نوروز آئين التقاطي و ميراث معنوي بسياري از ملل
آئينها نوزوز كه دراين نوشته به طور خلاصه بررسي و تقديم شده است ازجمله آئیین های التقاطي است و در ظهور و تطور آنها فرهنگها و تمدنها و گروههاي ملي و ائتنيكي متعدد منطقه, گروهاي زباني مختلف زاگروكاسپين و سامي و توركي و ايرانيك و اروپائي و ... با اعتقادات و باورها و اديان و مذاهب گوناگون بدرجات مختلف نقش داشته و سهيم بوده اند. اين آئين التقاطي ميراث معنوي بسياري از ملل، تمدنها، فرهنگ ها و اديان و مذاهب منطقه است و اين مقاله نيز در صدد آن نيست كه اثبات كند، كدام يك ازاينها سهم كمتر و كدام يك سهم بيشتري در پيدايش و تكامل آنها داشته اند. بويژه اين مقاله منكر سهم هويت ملي ايراني در تشكل آئينهاي مذكور نمي باشد.
نوروز- ارگهنه قون
٢١ يئلين-مارس (اول فروردين). نوروز به لحاظ نجومي آغاز فصل بهار در نیمکره شمالی و شروع پائیز در نیمکره جنوبی است. آئينهاي نوروزي مراسمي فراملي و جهاني اند و ربطي به قوم فارس، زرتشتيگري، ايرانيت و آريائيان ندارند. همانطور كه امروز نوروز مختص ملل ايرانيك زبان نيست٬ در دوره باستان هم مختص اقوام ايرانيك زبان نبود. نوروز ميراث معنوي همه بشريت است، نه فقط ايرانيان. عيد نوروز يادگار عيد نيسسانو بين النهريني و محصول مشترك همه اقوام منطقه از ايلامي و سومري و سامي و ايرانيك و توركي و... است. "برخلاف عوام كه اين عيد را جشني با منشاء خالص ايراني ميدانند، خواص و دانشمندان و از آن جمله اسطوره شناس مشهور دكتر مهرداد بهار در مقاله "نوروز جشني آريايي نيست" در كتاب "جستاري چند در فرهنگ ايران" به صراحت آنرا برگرفته از "جشن دوموزي سومريان" دانسته كه در سه هزار سال پيش از ميلاد در منطقه بينالنهرين توسط سومريان بوجود آمده بود. دكتر مهرداد بهار در مدخل كتاب "تخت جمشيد" خود و هم در مصاحبه خود با مجله آدينه (شماره بهار ١٣٧٢) در اينباره چنين مي گويد: "... جشن نوروز در اصل يك جشن آريايي نبوده، بلكه نخست در بين سومريان مرسوم بوده است. اين آيين از بين النهرين به ديگر مناطق جهان و از جمله ايران رفته است". ابوالقاسم اسماعیلپور، در كتاب اسطوره، بیان نمادین در اينباره چنين مي گويد: "آئینهای نوروزی ما شبیه مراسم مربوطه به ایزدان بابلی – یونانی، مصری است. نوروز بابلیان دوازده روز طول میكشید". به واقع در كتاب اوستا نيز به هيچ وجه سخني از نوروز نمي رود و در ديگر متون كهن ديني و غيرديني اقوام ايرانيك زبان كوچكترين اشاره اي به عيد نوروز و آئينهاي نوروزي نشده است. از مراسم نوروز در دربار شاهنشاهان هخامنشي و اشكانيان نيز اطلاعاتي در دست نيست. در حاليكه بنا به تثبيت محمود روح الامینی "رسم نوروز، پیش از آیین زردتشت نیز در ایران برپا بوده است". اين بدان معني است كه در آن ايام زرتشتيان، در صورت اطلاع از سنت و پديده نوروز، آن را امري خارجي و نامربوط به خود مي دانسته اند. همچنين بايد ذكر كرد كه اساسا آغاز سال ايرانيك قديم، نه نوروز در اول بهار، بلكه در اول تابستان بود. ایرانیان باستان در فصل بندی سال به دو فصل تابستان هفت ماهه و زمستان پنج ماهه معتقد بودند و فصلی به نام بهار نمیشناختند.
