یاد ایام بخیر : روایت خانه تکانی در قدیم قدیم ها

علوی - روزنامه خراسان شمالی 18اسفند95
این روزها از کوچه های مختلف که عبور می کنی، بر در و دیوار برخی خانه ها به خصوص در حاشیه شهر، قالی و پتو آویزان شده است. بهار نم نمک قدم های استوارش را بر زمین می گذارد و دامن آن را مانند همیشه به همت خالق مهربانش سبز و پر گل می کند. از همین حالا می توان بوی بهار را در کوچه ها استشمام کرد. خانه ها رنگ و بوی کهنگی را از تن بیرون می کنند، دو باره رخت سپید و پاکیزگی بر تن می کنند. اما آن روزها که خانه ها بزرگ تر و دل ها وسیع تر بود، هیچ فردی به تنهایی خانه تکانی نمی کرد، خانه های اهالی کوچه با همدلی صاحبانش تمیز و نو نوار می شد.
آن روزها خانه ها خشتی و به جای قالی، زیلو و نمد و دیوارها گچ و خاک گچ بود و به سختی تمیز می شد اما دل های اهالی اش نرم و مهربان بود. قدیمی ها همدیگر را در خانه تکانی یاری می کردند و از خانه تکانی های خود خاطره ای خوش بر جا می گذاشتند.
خانه تکانی های دسته جمعی
هنوز هم یاد و خاطره خانه تکانی های آن موقع در دل شیرزن های قدیمی باقی مانده است چنان که تعدادی از اهالی سالمند خانه «آذر مهر» هم یاد گذشته ها می کنند و یکی از آن ها می گوید : در زمان قدیم حیاط ها بزرگ بود و 4 تا 5 خانواده با هم زندگی می کردند. خانواده ما، عمو، خاله و مادر بزرگم با هم در یک حیاط زندگی می کردیم و برای خانه تکانی هر روز برای یکی از خانواده ها نوبت گذاشته می شد، همه اعضای خانواده به هم کمک می کردند و به عنوان مثال برنامه می گذاشتند و به نوبت هر روز خانه یک نفر را تمیز می کردند، یک روز فرش های خانه آن فرد را در مقابل نهر آبی که از جلوی خانه مان می گذشت، می شستند و دیوارهای خانه را تمیز می کردند. همه ظرف ها را در همان نهر آب می شستند، روز بعد نوبت خانواده دیگر بود که باز همه با هم خانه آن ها را تمیز می کردند. بانو «زنجانی» که 71 سال سن دارد، می گوید: مادرم همراه با مادر بزرگ، خاله و زن عمویم فرش ها را در نهر آب می شستند سپس مادرم یکی یکی آن ها را جمع می کرد روی شانه هایش می گذاشت و از نردبان بالا می رفت و یکی یکی فرش ها را روی پشت بام پهن می کرد تا خشک شود. وی از رنگ کردن دیوارها به شیوه ای خاص هم یاد می کند و اظهارمی دارد: در آن زمان پنبه های مخصوصی وجود داشت که مردم آن ها را می خریدند و رنگ را نیز خریداری و با پنبه آغشته و دیوارها را رنگ می کردند.
وی می گوید: بانوان امروزی همه وسایل و امکانات لازم را در دسترس دارند اما باز هم احساس شادمانی نمی کنند. آن ها ناچار نیستند لباس ها را در نهر های آب بشویند، دست هایشان در سرمای زمستان در آن نهرها یخ نمی زند و کرخت نمی شود، فقط کافی است ماشین لباسشویی را روشن کنند و به سراغ کار دیگری بروند و به بقیه کارهایشان برسند اما باز هم در زندگی خود احساس شادی نمی کنند و با کوچک ترین مسئله ای ناراحت می شوند و اوقات تلخی می کنند.
وی که عقیده دارد بانوان قدیمی به سختی کار می کردند و کارهای مردانه خانه را نیز انجام می دادند، خاطرنشان می کند: به واسطه انجام چنین کارهای سختی، زنان قدیمی سالم بودند و خودشان هم عقیده داشتند که کارهای سختی که انجام داده اند باعث سلامتی و تندرستی آن ها شده است.
