معرفي كتاب فرهنگ جغتايي- فارسي
معرفي كتاب فرهنگ جغتايي- فارسي
بنام خدا
انتشار يك فرهنگ لغت، خبري فرخنده براي شيفتگان سخن مي باشد هم آنان كه چون در اقيانوس واژگان يك زبان به غواصي پردازند، درّي جويند و لؤلؤيي يابند. اين لذت براي جويندگان معاني در حيطة زبان تركي بسيار دل انگيزتر است چرا كه كوشندگان در اين وادي اندك هستند و صاحب همتان را نيز قيل و قال زمانه آزار مي دهد.
سخن از فرهنگ جغتايي- فارسي تأليف شيخ سليمان افندي اوزبكي البخاري است كه به كوشش جناب آقاي حسن عبداللهي جهاني (اوموداوغلو) ترجمه و تحشيه شده و با جلد سخت در 400 صفحه و قطع وزيري در سال 1392 ش توسط انتشارات دنيزچين با همكاري انتشارات آيدين در تبريز منتشر شده است.
اين فرهنگ كه در سال 1298ق به عهد فرمانروايي سلطان عبدالحميد غازي در شهر استانبول به زيور طبع آراسته شده، 320 صفحه بوده كه در ابتداي آن مؤلف مقدمه اي منظوم در 93 بيت نوشته و سپس قواعد دستورزبان جغتايي را در 9 صفحه به همراه غلط نامه به آن افزوده است.
مؤلف آنچنانكه خود در مقدمه نوشته، از اهالي بخارا بوده و بعداً در عثماني زيسته است و با آگاهيهايي كه از لهجه وشيوه هاي مختلف زبان تركي رايج در هر دو مملكت داشته، خواسته است لغات و يادداشتهاي جمع آوري شده در موطن خود را تدوين نمايد. مؤلف سپس اشاره مي كند كه اميدوار است تأليف او در فهم آثار جغتايي و بويژه آثار اميرعليشير نوايي، سلطان حسين بايقرا و ميرحيدر و ... در ممالك عثماني مفيد فايده باشد.
اهميت و ارزش اين فرهنگ درست به همين دليل است كه خواننده اولاً اصطلاحات و واژگان لهجة جغتايي زبان تركي آشنا شده و در قدم دوم شكل اوليه يا قديم افعال و واژگان رايج كنوني در زبان تركي آذربايجاني را دريابد. اين نتيجه امكان مي دهد تا خواننده از نزديك با ساختار واحد لهجه هاي شرقي و غربي زبان تركي يعني جغتايي و اوغوز آشنا شود.
مترجم محترم با دقت و كوشش شايان توجه ، توضيحاتي مستدل و مستند دربارة برخي واژگان را در پانويس افزوده اند كه هم وزن اثر و هم دانسته هاي خواننده را تكميل مي كند. البته برخي توضيحات ريشه شناسانه كه ايشان در پانويس آورده اند، نظريات اتيمولوژيك هستند كه مي تواند معارضي هم داشته باشد. لطف كار نيز به هين است كه مترجم خواننده را با خود همراه كرده و انديشه و نظر او را به چالش مي كشاند.
مطالعة اين كتاب و توجه به مقدمة مؤلف و احياناً كتاب اصلي، تفاوتهايي را آشكار مي سازد كه ممكن است سوالاتي را برانگيزد. نكته اول اين است كه مترجم شواهد و امثلة مداخل را حذف كرده است. علت اين كار نيز آنگونه كه به بنده فرموده اند اين بود كه شواهد به زبان تركي بوده و آوردن آنها در كنارترجمة فارسي كاري چندان مناسب نيست.
ديگر اينكه اگر در نظر بگيريم كه طرز تلفظ، دشواري ذاتي واژگان زبان تركي است، مترجم محترم از آوردن تلفظ لاتين واژگان خودداري كرده است و آنچنان كه اين امر بر رندان فهميده است در صورت انجام اين كار، به احتمال قريب به يقين امكان انتشار كتاب از ميان مي رفت. به نظر مي رسد با اوضاعي كه فعلاً در ايران حاكم است، ايشان كاري بخردانه انجام داده اند و ايراد نبود تلفظ لاتين، در برابر امتياز انتشار اين فرهنگ چندان رخ نمي نماياند.
مترجم محترم در برابر برخي واژگان، ميان دو [ ] شكل كنوني واژه را نيز آورده اند كه كاري بس ارزشمند است ولي دريغ كه اين كار براي همة واژگان انجام نشده و من اين را نقصي در كار اين فرهنگ مي دانم كه در صورت نبود آن، امكان استفادة بهتر و بيشتر نيز وجود مي داشت.
نكتة پاياني كه به نظر بنده، مترجم محترم بايد به آن توجه مي كردند اين است كه ايشان در پايان كتاب واژگان فرهنگ را از نظر موضوع دسته بندي و ارائه كرده اند. اين نيز مي تواند براي جويندگان سودمند باشد. تنها ايراد كار در اين است كه اي كاش اين قسمت نيز مانند قسمت قبلي در دو ستون صفحه بندي مي شد و از اين راه شايد 40 تا 50 صفحه از حجم كتاب و قاعدتاً مقداري از قيمت كتاب نيز كاسته مي شد. اين مسئله در اين وانفساي گراني كتاب و كمبود خواننده نكته اي نيست كه به توان با بي اعتنايي از كنار آن گذشت.
در پايان بايد بگويیم اين اميد ما را به شوق مي آورد كه نويسندگان و شاعران و پژوهندگان در آينده از بركات اين فرهنگ بهره مند شده و انعكاس ارزش اين فرهنگ، در نوشته ها و آثار آنها ظاهر شود. تنها به اين ترتيب است كه رنج مؤلف و مترجم و همه ديگر كوشندگان به بار خواهد نشست.
یازان : شاهمرسی (وبلاگ تاریخ آذربایجان)

1) من اسماعیل سالاریان صاحب این وبلاگ 7 کتاب چاپ شده ام 1-تمثیل و مثل 2- ناغیلار بوقچاسی 3- مثنوی یوسف و زلیخا به ترکی خراسانی 4- نگاهی به ادبیات ترکان خراسان 5- نگاهی به فرهنگ ترکان خراسان هست 6 -ترکی خراسان و قواعد آن و چند کتاب در زمینه زبان، ادبیات و فرهنگ ترکان خراسان آماده نموده ام که هنوز چاپ و نشر نشده اند.