نمونه کلمات متضاد در ترکی

 

کلمات متضاد : کلمات متضاد به کلماتی می گوییم که هم در نوشتار مختلف و درهم معنی ضد هم باشند .

( سؤزله ری کی  یازی لارینان اوخومالاری بیرده ییر کی سهلدیر هله معنی له ری ده دوز بیر بیرله رینین ته رسی دیر.)

آپارماق≠ گه تیرمه ک ( بردن≠ آوردن )

آج≠ توخ ( گرسنه ≠ سیر )

آجی≠ شیرین ( تلخ≠ شیرین )

آچماق≠ باغلاماق( بازکردن≠بستن )

آچیق≠ باغلی ( باز ≠ بسته )

ادامه نوشته

نمونه کلمات متشابه ترکی

  کلمات متشابه : کلماتی هستند که درتلفظ و نوشتن یکی هستند اما معنی و اشتقاق متفاوت دارند .

اما باید توجه داشت که اکثر کلمات متشابهی که در اینجا آورده شده دارای مصدر متفاوت هستند و این نشان از غنای زبان ترکی دارد و این کلمات فقط در نوشتار به خط عربی چنین شکل ظاهری یکسان هستند و به یک شکل نوشته می شوند ولی تلفظ این کلمات باهم دیگر متفاوت است. اگر از خط لاتین استفاده شود چنین شباهتیی پیش نمی آمد. ما منکر خط عربی نیستم اما خط عربی برای نوشتن کلمات زبات ترکی گویا کم میاورد و بایستی برای این موارد در این خط چاره اندیشی کرد. مثال:

اوزوم : انگور--- اسم جامد است

اوزوم : صورتم--- مشتق - اوز(صورت)+وم = صورتم

اوزوم : شنا کنم---- مشتق از مصدر اوزماق

ادامه نوشته

توخداق اوت لاري (گياهان داروئي )

کهکلیک اوتو : کاکوتی، آنوخ، آویشن عراقی بدن آغریلارینا یاخچی دیر.

یارپیز گولو : گل پونه، قارین سانجی سیندا ایشلنیر.

بومادران : بوی مادران، اسهال کسمه سینده   فایدالانیلیر.

بایات قورود : کشک کهنه، دئییر لرقان اسهالینا یاخچی دیر.

ادامه نوشته

چند ضرب المثل شتری

شتر

اشتر بمرد از لاغری از بس پـیه بسیار داشت!

نه در زمین نه در هوا وقت سحر نزدیک شـام!

این بیت را بنده اولین بار در دهه چهل از مرحوم داییم شنیده ام. مثل اینکه خودش این بیت را زمانی پیش از کسی دیگر شنیده بود و او می گفت که گویندش از ترکان است و وقتی اعتراض کردم که ترک زبانان چطور می توانند هم به فارسی شعر بسرایند که هم «تاپماجا» گونه باشد و هر کس هم نتواند معنی و جواب آن را  بسادگی درک کند! در جوابم گفت: در میان ترکها شعرائی داریم که دست صد تا فارس رو از پشت می بنده! البته به دل نگیرید که گفت : این مثلی است در میان ترکها وقتی یکی در امری کار کشته باشد، معمولا در مقام مقایسه با شخص دیگر، شخص ثالث می گوید: فلانی آنقدر مثلا در فلان امری کار دان و خبره است که دست فلانی رو از پشت می بندد و باز منظورش اینه که، بقول فارسها فلانی به گرد پایش هم نمی رسد!

