فلکور شب چئلله ترکهای خراسان

فلکوریک شب چئلله تورکهای خراسان/ فلکور چلله گئجه سی

مقدمه : هر كلمه یك میراث ماندگار است. میراثی چنان ارزشمند كه انسانها بر سر تصاحب آن در كشمكش هستند. اما غافل ازاینكه كلمه مال همه انسانهاست تا زمانی كه معنی ای را افاده می كند زنده است. و فرق نمی كند از دهان كدامین فرقه و قوم و ملت درمی آید.

مدعی نیستم مطالبی كه بیان می شود حقیقت مطلق است بلكه می شود یك كلمه را در زبانهای مختلف ریشه یابی كرد. بدون اینكه خللی به معنی كلمه و یا توهینی به مدعیان آن كلمه باشد.

شب چئلله است؛ شبى که درآن انار محبت دانه مى شود و سرخى عشق و عاطفه، نثار کاسه هاى لبریز از شوق ما؛ شبى که داغى نگاه هاى زیباى بزرگ ترها در چشمان کودکان اوج مى گیرد و بالا مى رود. 

روي گل شمابه سرخي انار؛ شب شما به شيريني هندوانه ؛ لبتان مثل پسته خندان ، عمرتان به بلندي چئلله و غمهايتان به كوتاهي روزش باد.

ادامه نوشته

یالان

 gol

توضیح : شعر ترکی خراسانی " یالان" ازشاعره ترکهای خراسان خانم قاسم آبادی با دو لهجه خوراسانی و آذربایجانی را می توانید درآدرس اولکر بوراسی نیز با توضیحان کامل بخوانید. این شعر از لهحه بجنورد بزبان ادبی مجددا ویرایش و منتشر شده است امید که موردپسند قرارگیرد.

ادامه نوشته

شعر طنز تركي شب چله

 chelleh

 

شعر طنز چیلله گئجه سی ! (شعر طنز تركي شب چلله)

 چئلله گئجه سی یئتئشدی یول دان               فامیل لار تئکئل دیلان ســـــاغلئغ دان

 اکی اللی یئییلن قوزلری پوچاق دان!              خاتئن گئز آستنن باخردی ایـــزاق دان!

(شب چله از راه رسیدند                              فامیلها به سلامتی دورهم جمع شدند

دو دستی گردوها را با پوست خوردند             خانم خانه زیرچشمی از دور نگاه کردند) 

ادامه نوشته

قوانين رانندگی در مشهد!

drive

 قانون حق تقدم: اول نيسان مِره، بعد مو، بعد هرکی تِنست

کاربرد راهنما: فقط تو عروس کشون به صورت جُفتی مِزنِم ، در مواقع عادی آرنج رِ ازشیشه ماشین مِدم بيرون و عين بال کِفتر چاهی تِکون مِدم

تعريف۱ :چراغ قرمز، ورود ممنوع، دور زِدن ممنوع، ورود آقايان ممنوع و...

تعريف۲ :بِرِه موتور سِوارا نِرِفته و موتور سِواری که نِتِنه از تو پياده رو بِره موتور سوار نيست

چراغ زرد يعنی: گاز بِده يره فِس فِس نکو قِرمز رَف

انواع بوق: بوقِ يِواش يعنی : سِلام نوكَره دِيی

تک بوق يعنی : بِرِسونُمت! 

ادامه نوشته

حقیقت

 turth

 هیچوقت شخصیت خودت رو برای كسی تشریح نكن
چون كسی كه تو رو دوست داشته باشه بهش نیازی نداره
و كسی كه ازت بدش بیاد باور نمی كنه.
وقتی دائم میگی گرفتارم،
هیچ وقت آزاد نمیشی.
وقتی دائم میگی وقت ندارم،
بعد هیچوقت زمان پیدا نمی كنی.
وقتی دائم میگی فردا انجامش میدی،
اونوقت فردای تو هیچ وقت نمیاد.

ادامه نوشته

داستان عقاب (3)

 oghab

لزوم تغییر و دگرگونی برای تولدی دوباره :

ما بیشتر وقت ها برای بقا و بازگشت به خویشتن، باید فرایند تغییر و دگرگونی را آغاز کنیم . گاهی وقت ها نیاز داریم ازشر خاطرات قدیمی، عادت های کهنه و سنت های گذشته رها شویم و آنها را کنار بگذاریم. تنها زمانی که ازسنگینی بارهای گذشته آزاد شدیم می توانیم از فرصت های زمان حال بهره مند گردیم . 