عيد نوروز آنگونه كه امروز در ميان ملل ساكن در ايران و از جمله فارسها مرسوم است، ريشه در عيد نيسسانو Nissanu بين النهريني-سومري (در عراق كنوني) و سنن و گاه شماري هاي بابلي-آكادي- آسوري- ايلامي دارد. كهن ترين نشانه اي كه از نوروز به جاي مانده، متعلق است به نخستين خاندان سلطنتي "اور" كه در خاورميانه باستان و عراق فعلي زندگي مي كردند. از اين رو برخي از محققين، سومريان را كاشف نوروز عد كرده اند. در اين قديمي ترين نوروز، بنا بر آييني كه ازدواج مقدس محسوب مي شد، رابطه زناشويي ميان الهه آب و خداي باروري صورت مي گرفت. در معابد شهر اور، شاه شهر نقش خداي باروري را بازي مي كرد و نقش الهه آب را كاهنه معبد شهر اور ايفاء مي نمود. سومریان از روز اول بهار (نوروز) جشن های مفصلی به مدت دوازده روز برپا و روز سیزدهم استراحت می کردند. در اين روز زن خدای سومری به نام " نانشه " که الهه ی عدالت، مهربانی و راستی بود به حساب نیک و بد مردم رسیدگی می کرد.
نوروز در ديگر فرهنگ هاي منطقه و از جمله در ميان فنيقي هاي حوزه درياي مديترانه، در ميان يونان باستان، در آسياي صغير، مصر باستان و آسياي ميانه گرامي نيز داشته مي شد. مراسم جشن نوروز در كتاب مشهور "سينوهه پزشك مخصوص فرعون" در سفر سينوهه و خدمتكار وي "كاپتا" به كشورهاي امروزي خاورميانه نيز ديده مي شود. نوروز در ميان اقوام سامي نيز از كهنترين زمانها شناخته شده بود. چنانچه برخی از روایتهای تاریخی آغاز نوروز را به بابلیان نسبت میدهند. طبق این روایتها رواج نوروز در قلمرو ایران امروزي به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش به بابل بازمیگردد. در ميان بابلي هاي ساكن بين النهرين جشني بوده است نظير جشن نوروز موسوم به "زاگموگ" كه در سالهاي حدود ٢٣٠ پيش از ميلاد در فصل اعتدال ربيعي، در يازده روز از اول ماه نيسان به ياد و احترام "مردوك" (بت بزرگ بابليان، خدای مسلط و قهرمان خدایان) در معبد "آزگيلا" واقع در شهر بابل برپا مي شده است. آرتورکریستن سن ایرانشناس دانمارکی نيز از جمله كساني است كه نوروز ایرانیان را در اساس جشنی بابلی مي داند: "زگموک و يا جشن آغاز سال به مدت ١٢ روز در آغاز بهار در معبد اساگیلای مردوک در شهر بابل با شکوه تمام برگزار میشد. در اين روز پادشاهان بابل در حضور مردوک و همه خدایان تحت ریاست وی، دست تندیس مردوک را در دست گرفته و با وی تجدید عهد و پیمان میکردند. به تصور آنها، خدایان در روز زگموگ (نوروز) سرنوشت مردم و جهان و زندگی شاه را برای یکسال آینده رقم میزنند. بدین مناسبت در روز اول سال آتش افروخته و شاهان بار عام با شکوهی را به بزرگان ملک خود میدادند". بسياري از جوامع عرب دوره جاهليت جزيرة العرب و مندائيان-صائبيان عراق و عربستان ايران-الاحواز نيز نوروز را جشن ميگرفتند. آلوسي در كتاب بلوغ الارب خود، نوروز و مهرگان را دو عيد مردم مدينه پيش از ظهور اسلام معرفي ميكند. به واقع رايج و همگاني شدن نوروز در قلمرو غيرسامي مصادف با دوره اسلامي و حاكميت مامون خليفه امپراتوري عرب عباسي و نتيجه آن است.
