نگاهی بر ترانه های ترکمن های ایران (قسمت چهارم)

ترانه های بازی(اویُون آیدیملاری)ترکمنی

ترانه های ساده و دور از تکلف ، موزون و مقفی هستند که از طبیعت پیرامون الهام گرفته اند. ریتم و موسیقایی خاص دارند که با حرکات پا و دست هماهنگی دارد و نشاط خاصی به شعر ملهم از طبیعت می بخشد. این نوع ترانه ها از نظر قالب و آهنگ همچنین از نظر هجا مانند لأله است ، با این اختلاف که این ترانه ها را دختران هنگام بازی به صورت دسته جمعی و گروهی می خوانند. یارکشی و بازی گروهی از مهمترین خصیصه این ترانه هاست، کوتاهی و بلندی این نوع ترانه ها به بافت و شکل بازی بستگی دارد. دو گروه اشعاری منظوم به یکدیگر رد وبدل می کنند. و آن را با هماهنگی حرکات دست و پا آهنگین می سازند.

(آلتی قویون بأَش گچی)

از مهمترین ترانه های بازی«آلتی قویون بئش گئچی»(به معنای شش گوسفند و پنج بُز) است که دختران آن را به دو گونه بلند و کوتاه می خوانند


             گونه کوتاه ترانه «آلتی قویون بأش گچی»:

آلتی قویون بأش گچی            هانی مونونگ ارکه جی

ارکه جی داغدا قالدی             های هایلادیم گله دی

آرپا برسم اییمه دی                چیگیت برسم دویمادی

«شش گوسفند و پنج بز، پس قوچ اش کجاست؟ قوچ اش در کوه مانده ، او را صدا کردم نیامد. جو دادم نخورد، تخمه دادم سیر نشد.»  

               ایکی چوپان اوروشدی (دو چوپان دعوا کردند)

ایکی چوپان اوروشدی                بیری قانا بولاشدی

اونونگ قانین کیم سوپیر؟            آق ساقغاللی پیر سوپیر

پیری گیتدی اودونا                     پالتا دگدی کوموش دیر

«دو چوپان دعوا کردند، یکی در خون خود غلطید. چه کسی خون او را پاک خواهد کرد؟ پیر ریش سفید پاک خواهد کرد. پیرش برای هیزم رفت و تبر به رانش خورد. نه آن تبر نبود، آن نی بود. ده انگشتش نقره است.»


              کوموشی ییتیردیم(نقره را گم کردم)

کوموشیمی ییتیر دیم!                 خانا خایار یتیردیم!

خانینگ آطی کینگشه یأر                نأمه دیییپ کینگشه یأر؟

آرپا دیییپ کینگشه یا                  آرپانی نیردن آلجاق ؟

                   چایینگ دویبوندن آلجاق!

«نقره ام را گم کردم و به خان خبرش را دادم. اسب خان شیهه می کشد. چرا شیهه می کشد؟ او جو می خواهد. جو را از کجا تهیه خواهی کرد؟ از کنار رودخانه تهیه خواهم کرد!»


                         سویت قازان(دیگ شیر)

  سویت قازان ، آ سویت قازان            سویت قازانا نأ گرک

                        قایما قلیجا سویت گرک

«آن دیگ شیر، آن دیگ شیر! چه می خواهد؟ شیر که سرشیر داشته باشد!»


سویت قازان گلیأر های بیلن             بیر مله جه تای بیلن

تای باتدی پاللچیغا                          چیقارینگ های های بیلن

«دیگ شیر های و هوی کنان می آید. با اسبی ابلق و سرکش. اسب در گل ماند، با های وهو او را در آورید!»

سویت قازان ، آ، سویت قازان      سویت قازانا نأگرک

چیقم چیقم بیز گرک                 آش بیشیردیم دوشوردیم

یتیم اوغلان چاغیردیم               دویورمانی قایتمارام

بیراشه جیک گتیردیم                انگیر تمانی گیتمه رم

بیربؤلک بولوت گتیردیم               یاغدیرمانی گیتمه رم

بره نینگ اوغلی بولسون           برمه دیگینگ قیزی بولسون

«دیگ شیر، دیگ شیر چه می خواهد؟ گروهی از ما را! آش پختم، تمام کردم و یتیمی را برای خوردن دعوت نمودم ، تا اورا سیر نکنم برنمی گردم . تکه ابری از آسمان آوردم ، تا نبارد برنمی گردم. آنکه احسان کند فرزند پسرش باد! و آنکه احسان نکند دخترش باد!»


               قاق قاق قارغالار(قارقارکلاغها)

قاق قاق قارغالار                    آغاچ باشی دیر مالار

سولگون لر شالی بیشه         یاپ ایچیندن یورغالار

«کلاغها با سرو صدا می آیند و تنه درخت ر ا نوک می زنند! آن زمانی که شالیزار برسد، قرقاول ها در جوی آب به آهستگی خواهند رفت!»


                بؤکوشه یلی (شادی کنیم)

بؤکوشه یلی بؤکوشه یلی                ساری قاوین اکیشه یلی

ساری قاوین بیشیپ دیر                ساپاغیندان دوشوپ دیر

«شادی کنیم و شادی کنیم و خربزه زرد بکاریم. خربزه های زرد رسیده اند و از ساقه اش جدا شده اند!»


                                    آی ترک گون ترک!

