ارگئنه قون (ارگئنه کون)

ارگئنه قون (ارگئنه کون)
ارگئنه قون یکى از افسانه هاى گؤک تورک ها می باشد. در این افسانه گؤک تورکان در سرزمین مرتفعى که دورادور آن با کوه هاى صعب العبورى محصور بود به مدت 400 سال زندگى می کنند. آنان در آنجا به کشف آهن موفق می شوند. ارگنه قون که یکى از افسانه هاى تورکان اوغوز بشمار می رود، اصل آن شعرگونه بوده است، طى قرون و اعصار متمادى سینه به سینه نقل می گشته تا اینکه در سده هاى اخیر کوتاه شدى آن در اشکال گوناگون نوشته شده است.
ارگئنه قون : ار (قهرمان) + گئنه (یئنی: جدید) + قون (گون :روز)
گؤک تورک ها بختشان بیدار، تیرشان رسا و نیرویشان چیره بود. دشمنان جمله همداستان گشته به کین خواهیشان برخاستند. پس از ده روز جنگ دشوار گؤک تورکها چیره شدند. سران قوم مغلوب انجمن بزرگى ساخته به چاره جویى نشستند و چنین گفتند : «اگر علیه گؤک تورک ها دست به نیرنگ نزنیم سرانجام کارمان به خسران خواهد کشید. دیگر بار لشکر آراستند و جنگ و نیرنگ را برابر ساختند، کارگر افتاد و گؤک تورک ها دچار هزیمت شدند، سالمندانشان را از دم تیغ گذراندند، جوانانشانرا به بردگى گرفتند، خانه هایشانرا ویران کرده اموالشانرا بغارت بردند
از بزرگ زادگان گؤک تورک ها تنها یکى از پسران ایلخان که در آن سال همسر گزیده بود و دیگرى خواهرزاده وى دوقغـوز-اوغوز زنده مانده بودند که به بردگی دشمنان درآمده بودند. آنان در فرصتى مغتنم، شبانه سوار بر اسبى شده همراه همسران خویش از دست دشمنان گریخته به زادگاه خویش برمی گردند. احشام فراوانى مى یابند که آنها نیز از دست دشمنان گریخته به چراگاه هاى خویش برگشته بودند. دو بزرگ زاده گؤک تورک چاره را در آن دیدند که بهمراه احشام خود زیستگاه امنى در میان کوه هاى صعب العبور بیابند تا از گزند کینه جویانشان در امان بمانند. پس از جستجوى زیاد سرانجام سرزمین دلخواه شان را یافتند. نخجیرگاهى بغایت زیبا، دشتى فراخ، کران تا کرانش پوشیده از گل و گیاه، آبهاى گورا از هر سو روان… پروردگار را سپاس فراوان گفته در آنجا سکنى گزیدند».
400 سال بدین منوال گذشت. شمار گؤک تورکان و نیز اموال و احشامشان دیگر بار چنان فزون گشت که دیگر در ارگنه قون نمى گنجیدند. براى رهایى از این تنگنا در کنگره بزرگى به کنکاش نشستند و در چاره زیرین همرأى شدند:
» از نیاکانمان شنیدیم که در بیرون این کوه هاى سر به فلک کشیده سرزمینی است بغایت پهناور و دلگشا با شهرهایى زیبا و آبادان، موطن نیاکانمان نیز آنجا بوده است. پروردگار را سپاس مى گوییم که ما امروز در چنان وضعى نیستیم که از بیم دشمنانمان خود را در این کوه ها محبوس نماییم، راه خروجى جسته همچون سیلى خروشان بیرون آییم. با آنان که با ما سر جنگ دارند بستیزیم و با آنانکه از در دوستى در آیند آشتى کنیم.
کوهى را که در ترکیب آن آهن فراوان بود یافتند و با نصب دمه و کوره هاى عظیم صخره هاى ستبر را گداخته راه فراخى گشودند. با تعیین ماه، روز و ساعت مساعد چون سیلى خروشان بسوى دشت هاى بیکران سرازیر گشتند و از مشاهده چشم انداز دلگشا و لطافت هواى روحبخش بهارى به شور و وجد آمدند. کینه جویانرا به زانو در آوردند و با عافیت جویان مدارا کردند. و بدینگونه دیگر بار با فرمانروایى بر سرزمین نیاکان خود بزرگترین ملت جهان گشتند.
از آن تاریخ بزرگداشت آن روز پر شگون و برپایى آیین هاى ویژه براى زنده نگهداشتن خاطره آن پیروزى بزرگ در بین گؤک تورکان مرسوم گشت. در روز جشن، ابتدا آتش بزرگـى برافروخته قطعه اى آهن در میان آن می گذاشتند، چون آهن سرخ می شد، آنرا با گیره اى برداشته بر روى صندل مى نهادند. ابتدا خاقان بزرگ و سپس دیگر بزرگان با چکش بر آهن می کوبیدند و بدینگونه جشن و سرور همگانى آغاز میشد..«
(برگرفته از : سیدکمال قارالى اوغلو. تورک ادبیاتى تاریخى. استانبول 1973)
امروز رؤسای دول مستقل تورکان آسیای میانه، آذربایجان، ترکیه و… با کوبیدن پتک بزرگی بر آهن دمیده در آتش جشن ارگنه قون و آغاز سال نو را اعلام می کند. مراسم شکوهمند ارگنه قون هر ساله از تلویزیون دولتی ترکیه مستقیما پخش می شود.
1) من اسماعیل سالاریان صاحب این وبلاگ 7 کتاب چاپ شده ام 1-تمثیل و مثل 2- ناغیلار بوقچاسی 3- مثنوی یوسف و زلیخا به ترکی خراسانی 4- نگاهی به ادبیات ترکان خراسان 5- نگاهی به فرهنگ ترکان خراسان هست 6 -ترکی خراسان و قواعد آن و چند کتاب در زمینه زبان، ادبیات و فرهنگ ترکان خراسان آماده نموده ام که هنوز چاپ و نشر نشده اند.