وی که مادرش 95 سال عمر کرده است از او به عنوان بانویی سختکوش یاد می کند و می افزاید: از آن جایی که مردان قدیمی بیشتر اوقات سرکار بودند، زنان نمی توانستند تا دم غروب منتظر بمانند تا مردها به خانه بیایند و به آن ها در خانه تکانی یاری برسانند از این رو همه کارهای سنگین را خودشان انجام می دادند.وی با بیان این که قدیمی ها هیچ گونه امکاناتی نداشتند، بیان می کند: خانه های آن زمان مانند الان سرامیک، پارکت یا موزاییک نبود، کف بیشتر خانه ها خاک گچ بود، به همین دلیل کف خانه ها را به خوبی جارو و تمیز می کردند،آب می ریختند که عطر خوش کاهگل از آن به مشام می رسید، سپس مقواهای بزرگی می خریدند و کف اتاق پهن می کردند پس از آن قالی های قدیمی، نمد یا «کچه» را روی آن پهن می کردند تا کمتر گرد و خاک بگیرد. این بانوی قدیمی، شروع خانه تکانی را از 15 روز مانده به عید عنوان می کند و می گوید: از آن جایی که باید خانه تکانی ها به طور دسته جمعی انجام می شد از 15 روز به عید کار خانه تکانی را انجام می دادیم تا بتوانیم خانه فامیل هایی که با هم زندگی می کردیم، نظافت کنیم. وی با یادآوری برخی خاطرات گذشته بیان می کند: آن زمان بیشتر خانه ها کرسی داشتند که برای ایام نوروز آن را جمع می کردند تا فضای بیشتری برای پذیرایی از میهمانان باز شود.
یکی دیگر از بانوان این مرکز هم از سنت حسنه ای که آن روزها بین مردم رواج داشت ،سخن می گوید و می افزاید: آن زمان رسم بر این بود که اگر خانواده ای عزادار بود قبل از عید به دیدار آن ها می رفتند، برایشان رخت و لباس نو خریداری و خانه آن ها را تمیز می کردند اما امروزه این سنت ها کم رنگ شده است.
بانوی 72 ساله دیگری هم به وسایلی که در خانه تکانی برای نظافت از آن استفاده می شد، اشاره می کند و می گوید: در زمان قدیم از «چوبک » و «اشغار» برای تمیز کردن و سفید کردن لباس ها و ظرف ها استفاده می کردند. «عزیزی» ادامه می دهد: در و دیوار خانه ها را با مواد شوینده طبیعی می شستیم، پودر مخصوصی در گذشته وجود داشت که به فرش ها می زدند و روی آن با چوب می زدند و می شستند. وی بیان می کند: علفی در زمان قدیم به نام «اشغار» وجود داشت که آن را می سوزاندیم، سپس در حلب روغن یا پیت پر از آب می گذاشتیم تا بجوشد و کف کند و از آن کف برای شستن و سفید کردن لباس ها استفاده می کردیم. به گفته وی آن زمان لباس ها، پتوها و فرش ها را روی گاری می گذاشتند به قنات «صدر آباد» و کاریز «معصوم زاده» و بئش قارداش می بردند و می شستند.
بانو «نظیفی» هم از خانه تکانی های قدیمی یاد می کند و می گوید: آن زمان همه دور هم جمع می شدند فرش ها را بیرون از اتاق و به داخل حیاط می بردند، آن ها را روی دیوار پهن می کردند و با چوب های بلندی محکم می زدند تا خاک آن بریزد و وقتی می خواستند فرش ها را داخل اتاق پهن کنند با جاروی نم دار روی آن می کشیدند. وی ادامه می دهد: یک روز را هم برای شستن ملحفه ها و روبالشتی ها اختصاص می دادیم به طوری که از تمیزی و نظافت برق می زد.
