چند نمونه از کلمات تورکی وارد شده در فارسی

💢اتراق : اوْتوُراق = اوتور (اوتورماق = نشستن) +اق(اک) = نشست، جلوس ، استراحت کاروان بعد از یک حرکت طولانی.

💢آتیلا : آتیلا = آتیل(آتیلماق = پریدن) +ا (اک) = کسی که خوب پرش کند، چابک، امپراطور بزرگ تورکان هون که1500سال پیش از آسیای میانه تا اروپا حکومت می کرد(435-453 م).

💢اردک : اؤرده‌ک = اؤرته ک = اؤرت (اؤرتمک = پوشاندن) +اک (اک) = پوشش، پرنده‌ای که در بدن خود پوششی روغنی برای جلوگیری از نفوذ آب به بدنش دارد.

💢 آزار : آزار = آز (آزماق = منحرف شدن، گم شدن، بیمار شدن) +ار (اک) = بیماری، (رفتارِ) غیر صحیح و با اذیت، آزار دوتماق = بیمار شدن، توْیوق آزاری = بیماری نیوکاسل در مرغها، ککلیگی آزماق = مسموم شدن و فساد معده .

💢 آسمان : آسیمان و آسمان = آس(آسماق = آویختن) + مان (اک مبالغه و تشبیه) = شبه آویزان، بسیار آویزان

💢النگو : ال (دست) + انگی (اک) =مربوط به دست ، دستبند، ترکیب النگو مانند ازنگو (ه.م) است.

💢امید : اۆمید و اۇمۇد = اۇمۇق (توقع و نوعی خواسته)امیدوار = اۇمۇق + وار (دارا) = دارای امید، در تورکی معاصر مصدر اۇمماق را وقتی بکار می برند که بچه‌ای بوی خوش غذائی را بشنود و آنرا هوس کند که مجازاً از معنای فوق برداشت شده است : وای بر مشتاق و بر اومید او × حسرتا بر حسرت جاوید او / مولوی

💢بابک : بای بک = بای (بزرگ ، بیگ) +بک (بیگ) = بیگ بزرگ، خان خانان

💢بشقاب : بوْش (خالی) + قاب (ظرف) = ظرف خالی، از ظروف آشپزی.