خان و کدخدا
خان : واژه خان اساساً عنوان روئسای قبایل و پادشاهان ترک و مغول بوده است عنوانی که برای احترام به آخر اسم مردان اضافه می شد و در دوران صفویه عنوان حاکم ایالات کوچک بوده است. این القاب به تدریج در بین اقوام دیگر نیز متداول گردید .
در دوران حکومت طایفه قاجار، کدخدایان از طرف مالکان بزرگ، خوانین و یا کلانتران هر منطقه منصوب می شدند و در عصر پهلوی اول کدخدیان توسط حاکمین ولایات مشخص و در مصدر کار قرار می گرفتند و در دوران پهلوی دوم توسط بخشداران و با مشارکت مردم و ریش سفیدان هر قصبه منصوب می شدند .
کدخدا : کدخدا = کند خدا = ده خدا یا رئیس ده یا شهر
کد بانو = کند + بانو = بانوی شهر
کند به معنای ده یا شهر است در ترکی
در وجه تسمیه کدخدا در فرهنگ و لغت فارسی چنین آمده است : (کد+خدا) کد : جز پیشین از کلمه مرکب، به معنای خانه مانند (کدبانو، کدخدا) خدای " ی " به معنای خداوندگار خانه، صاحب خانه، مردخانه...
آنکه بخاطر کاردانی ها و شایستگی هایش در میان مردم مورد قبول است، شخص معتبر ،بزرگ طایفه، رئیس محله ،مباشر،پیشکار،صاحب اختیار ،وزیر،داماد و پادشاه را هم کدخدا گفته اند .
کدخدا در حقیقت مسئول امور روستا محسوب می شد در عین حالیکه در منافع عمومی کم و بیش با سایر کشاورزان شریک بود، او جوابگوی عوامل قدرت نظیر خان؛ مالک؛ دولت یا نماینده دولت بود.
کدخدا نفوذ زیادی در نزد اهالی روستا داشت و بدون کمک او کار در روستا دچار مشکل می شد به همین لحاظ دولت شاهنشاهی هم می کوشید که به نحوی با او کنار بیاید و با دادن امتیازاتی او را به سمت خود جلب کند .
کدخدایان معمولاً از افراد شاخص متمکن و متدین بودند. آنها بعضاًً در قضاوت ها و چگونگی جریمه افراد خاطی و همچنین انتخاب و اعزام مشمولان خدمت سربازی و همکاری در اجرای قانون خلع سلاح سهواً و یا عمداً دچار اشتباه می شدند، که در عصر پهلوی دوم برای محدود کردن قدرت خان و کدخدا، پاسگاه های ژاندارمری، انجمن ده ،خانه انصاف و سپاهیان دانش، بهداشت و ترویج را در کنار کدخدا قرار داد و تا حدودی توانست از قدرت آنها بکاهد .
اما آنچه در مورد کدخدایان باید گفته شود این است که کدخدایان معمولاً با سواد و دارای نفوذ کلام بودند و ازجایگاه ویژه ای دربین مردم برخورداربوده اند به نحوی که نقل است درمراسمات مختلف منجمله مراسم عروسی ابیاتی در وصف آنها باحالتی موزون سروده و خوانده میشد.
سن کدخدایان معمولا از میان سالی به بالا بود زیرا در ارتباط با مسائل و مشکلات مردم و ارتباط با خوانین و کدخدایان و کلانتران نیاز به تجربه و شناخت کافی از سوابق امور را داشتند. از جمله وظایف کدخدا عبارت بود از رسیدگی به شکایات و دعاوی مربوط به تقسیم زمین های کشاورزی ، چراگاهها، آبیاری مزارع و باغات و همچنین رسیدگی به مسائل و مشکلات خانوادگی مردم اعم از ازدواج و طلاق و حل اختلاف زوجین به کمک ریش سفیدان و ملایان بر طبق موازین شرع و عرف محل، اعمال احکام صادره از طرف مراجع دولتی و همکاری و هماهنگی با پاسگاههای ژاندارمری در زمینه خلع سلاح و معرفی جوانان برای گذراندن دوره نظام وظیفه و همکاری با مقامات دولتی و مامورین اعزامی به روستاها و مناطق عشایری، تشویق در ایجاد مکتب خانه و مدرسه، همکاری در ایجاد شرکتهای تعاون روستائی و کارهای عمرانی مانند احداث جاده و خانه بهداشت و.... از وظایف روزمره و جاری کدخدابوده است.
گردآورنده : مجید زند
حاضیرلایان : عباد صادقی گوغری
(چشم انداز گوغر استان کرمان )

1) من اسماعیل سالاریان صاحب این وبلاگ 7 کتاب چاپ شده ام 1-تمثیل و مثل 2- ناغیلار بوقچاسی 3- مثنوی یوسف و زلیخا به ترکی خراسانی 4- نگاهی به ادبیات ترکان خراسان 5- نگاهی به فرهنگ ترکان خراسان هست 6 -ترکی خراسان و قواعد آن و چند کتاب در زمینه زبان، ادبیات و فرهنگ ترکان خراسان آماده نموده ام که هنوز چاپ و نشر نشده اند.