نمونه کلمات ترکی در فارسی(2 )
* قایق : واژه ای ترکی از ریشه قالماق ( ایستادن ) که به واسطه بر روی آب ایستادن وسیله ( قایق ) بر روی آب به آن قایق گفته می شود . دیوان لغات الترک ص . 513
* هوش(Hoş): واژه ای پروتوترکی که در زبان سوُمری به معنی خطرناک شده است . فرهنگ تاریخی تطبیقی زبانهای اورال آلتاییک ص . 180
* آتش : واژه ای ترکی به معنی انداختن و با تلفظ صحیح آتیش Atış که به همان صورت وارد فارسی شده است و در میدان جنگ نیز فرمان شروع جنگ با همین واژه شروع می شود . دیوان لغات الترک ص . 108
* قالا ( قلعه ) : واژه ای ترکی از ریشه قالاماق ( رویه هم نهادن ) که کلمه کلات هم صورت دیگری از آن می باشد . این وازه با قلعه که در عربی به معنی کندن است فرق دارد .
*یساووُل : کلمه ای ترکی بوده و در اصل به معنی مرد مجری قانون که براساس دستور زبان ترکی شکل گرفته است . یساووُل مرکب از دو واژه « یاسا » به معنی قانون با ریشه ترکی مغولی و « قوُل ® ووُل » به معنی همراهی کننده ، مجری . شبیه این نوع اسم در واژه قراووُل ( همراهی کننده ها ) نیز دیده می شود . قراوول « قارا ® سیاه ، که در ترکی به مفهوم بزرگ و عظیم است » و « قوول ® همراهی کننده » . دیل دنیز ص . 809
* دوره : تلفط و نوشتار صحیح واژه به صورت « تَوَره » به معنی دوره و پیرامون است که امروزه هم به صورت توره(Türə)کاربرد دارد . با تبدیل حرف د به ت که کاملاً در ترکی رایج است واژه دوره شکل گرفته است . نظیر این تبدیل در واژه های تمر ® دمیر ( آهن ) و داد ® تاد ( مزه ) نیز دیده می شود .
* گاوآهن : آیا تا کنون فکر کرده اید رابطه بین گاو و آهن به وسیله ای که زمین را شخم می زند چیست ؟ اگر فکر هم کرده باشید شاید جوابی برای سوال خود نیافته اید . واژه گاوآهن شکل تغییر یافته کلمه ترکی گووهان به معنی شخم زننده و از ریشه قاوماق ( کاویدن ) است که بر اساس تغییرات فنوتیکی به صورت گاوآهن در فارسی کاربرد دارد . مقایسه کنید با تیرآهن .
1) من اسماعیل سالاریان صاحب این وبلاگ 7 کتاب چاپ شده ام 1-تمثیل و مثل 2- ناغیلار بوقچاسی 3- مثنوی یوسف و زلیخا به ترکی خراسانی 4- نگاهی به ادبیات ترکان خراسان 5- نگاهی به فرهنگ ترکان خراسان هست 6 -ترکی خراسان و قواعد آن و چند کتاب در زمینه زبان، ادبیات و فرهنگ ترکان خراسان آماده نموده ام که هنوز چاپ و نشر نشده اند.