منبع : کتاب " تمثیل کنایات و مثل های ترکی خراسانی" نوشته اسماعیل سالاریان

بو آغاجدن او آغاجا، فرج دی : از این چوبه تا آن چوبه فرج و گشایشی است. ترکهای خراسان گویند : می خواستند یکی را اعدام کنند و چون به پای چوبه ی دار آورندش، چوبه ی دار دیگری را در چند قدم آنطرف تر را نشان داد و گفت مرا پای آن چوبه ببرید و اعدامم کنید. گفتند چه فرقی دارد این چوبه با آن چوبه. جواب داد : شاید تا به پای آن چوبه دار برسم، خداوند فرجی عطا فرماید. اتفاقا همان طور هم شد.

اما قصه ای برای این مثل : روزی ملانصرالدین خطایی مرتکب می شود و او را نزد حاکم می برند تا مجازات را تعیین کند . حاکم برایش حکم مرگ صادر می کند. اما مقداری رافت به خرج می دهد و به وی می گوید :

اگر بتوانی ظرف سه سال به خرت سواد خواندن و نوشتن بیاموزانی از مجازاتت درمی گذرم .

ملانصرالدین هم قبول می کند و ماموران حاکم رهایش می کنند. عده ای به ملا می گویند مرد حسابی آخر تو چگونه می توانی به یک الاغ خواندن و نوشتن یاد بدهی ؟

ملانصرالدین می گوید : ان شاءالله در این سه سال یا حاکم می میرد یا خرم! اتفاقا چنین نیز شد و خرش مرد.

نتیجه : همیشه امیدوار باشید چیزی به نفع شما تغییر می کند .

توضیخ : جهت تهیه کتاب" تمثیل و مثل ترکی خراسانی" می توانید از لینک آدرس های زیر استفاده نمایید :


http://salariyan.blogfa.com/post-7185.aspx

 

  salariyan@yahoo.com

 

 تلفن پیامک و تلگرام : 09159766066