ادامه نوشته

دخالت آمرانه در زبان مردم

یکی ازغم‌انگیزترین و ظالمانه‌ترین انواع رنج‌های بشری، دخالت آمرانه در زبان مردم است. زبان‌های گوناگون مردم یک منطقه چونان جویباران روان و زلال بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند و تأثر می‌پذیرند و با الوان و گونه‌های رنگارنگ و متنوع خود بر همبستگی و پیوند و محبت میان مردمان دلالت می‌کنند. کسانی که با فرمایش‌ها و دخالت‌های بیجای خود و تحت تأثیر انگاره‌های فاشیستی و نژاد پرستانه و تمامیت‌خواهانه حکم می‌کنند که چنین بنویسید و چنان ننویسید و بعضاً واژگان و ساختار زبان را دستکاری و تحریف می‌کنند، نه تنها به همبستگی و عاطفه مشترک بشریت آسیب می‌رسانند، که خودشان نیز نتوانسته‌اند مطلب درخوری بنویسند و اثر مکتوب ماندگاری پدید بیاورند.

آنا دیلیندن اوزاق قالان ملر !

اوشاق بو دؤنمده دیلین نه اولدوغونو باشا دوشمه‌سه ده، دیل، آنا ایله اوشاغین آراسیندا، سئوگیلیلرین توپ آتیپ-توتما(پینک پونک) اویونونا، عاطیفی (ائموسیونال) برابرلیگین آل-وئرینه چئوریلیر. بو کیمی عاطیفی آلیب-وئرمه‌نین، سونرالار، آیلار- ایللر و عؤمور- گون سووشدوقجا، اونودولماسینا باخمایاراق، بونلار گله‌جکده قورولان بوتون رابیطه‌لرین بینؤوره‌ داشی، تملی و قایناغی دیر.

( زبان دراین دوره بی آنکه توسط کودک فهمیده شود، به داد و ستد یک تساوی عاطفی، یک پینگ پونگ عاشقانه بین مادر و بچه تبدیل می شود. این داد و ستد، به رغم آنکه بعدها، در سایه گذشت زمان، به فراموشی سپرده می شود، مأخذ و مبنا و مرجع همه روابطی قرار میگیرد که در آینده قرار است بیاید.)

ادامه نوشته

یه روز یه ترکه ....

 یه روز یه ترکه میره سبزی فروشی تا کاهو بخره، عوض اینکه کاهوهای خوب را سوا کند، همه کاهوهای نامرغوب را سوا میکنه و میخره. ازش می پرسند چرا این کار را کردی؟ میگه: صاحب سبزی فروشی، پیرمرد فقیری است؛ مردم همه کاهوهای خوب را میبرند و این کاهوها روی دست او میماند و من بخاطر اینکه کمکی به او بکنم اینها را میخرم. اینها را هم میشود خورد... این ترکه کسی نبود جز عارف بزرگ، آقا سید علی قاضی تبریزی.

 به یه ترکه گفتند یک کتاب بنویس! ترکه برای تألیف آن کتاب حدود چهل سال  تحقیق و مطالعه کرد و بیش از ده هزار کتاب را تمام خواند و به حدود صد هزار کتاب، مراجعه مکرر داشت. او برای یافتن منابع و کاوش در کتابخانه های هند، ترکیه، ایران، عراق و ...، سفرهای متعدد انجام داد و بالاخره یک کتاب 20 جلدی نوشت. بي مزد و منت. این ترکه کسی نبود جز علامه امینی و آن کتاب نیز همان الغدیر بود.

 یه روز یه ترکه میره جبهه، بعد از یه مدت فرمانده میشه. یه روز بهش ميگن داداشت شهید شده افتاده سمت عراقی ها اجازه بده بریم بیاریمش. جواب میده کدوم  داداشم؟! اینجا همه داداش من هستن. اون ترکه تا زنده بود جنگید و به داداش های شهیدش ملحق شد. اون ترکه کسی نبود جز شهيد مهدی باکری 

 یه روز یه ترکه داشته ذکر میگفته، در وسط ذکر هنوز ذکر تمام نشده بود که یک حوری بهشتی با جامی در دست از سمت راست او می آید و جام شراب بهشتی را تعارف  میکند اما چون ذکر هنوز تمام نشده بود ترکه به حوری اعتنا نمیکنه، حوری از سمت چپ میآید ولی بازهم ترکه اعتنا نمیکنه و حواسش را جمع ذکر حق تعالی میکند تا اینکه حوری از نظر ناپدید میشه و ترکه بالاخره ذکر خدا را همان گونه که استادش گفته بود کامل میکنه و الحق به مراتبش هم ميرسه. این ترکه کسی نبود جز علامه سید محمد حسین طباطبایی

