در گفت و گو با کتابدار جوان مطرح شد: جای خالی انجمن های کتابخوانی.

گروه ادب و هنر خراسان شمالي- هر فردی که اهل کتاب باشد و حتی یک بار گذرش به  کتابخانه آیت ا... موسوی بجنوردی افتاده باشد، او را خوب می شناسد، « مریم گریوانی » در طول 15 سال فعالیتش در کتابخانه نسخه های مختلفی را برای  اعضا پیچیده، زیرا  معتقد است کتاب چراغ راهی برای هدایت افراد و نجات بخش است.

به مناسبت هفته  کتاب و کتابخوانی گفت و گویی کوتاه با این کتابدار جوان که سال گذشته در اولین جشنواره خاطره نویسی کتابداران کشور برگزیده شد، داشتیم که  می خوانید.

خودش می گوید زمانی که در رشته کتابداری در دانشگاه پذیرفته شد، اطلاعات چندانی از این رشته نداشت. اما وقتی  وارد دانشگاه شد، به آن علاقه پیدا کرد. از وقتی که وارد دنیای کتاب شد، تلاش کرد از طریق معرفی کتاب با مخاطبان ارتباط برقرار کند. البته فقط کتاب معرفی نمی کند بلکه کتاب هایی را هم که از سوی اعضا معرفی می شود، مورد مطالعه قرار می دهد. او این را هم می گوید که اگر قرار بود کتابدار نشود صنایع دستی را دنبال و قالیبافی می کرد، اما باز هم  معتقد است کتابدار بودن دنیایی متفاوت دارد. او این را هم می گوید که فردی علاقه مند به کتاب بود، اما کتابخوانی اش هدفمند نبود و به واسطه حضور در انجمن کتابخوانی مطالعاتش سمت و سو گرفت.

« گریوانی » معتقد است : همیشه نمی توانیم یک راهنما برای انتخاب کتاب داشته باشیم که حضور در انجمن های کتابخوانی این امکان را برای افراد فراهم می آورد، اما  متاسفانه جای چنین انجمنی در کتابخانه‌ها خالی است.

وی ادامه می دهد : حضور در انجمن سبب می شود مطالعه افراد سمت و سویی درست بگیرد و حتی وقتی افراد نظرات خود را در مورد اثری که مطالعه کردند، ارائه  می دهند، زوایا و لایه های پنهان کتاب برای افراد روشن می شود و آن ها با تکنیک های نویسندگی بیش از پیش  آشنا می شوند.

وی می‌گوید : با این موضوع که مردم اصلا کتاب نمی خوانند، موافق نیستم و معتقدم مردم کتاب می خوانند و ما باید فضای لازم یعنی همان نیاز به خواندن را برای افراد ایجاد کنیم، درست مانند وقتی که تشنه می شویم و به آب نیاز پیدا می کنیم، بنابراین وقتی مسئله ای پیش می آید افراد باید به مطالعه احساس نیاز کنند، هر چند ممکن است این احساس نیاز حتما با خواندن کتاب بر طرف نشود، بلکه گاهی اوقات به بسیاری از آن ها از طریق فضای مجازی پاسخ داده می شود.

وی می‌افزاید : حس نیاز را پدر و مادر، معلم و کتابدار در افراد ایجاد می کنند به شرط آن که خود این احساس نیاز را داشته باشند.

او از دغدغه هایش نیز سخن می گوید و این که بزرگ ترین دغدغه اش این است که مردم کتابخوان شوند و این که به گونه ای عمل شود تا مردم بیشتر کتاب بخوانند. او بیشتر مردم را با کتاب هایی که خواندند می شناسد و اظهار می دارد : پر طرفدارترین کتاب هایی که  اعضا انتخاب می کنند رمان است و باید برای این بخش بسیار کار و افراد را به سمت مطالعه رمان خوب هدایت کنیم.

وی با تاکید بر این که اگر منابع خوبی داشته باشیم مردم به سراغ کتاب می آیند با این نکته که کتابداران در انتخاب نوع کتاب محدودیت دارند، نظر مخالفی دارد و در این باره اظهار می‌دارد : زمانی که طرح « کتاب من » اجرا و بسیاری از منابع با نظر اعضا تامین شد کمک شایانی به غنی سازی منابع کرد.

وی ارتباط با  مراجعه  کنندگان و کتاب هایی را که بعد از سفارش به دستش می رسد هیجان انگیزترین بخش کارش می‌داند. وی با بیان این که شنیدن جمله « من  کتابدارم » به من هویت  می بخشد، می‌گوید :  در یکی از خاطراتم نوشتم که اگر روزی خبرنگاری از من سوال کند که اگر کتابدار نبودی چه  کاره می شدی، باز هم می گفتم، کتابدار.

او از خاطراتش نیز برایمان می‌گوید و از این که کتاب تا چه اندازه  می تواند در  زندگی افراد اثر گذار باشد. وی ادامه  می‌دهد :  دوستی داشتم که به واسطه  مشکلاتی  که بعد از طلاق برایش پیش آمده بود به کتابخانه  آمد و با بازگو کردن مشکلش 2 کتاب معرفی کردم و از آن به بعد هر زمان که مرا می بیند، می گوید کتاب هایی که معرفی کردی مرا نجات داد.