ادامه نوشته

داستان عقاب (2)

 oghab

اشاره : نه ازبی ادبان ،ازحیوانات هم می توان آموخت .

 دربسیاری ازکتب اخلاقی ، اجتماعی و تربیتی، بااستفاده ازتمثیل ها، حکایت ها، قصه ها و بهره گیری اززندگی حیوانات و ارتباطات و تعاملات بین آنها، رهنمودهایی به انسانها داده می شود. ازسوئی دیگر، گاهی ازبزرگترها می شنویم که بعضی ازصفات و رفتارها ی بعضی ازحیوانات را تحسین می کنند. مثلا سنگینی و وقار گاو به هنگام راه رفتن، آب نوشیدن بی سر و صدای الاغ، پشتکار مورچه، بلندپروازی سیمرغ و عقاب، بی آزاری و با شرافتی هما ، بی آزاری و زحمت کشیدن گاو و الاغ، جنگی و با غیرتی خروس، ظاهری ارام و ساکن و نهایت سعی و تلاش در زیر آب اردک .

ادامه نوشته

داستان عقاب(1)

oghab

تو همانی که می انديشی، هرگاه به اين انديشيدی که تو يک عقابی به دنبال رويا هايت برو و به ياوه های مرغ و خروسهای اطرافت فکر نکن.

ادامه نوشته

بیاییدخودمان را دوست بداریم

 

ghodam

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم : آرامش را حس کردم.

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم : هر روز درخودم تعمق کردم. این مقدمه دوست داشتن خود است.

ادامه نوشته

مداد

medad 

پسرک از پدربزرگ پرسید: پدربزرگ در باره چه می نویسی؟
پدربزرگ پاسخ داد: درباره تو پسرم، اما مهمترازآنچه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم! می خواهم وقتی بزرگ شدی، مثل این مداد بشوی.
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی درآن ندید:
- اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام.
- بستگی داره چطور به آن نگاه کنی، دراین مداد پنج صفت هست که اگر به دست بیاوری برای تمام عمر به آرامش می رسی؛
صفت اول: می توانی کارهای بزرگ انجام دهی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند. این دست، خداست که همیشه تو را در مسیر اراده اش حرکت می دهد.
صفت دوم: باید گاهی ازآنچه می نویسی دست بکشی وازمداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیزتر می شود واثری که ازخود به جای می گذارد ظریف تر و باریک تر. پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی که باعث می شود انسان بهتری شوی.
صفت سوم: مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، ازپاک کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کارخطا، کاربدی نیست. در واقع برای اینکه خودت را در مسیردرست نگهداری، تصحیح خطا مهم است.
صفت چهارم: چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبراست.
وسرانجام پنجمین صفت مداد: همیشه اثری ازخود به جای می گذارد. هرکاردرزندگی ات می کنی، ردی به جای می گذارد. پس سعی کن نسبت به هر کار می کنی، هشیار باشی وبدانی چه می کنی.
 

اولین دیدار

 

شاعر:خانم مدینه ولی زاده جوشقان

جاده اي درآخرجاليزبود

اولين ديدارما پاييزبود

نم نم باران به روي گونه ام

شوق پنهاني كه بي پرهيز بود

دركنارت بال پروازم بلند

هرطرف دنيا چه شورانگيزبود

عاشقت بودم ولي شرمي عجيب

مانع ازحتي نگاهي ريز بود

دركنار جويباري پردرخت

گامها ازحوصله لبريزبود

ترس من ازديدن يك آشنا

رو به رو با لشكر چنگيز بود.

دشمن دانا و دوست نادان

 dost

دشمن دانا بلندت می کند

برزمینت می زندنادان دوست

ادامه نوشته

خود باوری

 

بمناسبت روزجهانی معلولان

 

ادامه نوشته

آشورا نوحه سی

 adhoora

 

خوراسان تورک لریننگ لهجه سی

( سینه  و یا زنجیر سه ضربی)

مظلوم-ی-کربلا حسین

شهید-ی-کربـلا حسین

غریب-ی-کـربلا حسین

مظلوم-ی-کربلا حسین

حسین ، حسین ، حسین

 

ادامه نوشته

بوی کربلا می آید

 boye karbla

یا حسین این روزها بوی تو از سوی کربلا می آید. این روزها عاشقان تو در سراسر عالم آرام آرام لباس عزا برتن می کنند و منتظرند دلاوری ها و ایثارگری هایت را دوباره فریاد بزنند و از هر گوشه ای ناله های یا حسین و یا ابوالفضل برخیزد و اشک ها برای مظلومیت تو و یاران فداکارت بریزد.