 وبلاگ آذرمغان

زبان گفتار – زبان نوشتار

هر زبان به مثابه عامل الفت و وسيله تفاهم مابين افراد اجتماع ، معمولا دو جناح متمايز دارد. به عبارت ديگر، انسانها براي تفهيم احساس و انديشه و مقصد خود، معمولا از دو طريق استفاده مي کنند:يكي طريق سخن گفتن، که از آن به عنوان زبان گفتار يا محاوره مي توان نام برد و ديگري از راه نوشتن، که به آن نيز زبان نگارش يا کتابت مي توان نام داد. با اين ترتيب هر زبان، به مثابه عامل الفت اجتماعي، دو جناح متمايز پيدا مي کند. يكي زبان گفتار و ديگري زبان نگارش.

ادامه نوشته

عشق وطن - علی آقا واحد

اوُرَگیمده او قَدَر سئوگی واریْمدیْر وطنه

نئجه کی بولبول شیدا اولور عاشق، وطنه

«در دلم آنقدر مهر به وطن وجود دارد،

همانطور که بلبل شیدا عاشق وطنش می شود»

ادامه نوشته

ماللا نصیرالدین کیمدیر؟

molla

نصیرالدین خواجه کی بیزلرین آراسیندا ماللا نصیرالدین آدلانیب، دوغو دا(شرق) ايتي ديللي بير ماللايميش كي گولمه لي سؤزلري ايله خالق آراسيندا اؤزونه اوزل(مخصوص) بير يئر توتور.

او يئدينجي يوزايلليك ده(قرن)، سلجوق شاهلارينين دؤورونده، توركيه ده ياشاييرميش.اونون ياشاييشيندان بير سؤزلر الده يوخدور؛ آما دئييلديكلره گؤره يئددينجي يوزايللييين سون چاغلاريندا توركيه نين خورتو شهرينده دوغولوب.آتاسي عبدالله خواجه دن يازيب اوخوماق اؤيره نيب،او ائله او ايلك چاغلاريندا سؤزلرينه گولمك ماياسي ووردوغونا گؤره ائل ايچينده اؤزونه يئر آچير.

ادامه نوشته

پيشينه تدريس زبان تورکي در مدارس آذربايجان

صفحات تاریخ آموزش و پرورش نوین ایران، که بر اساس اصول فنوتیک یا الفبای صوتی به ابتکار زنده یاد حاج» میرزا حسن رشدیه« در تبریز بنیانگذاری شده ، نشان می‌دهد که تدریس در مدارس جدید با زبان مادری مردم آزربایجان ، یعنی زبان تورکی آزربایجانی آغاز شده و تا دوران سلطنت منحوس پهلوی ادامه داشته است.
»رشدیه« با استفاده از دانش و آموخته‌های متخصصان بزرگ فن تعلیم و تربیت از جمله » اوشینسکی« و » چئرنیایئوسکی « و با بهره‌گیری از تجارت گرانبهای پنج ساله تعلیم و تربیت خود در شهر ایروان، توانست با تالیف و تدریس کتاب » وطن دیلی« در مدرسه‌ای که در تبریز بنیان گذاشته بود . اصول نوین علم آموزش و پرورش را در ۱۲۰ سال پیش با موفقیت به مرحله اجرا در آورد .
سال‌ها پس از اقدام اساسی وی . سازمان یونسکو بارها بر این اصل تاکید کرده است که آموزش مدرسه ای کودکان باید در تمام مراحل و یا لااقل در مراحل ابتدائی آن، به زبان مادری صورت پذیرد.(۲)

نویسنده : رضا همراز

ادامه نوشته

تورم و کارمندان دولت !!!!!!!!!!!

