قلمبه گوئی / محمود رضا صدقی
قلمبه گوئی / محمود رضا صدقی
سر زندگی و شادابی هر قوم و قبیله ای فقط به رقص و پایکوبی و یا برگزاری مراسم جشن و شادی و سنت های مفرح و ختم نمی شود، بدون شک وجود افرادی که بتوانند در هر بزنگاهی با رفتار و گفتار خود، با حرکات و سکنات پر معنا و گرم و گیرای خود لبخند برگوشه لبان دیگران بنشانند، خود بخشی از فرهنگ زنده و پویای آن اقلیم و دیار است، چراکه زایش، رشد و نمو و بر آمدن چنین افرادی نمی تواند بدون ریشه در فرهنگ بومی داشتن و تنفس در کوی و برزن موطن خود و محاورات و مجادلات روزمره با همزبانان و همزیستان، شکل بگیرد، اینان محصول و مولود شرایط بومی و برکشننده، پویایی و نشاط همان خاستگاه و اقلیم هستند، نمونه بارز چنین افرادی در سال های نه چندان دور همین دیار مرحومان ممی کاکل بیغم، حاج علی زرگر و همتایان آنان در بجنورد هستند که حکایات قلمبه گوئی و رفتار طنز و گفتار طناز شان همچنان نقل محافل است .
در روستای طبر، زاد گاه آباء و اجدادی ، افراد حاضر جواب، بذله گو و شوخ طبع را "قلمبه گو" می نامیدند و سخنان طنز و نغزشان، قلمبه (سخن طعن و طنزی که ظاهرا پاسخی ندارد) نام می گرفت،
بدیهی است تفاوت "حاضر جوابی" با "قلمبه گوئی" ، همان طعن و طنز نهفته در آن است، فن و هنری که البته از هر کسی بر نمی آمد و مهارت و فطانت خاصی می طلبید، فرهنگ قلمبه گوئی در طبر، محدود به افراد معدود و بخصوصی نمی شود! هر چند که در این وادی بدون شک جایگاه اشخاصی شاخصتر و سر و گردنی بالاتر از دیگران قرار می گیرد، اما در میان محاورات عامیانه و مکالمات رورمره مردم عادی، به وفور با عبارات و کنایه های قلمبه روبرو می شوید که شما را دچار شگفتی خواهد ساخت، از نو جوانان، مردان و زنان گرفته تا کهنسالانی که کلامشان سرشار از پند و عبرت، توام با مثل و حکایت و صد البته بجای خود قلمبه های پر معنا و مفهومی که میراث فرهنگ فولکلوریک این مرز و بوم است، در قلمبه گوئی، شرط ادب و حجب و حیاء مهجور است! هر چند قلمبه گویان خود مراعات مخاطب و شرایط زمان و مکان را می کنند، اما معدودی از آنان که جسور تر و بی پروا تر بودند، چون مناسبت و قافیه ی قلمبه فراهم می آمد، بدون هر گونه ملاحظه، از بیان آن هیچ خجلت و ابائی نداشتند و دلیل شهرت بیشترشان هم همین بی پروائی شان بود.
مرحوم ممی کاکل بدون شک، یکی از سر آمدان قلمبه گوئی شهر بجنورد بود، در روستای طبر، مرحوم حاج حسن زاهدی، مرحوم کدخدا عباس، مرحوم مسلم نظافتی، مرحوم عمو عباس رمضانپور، خانواده ملا برات و شاخص ترینشان مرحوم باقر سجادی، مرحوم حسن مقدم، مرحوم یوسف رضاپور و علی طبری، از جمله قلمبه گویان مطرح این دیار بودند، مرحوم پدرم نیز از این فن و مهارت بی بهره نبود، مجالس و محافلی که این قلمبه گویان به هم می رسیدند، دیدنی و شنیدنی بود، یک و دو کردن آنها و مقابله و مشاعره های مملو از طعن و کنایه تا به از میدان به در بردن رقیب ادامه می یافت، بدون آنکه از یکدیگر برنجند و یا کدورتی به دل بگیرند، در حکایات نون کور، عیادت مریض، حمام ممی کاکل، مغز بادام، خواستگاری، پول توجیبی، دهقان و باران، الاغ و رویا، کاته کتاب و ... به گوشه هائی از این قلمبه ها اشاره داشته ام، تلاش خواهم نمود، خاطرات و حکایاتی از قلمبه گویان را که قابل نقل و نشر است، به مرور تقدیم دوستان و علاقمندان نمایم.
محمود رضا صدقی
1) من اسماعیل سالاریان صاحب این وبلاگ 7 کتاب چاپ شده ام 1-تمثیل و مثل 2- ناغیلار بوقچاسی 3- مثنوی یوسف و زلیخا به ترکی خراسانی 4- نگاهی به ادبیات ترکان خراسان 5- نگاهی به فرهنگ ترکان خراسان هست 6 -ترکی خراسان و قواعد آن و چند کتاب در زمینه زبان، ادبیات و فرهنگ ترکان خراسان آماده نموده ام که هنوز چاپ و نشر نشده اند.