بررسی لغوی چلّه از دیدگاه استاد ناصر منظوری
در ترکی یای یعنی کمان، چیلله نیز یعنی زه (زه کمان) و نیز محل زه برای گذاشتن تیر در موقع انداختن تیر، اوخ یعنی تیر (تیرِ کمان). درترکی به تابستان نیز “یای” گفته می شود. از این رو وقتی گفته می شود “یایین چیلله سی”(چلّه تابستان)، (تداعی کننده ی کشیدگی نهایی کمان به هنگام انداختن تیر) یعنی نهایت و اوج کشیدگی تابستان که چهل و پنج روز رفته از تابستان است.
قیشین چیلله سی (چلّه ی زمستان) نیز به معنای کشیدگی نهایی سرما است که دو تا است یکی چهل روزه (بؤیوک چیلله) یکی بیست روزه (کیچیک چیلله). یعنی زمستان دوبار به اوج می رسد. وقتی گفته می شود “چیلله گئجه سی” (شب چلّه) در واقع یعنی نهایت کشیدگی شب.

ولی تحت تأثیر تفسیرهای رایج به معنای شروع چلّه ی زمستان تلقی می شود که البته اینگونه نیست. در واقع به نظر خیلی از زبان شناسان واژه چلله برگرفته از مفهوم تزکی آذربایجانی “نهایت کشیدگی شب” می باشد نه بر گرفته از مفهوم  “شروع چهل روز زمستان”.

“چیلله” اسمی است که از فعل “چیلمک” به معنای (زدنِ پرتابیِ توام با ضربه) ساخته شده است. در بازی “چیلینگ-آغاج” (الک- دولک) به زدن، “چیلینگ” یا “چیلیک” یا “چیلیهْ” (دولک) با “آغاج” (چوبدستی) از این فعل استفاده می شود: “چیل گلسین!” (بزن بیاد)! “چیلینگ” نیز از این فعل شاخته شده است.

“چیلمَک” اسم تلنگر شدید است که در آن ریگِ کوچکی بین پشت ناخن سبابه و نوک انگشت شست قرار گرفته و به شدت پرتاب می شود. یا تلنگری که بر سطح آب به نیت پخش کردن و افشاندن آب زده می شود. شکل دیگری از این فعل نیز هست که “چیله مَک” (افشاندن آب توأم با ضربه) است.

به مثال های دیگری از این دست (جهت مطالعه ی بیشتر) دقت کنید که چگونه این سیستم در زبان ترکی ثابت است: چیلله (چلّه)، پیلله (پلّه)، شیلله (سیلی آبدار)، سیلله (سیلی)، گولـله (گولّه، گلوله)، هوررا (نوعی غذای ساده ی روستایی)، شیررا (شیره)، شوررا (احتمالا تبدیل به “شوربا” شده)، بلله (نانی که به صورت ساندویچ در می آورند). . . “گلّه”ی فارسی نیز احتمالا از این سیستم است که در این صورت باید از فعل “گلمک” (آمدن) “گلله” (هم-آمده) ایجاد شده باشد.
قسمتی از مقاله استاد منظوری