گولمه جه لر پنجره سيندن

 

 بیری دئییردی: آللاه سیزین هامی اؤلن لرینیزه رحمت ائله سین، منیم رحمتلیک بؤیوک آتام بیر گون منه ساری چؤنوب، دئدی:
قاچ ائوینیزدن منه بیر "بوش قاب" گتیر، آنجاق ال ترپَت.
منده قاچا- قاچا ائوه ساری قاچیب، بیر «بوشقاب» گتیردیم! منیم الیمده «بوشقاب»ی گؤررکن، گولوب دئدی: « من -بوشقاب- دئمه دیم ، - بوش قاب- دئدیم!» ایندینین ایندیسیده، نه زامان بوشقابا یا دا بوش قاب-ا گؤزوم. ساتاشندا بو ماجرا یادیما دوشر.

 

 

ادامه نوشته

ترکی گفت(2)

اشاره : دراین پست بخش دیگری از کامنت های خوانندگان گرامی در پستهای سال سالهای گذشته این وبلاگ را تحت عنوان ترکی گفت بدنبال قسمت اول  را انتخاب کرده ایم امید که مورد توجه قرار گیرند.

ترکی گفت : آتا سؤزو (ضرب المثل) "گئچمیشینی بیلمه ین گله جه گی ده بیلمز، گله جه گی تانیمادان او گله جه گ گلمز" این ضرب المثل از"گذشته چراغ راه آینده است" فراتر می رود و دوستانی که توانایی دارند، آنرا ترجمه نمایند. درکتاب "فرهنگ جغرافیای ایران (بخش خراسان)" نوشته شده است: فتحعلی شاه قارجار، پادشاه ممالک محروسه ایران از کنسول بریتانیا پرسید، باید چند ذرع زمین را حفر نمود تا به ینگی دنیا (آمریکا) رسید؟ و وقتی کنسول بریتانیا متحیرانه پاسخ می دهند که راه رسیدن به ینگی دنیا از طریق کندن زمین نیست، فتحعلیشاه اظهار می دارد که نماینده انگلیس اطلاعی ندارد. زیرا کنسول عثمانی شخصا به ایشان گفته اند که با کندن زمین می توان به ینگی دنیا رسید." (فرهنگ جغرافیای ایران صفحه 8)هدف از اینگونه نوشته ها چیست؟

ادامه نوشته

آخماق جاناوار ناغیلئ



بو احوالات آخشام اوستي اولموشدي. آج- يالاواج بير جاناوار مئشه ايله گئده نده قاباغينا بير ائششک چيخدي. جاناوار دئدي:
- هه، ائششک، من سحردن يئمك آختاريرديم، اليمه ياخشي دوشموسن، ايندي سني يئيه جگم.
ائششک دئدي:
- آي جاناوار قارداش، دئيه سن سن آخماقسان. سن هله بو وقته قده ر بيلميرسن كي، ائششگین اتيني آنجاق سحرلر يئمك اولار! گئجه يئسه ن، سني زهرله ييب اولدورر.
اتيمدن يئييب، اولمك ايسته ميرسن سه، اوندا بوردا بير آز گوزله، گئديم سنين اوچون يوموشاق يورغا ن- دوشك گتيريم سحره كيمي راحت يات، سحر دوروب يئيه رسن.
ادامه نوشته

سوال و جواب - درباره علیشیر نوایی

 

حرمتلی اؤقوچیلر!  : ایرانلیک آذربایجان قارداشلریمیزدن هم ویبلاگیمیزگه وقت -وقتی بیلن سواللر کیلیب توشه دی. یقینده "اؤزبیک تیلی"ویبلاگیمیزگه جناب ایلچی بئی بندر انزلی فارس تیلیده قوئیده گی سؤراقنی یؤللبتدیلر:

سلام یولداش خواستم ببینم زبان جغتایی امیر علیشیر نوایی با زبان اوزبکی چه نسبتی دارد؟ در ضمن لغت نامه ای به آثار تورکی جغتایی نوایی به غیر از سنگلاخ سراغ دارید؟ راهنمایی ام کنید ساق اولون منه ده باش ویرین.