در تشكل هويت عيد نوروز آنگونه كه امروز در ايران شناخته مي شود تركان و آذربايجان نيز سهم تعين كننده اي داشته اند. تثبيت تقويمي نوروز در موقعيت كنوني آن ناشي از تدابير و زيجهاي امپراطوران و شاهزادگان تورك مانند جلال الدين ملكشاه سلجوقي، هلاكو خان، غازان خان، اولوغ بيگ، و... است. (زيج ملكشاه و زيجهاي مقتبس از آن زيج هلاكوخان، زيج غازان خان، ...). در روايتهاي زرتشتي متاخر در ذكر ورود جمشيد به آذربايجان و سپس روز جلوس او بر تخت مرصع خود نيز، تشكل نوروز صراحتا با آذربايجان ارتباط داده شده است. برهانالدين خلف تبريزي در اين باره چنين مي گويد: "جمشيد... سير عالم ميکرد، چون به آذربايجان رسيد فرمود تخت مرصعي را بر جاي بلندي رو به جانب مشرق گذارند و خود تاج مرصعي بر سر نهاده بر آن تخت بنشست، همين که آفتاب طلوع کرد و پرتوش بر آن تاج و تخت افتاد، شعاعي در غايت روشني پديد آمد، مردمان از آن شادمان شدند و گفتند اين روز نو است. روايت مشابه فردوسي در اينباره چنين است: "چو خورشيد تابان ميان هوا، نشسته برو شاه فرمانروا؛ به جمشيد بر گوهر افشاندند، مرآن روز را روز نو خواندند". همانگونه كه مشاهده مي شود در اين روايات از آفتاب و خورشيد سخن مي رود. بر اين اساس عده اي اين احتمال را مطرح كرده اند كه كلمه مركب فارسي "نوروز" در اصل ترجمه اصطلاح "يئني گون" تركي به معني آفتاب و خورشيد نو است. از آنجائيكه "گون" در زبان تركي به دو معني روز و خورشيد-آفتاب مي باشد، محتملا به هنگام اخذ اين اصطلاح توركي به فارسي، "يئني گون" به جاي "خورشيد نو" به صورت "روز نو" و با حفظ نحو توركي به صورت "نو روز" ترجمه شده است (در نحو فارسي، "روز نو" گفته مي شود). علاوه بر تركيب نوروز كه بر نحو توركي است، برخي از سنن نوروز اين سنت التقاطي نيز مستقيما ايجاد شده در دربارهاي دولت هاي توركي مي باشند، مانند سنت هفت سين كه براي نخستين بار در پايتخت دولت تركي آزربايجاني قاجار ايجاد شده است. به واقع رونق نوروز به صورتي كه امروز مرسوم است و تبديل آن به جشني ملي در ايران، مديون حمايتها و تلاشهاي بي دريغ دولتهاي توركي سلجوقي، و بويژه سه دولت تركي صفوي، افشار و قاجار مي باشد.
نوروز امروزه در ميان تمام ملل تورك از مسلمان و مسيحي و موسوي و شامان و بوديست و آنيميست و تحت نام هاي گوناگون عزيز نگاه داشته مي شود. يكي از قديمي ترين نام هاي نوروز، ارگهنه قون است. به توركي ارگهنه به معني معدن، و قون به معني محل سكونت و يا كوهپايه است. در ميتولوژي تورك، ارگهنه قون موطن اوليه توركان جهان است و عيد نوروز روز خروج توركان از ارگهنه قون به راهنمائي بوزقورد و با ذوب كردن كوهي كه آنها در غاري در آن محبوس بوده اند است. معادل ارگهنه قون در اساطير مجاري "اؤرئك هون" به معني وطن باستاني است (برخي كلمه ارگهنه قون را به صورت ارگهن گون و به معني روزي كه بسيار مي رسد يعني آغاز سال نو خوانده و معني كرده اند. اين ديدگاه در ميان تركي شناسان مقبوليت نيافته است. فرم ارگهنه از ريشه ارمهك به معني رسيدن و بالغ شدنو فرم آريقينا از ريشه آري به معني خالص و صاف است).
