



شاعر امین حکیم شفایی- خراسان شمالی