 جواب : قارداش گرامی! : طوریکه میدانید چیغتای(1242-؟) فرزند دوم تموچین/ چنگیزخان (1155-1227م) موغول می باشد. چنگیزخان بعداز آنکه سرزمینهای زیادی را زیر سیطره ی خویش در آورد، بخشهای این قلمرو وسیع را بین فرزندان خود تقسیم نمود. یتتی سوو، ماورالنهر(آسیای میانه) و شهرهای ، بدخشان ، غزنین تا حدود سند از طرف پدر به چیغتای خان بخشیده(1224م) شد. چیغتای خان بلافاصله اداره ی این جاها را بدست خود گرفت.

ادامه نوشته

سئوگی لر گونو قوتلو اولسون

 sivgi 

سئوگی لر گونو بوتونسئونن انسانلارا قوتلو اولسون.

انسانليق يوكسه‌لن ان اوجا يئرين

بير آدي سئوگي‌دير، بيري محبت

هر ياني آختارديم من درين- درين

آرايا بيلمه‌ديم باشقا حقيقت(آرش)


سوگیلیم عشق اولماسا وارلیق بوتون افسانه دیر
عشق دن محروم اولان اینسانلیغا بیگانه دیر (واحد)

یالنیزلیق پایلاشیلماز، پایلاشیلسا یالنیزلیق اولماز

سئوگی اینسانین یالنیز قورتاریش یولودور. سئوگی اولماسا اینسان قارانلیقدا قالار.

«والنتاين»، اين روز عشق، وفاداري و دلدادگي پاك و حلال ميان همسران جهان را گرامي مي‌داريم و به عموم زنان و مردان متأهل و سرشار از وفا و صفا در هر نقطه از كره‌ي خاكي تبريك عرض می گنیم.

كُرنشي در پيشگاه يك «والنتاين» خودي

مردمان غرب، بعد از پشت سر گذاشتن دوران تاريك و جهنمي موسوم به «سده‌هاي ميانه» و پس از آغاز عصر «انقلاب صنعتي» در اروپا، توانستند نوعي «انقلاب فرهنگي» نيز پديد بياورند و از آنجايي كه بر تكنولوژي مدرن و رسانه‌هاي گروهي تسلط يافته‌اند، توانستند همه‌ي پديده‌هاي دلخواه خود را «جهاني» بكنند، در حالي كه در برخي موارد، ما بسيار بهتر از آنها را داشتيم.

اينك در برابر واقعيت‌هايي قرار گرفته‌ايم كه نمي‌توانيم آنها را به سود خود تغيير بدهيم. در «عصر اطلاعات»، زندگي مي‌كنيم و كره‌ي خاكي بسيار پهناور روزگاران گذشته، اكنون تبديل به يك «دهكده‌ي كوچك جهاني» شده است و با اين سرعت پيشرفت ماهواره، اينترنت و ساير وسايل ارتباطي، بدون شك در آينده‌ي نه چندان دور، تبديل به يك «خانه» خواهد شد.

در چنين شرايطي، ما نيز «جهاني» باشيم و جهاني نيز بينديشيم و مراسم «جهاني» و مربوط به همه‌ي انسان‌ها را گرامي بشماريم و خود نيز فعالانه در آنها شركت نماييم. اما اين جهاني شدن، هرگز نمي‌تواند و نبايد ما را از ارزش‌ها و مراسم ديني، ملّي، قومي و فرهنگي ويژه‌ي خودمان دور سازد و با «خويشتن خويش» بيگانه نمايد.

ادامه نوشته

چطور باید خواند ( نوشت)؟!