یا حسین وقتی نامت بر گوش هایمان طنین انداز می شود دلها و قلبها می شکند و چه اشک های پاک و زلالی از چشمان جاری می شود.

این هم زبان حال تو در روز عاشورا:

 

ادامه نوشته

مراسم عزاداری محرم ترکهای گریوان


مقدمه : درگریوان واقع در بخش مرکزی بجنورد مراسم سوگواری که به سوگواری های عمومی و خصوصی تقسیم می شوند از آداب و رسوم خاص خود برخوردارند. سوگواری های عمومی از دهه اول ماه محرم آغاز شده و تا آخر ماه صفر با آیین های مخصوص ادامه دارند. مراسم های سوگواری های خصوصی نیز از سه روز تا چهل روز متغیر بوده و بنا بر فرهنگ روستا از آداب مختلفی برخوردار است. دراین پست مراسم فلکوریک عزاداری محرم را آورده ایم امید مورد پسند عزیزان سوار امام حسین (ع) و حضرت دوست قرارگیرد.

ادامه نوشته

سلام اولسئن حسینه (ع)

 hosin salam

 

 خوراسان لهجه سی :

بو گئن  ده کربلا ویران اولئدی

حسین ائز قانینه قلطان اولئدی

ادامه نوشته

محرمه سلام اولسئن

 

محرمه سلام اولسئن

سلام بر محرم

تشنه سو دیزه سئنده کی لبلره سلام اولسئن

قانه غرق اولان باشسئز پیکرلره سلام اولسئن 

عزیز زهرا، شهید یوم عاشورایه سلام اولسئن

 هم سوسوز هم صاحب دریا به سلام اولسئن

 

برلبان تشنه درکنار آب سلام

برپیکرهای بی سر خون آلود سلام

بر عزیز زهرا شهید روز عاشورا سلام

برتشنه لب صاحب دریا سلام

علی اکبر بنی هاشمی مظهرینه سلام اولسئن

ایشیق چراغ شهادت کاروانه سلام اولسئن

قئرمئز قانیله الوانلی تل به تل گیسولرینه

آهوی خوش منظرصحرای کربلایه سلام اولسئن

 

برعلی اکبر مظهر بنی هاشم سلام

برچراغ تابان پیشاپیش کاروان شهادت سلام

برگیسوان بافته با ژل خون سرخ سلام

برآهوی زیبای روی صحرای کربلا سلام

 

اصغرنوباوه باغ علی مرتضی یه سلام اولسئن

غنچه تزه شگفته گلشن آل عبایه سلام اولسئن

مرغ قانه غرق اولان مجروح دشت نینوایه

عندلیب شاخه بوستان طوبایه سلام اولسون

 

برعلی اصغرنوباوه باغ علی المرتضی سلام

بر غنچه تازه شگفته باغ آل عبا سلام

بر مرغ خون آلود و مجروح دشت نینوا سلام

بر بلبل شاخسار بوستان طوبا سلام

 

ابوالفضل رئیس زمره اهل وفایه سلام اولسئن

عبدصالحه کی اونه الله منصب ایتمیش عطا

نهری آلدی ایچمدی سو نفسینه عالم فدا

سو کنارینه سوسوز سقایه سلام اولسئن

 

برابوالفضل رئیس اهل وفا داران سلام

برعبدصالح که خدا به او منصب عطا کرد سلام

براو که آب نهر برداشت ازتشنگی نخوردسلام

بر سقای تشنه لب درکنار آب سلام

گۆل لریم بو چولده، تشنه سولسه سولسئن

قانلی باغواننگ، چشمی دولسه دولسئن

گرخزان عمر "سالار"، باغی اولسه اولسئن

باغ دین باهار اولسئن حکمی پایدار اولسئن 

 

خدایا گلهای صحرایم را از تشنگی پرپرکن

چشمان من باغبان را پراز اشک خون کن

اگر ازعمر خزان  "سالار" چیزی باقییست

فدا کن تا باغ دین بهار شود و جاوان ماند.