این بازی در شبهای مهتابی مخصوصاً شبهای چهاردهم هر ماه انجام می گیرد. تعداد نفرات به دو گروه مساوی(الف-ب) تقسیم می شود. معمولاً هر دو گروه را دختران تشکیل می دهند. هر گروه برای خود سرگروهی به عنوان ریش سفید یا داور گروه تعیین می کنند و در فاصله بیست الی پنجاه متری هم قرار می گیرند، هر گروه به صورت یک زنجیر در خط مستقیمی دستهای خود را به یکدیگر می دهند و سخت می فشارند تا یک زنجیر گروهی تشکیل دهند. ابتدای بازی با سخنان موزون و اشعار دلنشین که بین دو سرگروه رد وبدل می شود آغاز می گردد:

                                         الف:

     آی ترک ، گون ترک                بیزدن سیزه کیم گرک

«دختری همچون ماه و خورشید می خواهید؟ کدام دختر را از بین ما می طلبید؟»

                                          ب:
          اؤوی ینگّه لی گرک                آردی تنگه لی گرک

                          سایراپ دوران دیل گرک
«دختری که در جلویش ینگه هایش راه افتد و در پشت سرش تنگه های پول باشد و زبانی که گویا باشد.»

                                        الف:

دیل ایچینده کیم گرک             هر کیمه گلجک گرک

«از میان زبانها کدام زبان را اختیار می کنی ، نوبت به هرکسی که می رسد!»

                                      ب:

  سایراپ دوران قیزیل دیللی       دییأن شوم گرک

«آنکه زبان گویا و سرخ دارد، فلان دختر را می خواهیم»

                                   الف:

اور- دا ، ییق – دا آلاغا  «اگر می توانی حمله کن و بگیر و ببر!»


گروه (ب) هر کسی خواسته شده باشد باید به طرف گروه(الف) حمله کند تا دستهای بسته آن گروه را باز کند. اگر دستهای آنان را توانست باز کند. یک امتیاز می گیرد. اگر نتوانست خود همانجا می ماند و برگروه (الف) یک نفر اضافه می شود. همین طور بازی ادامه می یابد تا اینکه یکی از گروهها تمامی اعضای گروه مقابل را به گروه خود منتقل می کند.
این بازی جلوه ای از آداب و رسوم گذشته است که آداب مربوط به مراسم خواستگاری را به نمایش می گذارد. ریش سفید یاهمان سرگروه به عنوان«ساوچی» از دختر خواستگاری می کند، پس از اعلام آمادگی خانواده دختر ریش سفید جمع شده به طرف خانواده او می دوند و درباره مهریه او صحبت می کنند و به مشورت می نشینند.

  ساریجا قاوین

این بازی معمولاً در تمام اوقات روز انجام می گیرد. تعداد نفرات بین دو گروه مساوی تقسیم می شوند. حال ممکن است یک گروه پسر باشد و گروهی دیگر دختر و یا ممکن است هر دو گروه دختر باشد. هر دو گروه برای خود سرگروهی تعیین می کنند و سرگروه برای اعضای گروه خود نام مستعاری انتخاب می کند که  می تواند نام یک پرنده، شی یا نام انسانی باشد. بازی از همین جا آغاز می شود. سرگروه(الف) نمایش پیرزن گوژپشتی که خاری بر پای آن خلیده است، بازی می کند به طرف گروه (ب) می رود و خطاب به آنها می گوید:«اجه نگ بارمی؟/مادرت هست؟»

یکی از نفرات گروه(ب) جواب می دهد:«یوق، نأمه ایشینگ بار؟/ نیست، چه کار داری؟» .پیرزن می گوید:«آیاغیما تیکن گچدی ، چیقارتدیرا جاقدیم/برپایم خاری خلیده ، خواستم که در بیاورد.» دوباره همان دختر می گوید:«چؤرِک بیشیر مأنه گیتدی ، دور، گتیره یلی/ رفته نان بپزد، درنگ کن تا او را بیاوریم.» سپس مادرش را می آورد و مادر، خار پای او را در می آورد. پس از مدتی کوتاه پیرزن راهی گروه خود  می شود.در میانه راه چیزی به یادش می آید، برمی گردد واز گروه (ب) سؤال می کند:«سارجا قاوین بارمی؟/خربزه زرد دارید؟» یکصدا جواب می دهند:«یوق ، یوق/ نه». پیرزن منصرف می شود باز دختران یکصدا فریاد می زنند:«بار، بار/هست». پیرزن بر می گردد(این عمل را چندین بار تکرار می کنند تا بازی جذاب تر و شیرین تر شود.)

آنگاه پیرزن به سر همه اعضاء سرگروه (ب) تیله می زند. سرانجام یکی را انتخاب کرده ، چشم او را می گیرد و نام مستعار یکی از اعضاء خود را صدا می زند تا بیاید تا بر او تیله دیگر بزند. همان شخص مورد خطاب می آید و تیله ای می زند و می رود. پیرزن چشم او را رها می کند تا آن عضو گروه تشخیص بدهد که چه کسی به او تیله زده است. اگر نتواند تشخیص دهد او رابا خود به گروه خود می برد و اگر تشخیص آن درست باشد همان شخص را به گروه خود می خواند.
بازی به همین ترتیب ادامه می یابد تا تمامی اعضای گروه از آن گروه دیگر شوند.

این بازی نیز جلوه ای از آداب ورسوم مربوط به مراسم خواستگاری را دارد که در آن نقش اصلی خواستگار را در مراسم خواستگاری وآداب محلی دیگر به نمایش گذاشته می شود وهم دقیقاً نحوه خواستگاری و انتخاب همسر در آن تعلیم داده می شود.

قایناق : بایراق ترکمن