بسم الله الرحمن الرحیم

هست کلید در گنج جکیم

(نظامی)

شاگردان از استاد خود سئوال می کردند که چطور باید کتاب خواند؟ استاد طفره می رفت ومی گفت: شما باید اول خودتان در باره آن بیاندیشید تا تجربه کسب کنید. درپایان سال تحصیلی استاد برای شاگردان ضیافتی برپا کرد. در میان غذاها خورش خوشمزه ای بود. هرکس از آن خورد تمجید کرد! استاد به آشپزباشی گفت: چگونه این خورش را خوش مزه را پخته ای؟

جواب داد: ابتدا گوشت را با آتش تند کباب کردم، سپس با آتش ملایم پختم. برای همین است که اینقدر خوشمزه شده است. استاد رو به شاگردان کرد و گفت:

اینک جواب سئوال تان را این آشپزباشی داد. اول باید کتاب را خواند و بعد یک بار دیگر مرور کرد و یاداشت برداشت!

این مطلب در باره نوشته های کتاب و مفاله هم صادق است. باید ابتدا بدون ملاحظه نوشت و بعدآن را بارها خواند و باز نویسی کرد تا خوب جا بیفتد و اشکالی درش نماند و هرکس خواند، لااقل بدش نیاید.

یاداولسئن ( یاد باد)

(ترکی خراسانی با لهجه بجنورد)

شاعر: علی اکبر سراج اکبری

يادِمدَه دِ قولَََّهّ كَمان اَلِمدَه 

قِرمِز كَمَربَند باغلِئ دِه بِِلِمدَه

چاغالِق قوَّّتِه اِكِّه ديزِمدَه

سَرچه قوُشِنگ دالِسِنََّن چاپَردِم

شَخَه لَرِنگ لايِنََّن داش آتَردِم           

(به یاد دارم روزگاری را که  تیر کمانی به دست می‌گرفتم .

 و در حالی که کمر بند قرمز رنگی از چرم به کمر بسته بودم .

 با اتکاء به نیروی کودکی در زانوانم .

 به دنبال گنجشک‌ها می‌دویدم. 

و از لابه‌لای شاخه‌ها با تیر کمان سنگ پرانی می‌کردم برای شکار گنجشک)

ادامه نوشته

سونای

یكی از دلایلی كه رسم و رسومات خوب یا بد غربی ها وارد فرهنگ ما می شود عدم شناخت خودمان از پتانسیلهایی است كه داریم. آنچه كه خود یهترین و با مفهوم ترینش را داریم اما نمی دانیم. هیچكداممان هم گناهی نداریم . واقعا دركدام برنامه تلوزیونی یا كدام نشریه در مورد سونای صبحت شده است. كدام پدر و مادری دراین مورد با جوانان و نوجوانان خود صبحت كرده اند و یا به بیان یهتر با این قضیه اشنا هستند؟ 

ادامه نوشته

شعرترکی خراسانی صلوات بر چهارده معصوم پاک

تاری ساغ اول ده گینن احمد اله اولادونا

چنبر لولاک دن افلاکی خلق آدی اونه

دوشدو نور مصطفی دنیا و عقبا گٶزونه

آی تکین خلقت گٶگه اولادو اولدوز دوراونه

معرفت اوندون دوشوب گٶگلره ویریوزونه

تاری ساغ اول ده گینن احمد اله اولادونا

 

العلی المرتضی اوندن سوره اولدی ولی

شو سبب دن اسم اعظم اولدو یعنی یا علی

سسلنوب معراجده سٶز سٶیله دی ایله نبی

دئدی گل بری منم مجان سنده یا خیر البری

تاری ساغ اول ده گینن احمداله اولادونا

 

فاطمه کوثر دی بوعالمده و عقباء ده

لیله القدر اونه نازل اولدی انزلناء ده

کفو حیدر دخت مرسل یا بتول عزراء ده

دوزلوب تسبیح زهرا عرض ده سماء ده

تاری ساغ اول ده گینن احمد اله اولادونا

(این شعر تا دوازده امام ادامه دارد)

شاعر: تقی خسروی(آرچه)

بیزیم چئلله ایله باهار آراسینداکی رسم لریمیز

اؤز کولتور و رسم(دبدبه/عنعبه) لریمیزه ائیه چیخالیم- خوراسان تورکلری قیشی اوچ بؤلومه بؤلوردیلر: 40 گون کاتا (بؤیوک) چئلله، 20 گون کیچیک چئلله و بیر آی و یا اوتوز گون ده امن ده من.