وی بیان می کند: ظرف های مسی که در آن زمان بیشتر استفاده می شد با خاک آجر پودر شده می شستیم تا ظروف یا سماور طلایی تمیز و براق شود. وی می گوید: خاک آجر را آن زمان پودر می کردیم و روی سماور می زدیم سپس با یک دستمال روی آن می کشیدیم تا تمیز شود.
وی می گوید: در زمان قدیم هیچ گونه وسیله اضافی و تجملی نداشتیم و همه آن ها را بیرون می آوردیم، سقف و کف و دیوارهای خانه را به خوبی تمیز می کردیم، فرش ها را بیرون از خانه روی دیوار آویزان می کردیم و خودمان با چوب محکم روی آن می زدیم و خاک آن را می تکاندیم، سپس وسایل خانه را تمیز و مرتب سر جایش می چیدیم. اما اکنون در خانه ها آن قدر وسایلی مثل مبلمان، بوفه، میز ناهارخوری، تلویزیون و بقیه لوازم هست که نمی توان وسایل را بیرون از خانه برد.
البته وی به خریدهای آخر سال آن موقع هم اشاره می کند و می گوید: در زمان قدیم، این گونه نبود که زنان هر روز به بازار بروند یا همیشه در حال خرید کردن باشند؛ خرید لباس یا کفش فقط سالی یکی، دو بار انجام می شد اما اکنون همه وسایل آماده و در دسترس است. بانو «زهرا سلطان مستوفیان» هم به مشقت های زیادی که در آن زمان زنان برای انجام خانه تکانی متحمل می شدند، اشاره می کند و می گوید: در زمان قدیم هیچ گونه وسایلی برای نظافت نبود و زنان ناچار بودند خودشان مواد شوینده ای مانند اشغار را از بیرون از شهر تهیه کنند و با آن لباس های شان را بشویند. وی ادامه می دهد: در و دیوار خانه های آن زمان به دلیل روشن کردن بخاری های زغالی سیاه می شد و از آن جایی که مانند امروز وسایل شوینده وجود نداشت، به سختی لکه های سیاه را از روی در و دیوار تمیز می کردند. وی می گوید: آن زمان بیشتر خانه ها وسایل چندانی نداشتند و آن مقدار از وسایل شان را نیز که اضافه بود به افراد نیازمند می دادند و مابقی را که می توانستند استفاده کنند در صندوقخانه های خود و داخل صندوق های بزرگ جا می دادند تا راحت تر بتوانند خانه تکانی کنند. وی بیان می کند: از 20 روز مانده به عید فرش ها و پتو ها را در قنات صدرآباد و بش قارداش می شستیم و بدون آن که مردها در این خانه تکانی ها کمکی کنند فرش های خیس و سنگین را از داخل آب بیرون می کشیدیم.
وی بزرگ ترین مزیت خانه تکانی های آن زمان را کمک های اقوام نزدیک می داند که حس همبستگی را همیشه در بین آن ها زنده نگه می داشت. ایرانیان از دیر باز این سنت زیبای خانه تکانی را بر پا می داشتند و بر این باور بودند که دور ریختن وسایل قدیمی و کهنه و جایگزین کردن وسایل نو به زندگی طراوت و شادابی خاصی می دهد که با نو شدن سال و آمدن فصل زیبا و با طراوت بهار همراه خواهد شد و روحیه سر زندگی را به همراه خواهد داشت. برخی روانشناسان هم عقیده دارند که خانه تکانی به افراد جرأت رهایی از وابستگی را می دهد و فرصت دور ریختن خاطرات بدی را که در ذهن خود بایگانی کرده اند ایجاد می کند.
1) من اسماعیل سالاریان صاحب این وبلاگ 7 کتاب چاپ شده ام 1-تمثیل و مثل 2- ناغیلار بوقچاسی 3- مثنوی یوسف و زلیخا به ترکی خراسانی 4- نگاهی به ادبیات ترکان خراسان 5- نگاهی به فرهنگ ترکان خراسان هست 6 -ترکی خراسان و قواعد آن و چند کتاب در زمینه زبان، ادبیات و فرهنگ ترکان خراسان آماده نموده ام که هنوز چاپ و نشر نشده اند.