برخي از منابع :
-آداب و رسوم نوروز؛ رضا شعبانی. مركز مظالعات فرهنگی بینالمللی، انتشارات بینالمللی الهدی، چاپ اول، تهران-آیین مهر، هاشم رضی، انتشارات بهجت
۱۳۷۱-آئینها و جشنهای كهن در ایران امروز (نگرش و پژوهشی مردم شناختی)؛ محمود روحالامینی. موسسه انتشارات آگاه، چاپ اول، تهران، ١٣٧٦
-از یلدای ایرانی تا Jul سوئدی؛ تورج پارسی-اساس بابلی و بومی نوروز و مهرگان و سده ایرانیان؛ جواد مفرد.-اسطوره، بیان نمادین؛ ابوالقاسم اسماعیلپور. انتشارات سروش، چاپ اول، ١٣٧٧، تهران-
الواح سومری؛ ساموئل كریمر. ترجمه داود رسائی، انتشارات ابن سینا با همكاری موسسه انتشارات فرانكلین، تهران، ١٣٤٠
-بايراملار بايرامي؛ عليرضا صرافي. ائل بيليمي، سايي ٣-برهان قاطع؛ محمدحسين ابن خلف تبريزي.
-بيست مقاله؛ سيد حسن تقيزاده-توركلهرده يئني ايل- ياز بايرامي؛ حسن صفري-جستاری چند در فرهنگ ایران؛ دكتر مهرداد بهار. انتشارات فكر روز، چاپ سوم، تهران، ١٣٧٦
-جشن شب يلدا در ايران؛ حميد سفيدگر شهانقي. دفتر پژوهشهاي راديو -جشن و آداب زمستان؛ انجوی شیرازی. انتشارات امیرکبیر ۱۳۵۴
-جشنهاي ايراني؛ دكتر پرويز رجبي.
-ديوان لغات الترک؛ محمود کاشغري
-عيد نوروز ايران يا عيد دوموز ترکان؛ دکتر حسين فيضالهي وحيد.
-گاه شماري و جشنهاي ايران باستان؛ هاشم رضي
-معمای سفره هفت سين؛ ناصر منظوری.-نوروز بايرامي ايراندا؛ دكتر جواد هئيت. وارليق ژورنالي، سايي ٤-٩٥ ، تهران قيش ١٣٧٣
-نوروز جشن فرا ايراني؛ حسن راشدی.-نوروز جشن نوزائی آفرينش؛ علی بلوک باشی. ١٣٨٠
-نوروز و تاریخچه آن؛ ضیاء صدرالاشرافی. هفته نامه شهروند، شماره ١٢٢١
-نوروز، زمان مقدس؛ دکتر مهرداد بهار. ماهنامه چيستا، فروردين ١٣٦٢
-Eski Türklerde Takvim ve Nevruz bayramı, Cevat Heyet, Türk dünyasında Nevruz üçüncü uluslararası bilgi şöleni bildirelri, Atatürk kültür merkezi başkanlığı yayınları -2000- Ankara
-Novruz mərâsimi kompleksinin târixi mifoloji anlamı, Məhərrem Qasımlı, Azərbaycan şifâhi xalq ədəbiyyâtına dâir tədqiqlər, VIII cild. Səda neşriyyâtı, 1999 Bakı

1) من اسماعیل سالاریان صاحب این وبلاگ 7 کتاب چاپ شده ام 1-تمثیل و مثل 2- ناغیلار بوقچاسی 3- مثنوی یوسف و زلیخا به ترکی خراسانی 4- نگاهی به ادبیات ترکان خراسان 5- نگاهی به فرهنگ ترکان خراسان هست 6 -ترکی خراسان و قواعد آن و چند کتاب در زمینه زبان، ادبیات و فرهنگ ترکان خراسان آماده نموده ام که هنوز چاپ و نشر نشده اند.