قیش باشلایاندا دئییردیلر: قیش اوستومیزدن باستی،گئنه قارا قیش گلدی، گئنه قارا بخت گلدی. کیچیک چئلله باشلایاندا دئییردیلر: کاتا چئلله گئتدی، کیچیک چئلله گلدی، کاتا قارا بخت گئتدی کیچیک قارا بخت گلدی.

امن ده من باشلاماسی لا دئییردیلر: امن ده من یاخشی گلسین قازان - قازان سوت، پیس گلسین کله پاچالاری یود (و یا یوت).

بیزده چهارشنبه سوری و آخیر چرشنبه یوخ ایدی و بیر گون یئنی ایل و عییده قالاندا آقشام چاغی هر اؤیده (ائوده) کوزه یه توپوروپ و کوچه باشیندا کوزه نی سیندیریردیلار. کوزه سیندیرماقدان سونرا اود یاخیردیلار و ساریلیغیم سنین، قیرمیزلیغین مه نین دئیه - دئیه الوو اوستئوندن اویان و بویانا هوپانیردیلار. هوا قارانقی اولاندا کیشی لر و اوغلانلار قوندا و پارچا دوزه تن توپلاری تاشدیریب گؤیه آتیردیلار و چئلله چیخدی بهار گلدی دئییردیلر و اوبیرسی گونده یئنی ایل و عیید باشلاییردی.

باهارین بیرینجی یاغشی یاغاندا "هی- هی -هی، یاغ یاغیشیم قیزلاری قوشوم، یاخشی گلسین قازان - قازان سوت، پیس گلسین کله پاچالاری یود و یا یوت" دئییردیلر.

یازان :شیروانلی

وامﻭاژه

وامﻭاژه آن دسته از لغات و اصطلاحاتی هستند که از زبانهای دیگر وارد زبانی دیگر شده و بعضاً تغییر شکل داده اند. کاربرد وام واژه ها لزوماً در همان جا و به همان معنی ای که در زبان اول دارد در زبان دیگر استفاده نمی شود. تعدادی از وامﻭاژﻩهایی که وارد فارسی شده اند:

سنگ صبور: اصل این واژه ترکی و بصورت صبیرداش و بمعنای هم صبر است که واژه صبیر که در ترکی صبر میباشد نیز به اشتباه، صبور عربی فرض شده و پسوند داش بمعنای هم، بمعنای سنگ فرض شده است، در نتیجه سنگ صبور استفاده میشود؛ در صورتیکه سنگ نیاز به صبر ندارد!

دوقـُلو: این واژه اصلاً ترکی و بصورت دوغولو (ائکیز دوغولو) و بمعنای همزاد است که واژه دو در ابتدای کلمه بمعنای عدد 2 فرض شده و واژه گانی چون سه قولو ، چهار قولو و ... ساخته شده اند!

شنبه: این واژه اصلاً عبری مشتق از واژه Shabath(به معنی استراحت) و بمعنای تعطیل است که در فارسی دری با اضافه کردن اعداد 5-1 به ابتدای آن، واژه گان جدید 1شنبه، 2شنبه، 3شنبه و ... ساخته شده اند!

ادامه نوشته

ديروز، امروز، ... فردا؟!

ديروز، امروز، ... فردا؟!

(با اجازه‌ي زنده‌ياد فريدون مشيري)

 از تو ديروز، منِ پخمه كمي قند خريدم

بهرِ هر كيلويِ آن، سيصد و اندي سُلُفيدم

پول را دادم و، لرزيد سراپايِ وجودم

شدم آن مفلسِ بيچاره كه بودم

***

يادم آمد كه همين قند، زماني سه تومن بود

مزه‌اش دلكش و، نرخش، همه بابِ دلِ من بود

تو ز من راضي و من همه ز تو خُشنود

تو، بدونِ كلك و حُقه، ترازوت، پر از قند

من ـ بدونِ چك و چانه ـ به تو دادم تومني چند

روغنت، فتّ و فراوان، جنس‌هايت، همه ارزان

مي‌خريدم همه را از تو، بدونِ صف و نوبت

نه كوپن بود...

و نه سوختنش باعثِ وحشت

ادامه نوشته

شعر فولکلوریک ترکی- اوشودوم

parvaz

غیر ممکن است پدران و مادران بزرگوار این شعر فولکوریک را با اندکی تفاوت بلد نباشند

اوشودوم اوشودوم  . . .      داغدان آلما داشیدیم

آلماجیغیمی آلدیلار . . .       منی یولا سالدیلار

من یولدان بئزارام . . .         درین قویو قازارام

درین قویو بئش گئچی . . .   هانی اونون ارکجی

ارکج قازاندا قاینار . . .         قنبر یانیندا اوینار

قنبر گئدر اودونا  . . .          دارغی باتار بودونا

ادامه نوشته

لهجه‌های منطقه‌ای ترکی خراسانی

ترک‌های خراسانی غالباً درشمال استان خراسان بزرگ، ناحیه مرزی کشور ترکمنستان و قسمتی از نواحی مرکزی خراسان سکونت دارند. درگذشته این گروه زبانی جزء شاخه ترکمنی محسوب می‌شد. ولی با تحقیقاتی که در چهل سال اخیر(1968- 1973 میلادی) ازسوی گروه ترک شناسی دانشگاه گوتینگن آلمان به سرپرستی(مرحوم) پروفسور گرهارد دورفر به عمل آمده است ترکی خراسانی به عنوان یک لهجه مستقل از شاخه گروه زبانی اوغوز پذیرفته شده است. مهمترین مناطق ترک نشین در خراسان عبارتند از: بجنورد، شیروان، فاروج، قوچان، درگز، کلات، اسفراین، سبزوار، نیشابور، سرولایت، جوین، جغتای، نقاب، ... و ترکان مهاجراز نقاط دیگر در مشهد (خراسانی، آذربایجانی).

ادامه نوشته

داغ خوروزو 8(آموزش نوین تورکی آذربایجانی )

dag gorozo

ادامه نوشته

موللانصرالدين گولمه جه لري

اميرلرين بيري بير گون ملادن سوروشدي: عباسي خليفه لرينين زمانيندان سونرا رسم ايدي خليفه لرين و اميرلرين بير لقب لري اولسون كي بالله ايله قورتولا، مثلأ متوكل بالله و معتصم بالله كيمي، سيزين نظريزه منيم اوچون نه لقب مناسيبدير؟ ملا جواب وئردي: سنه نعوذبالله هاميسيندان ياخشي دير.

موللانصرالدين، بالانصرالدينين قولتوغونداكي كيتابي گؤستَره رك سوروشور:
- توركجه كيتاب اوخويورسان؟! اولمايا سنده پان توركيست اولوبسان؟
- نه دخلي وار آتاجان ؟ باخين سيزده فارسجا قزئت(مجله) آليب سيز، بئله ايسه سيزده پان فارسيست سيز...
موللانصرالدين گولومسه يير:
-يوخ اوغول! من پان فارسيست دئييلم، قزئتي يالنيز شوشه لري سيلمك اوچون آلميشام.

ادامه نوشته

گونش

قیزیل‌ گونش،‌ آی‌ گونش‌           یوخدو سنه‌ تای‌ گونش‌.

 اوزاقدان‌ بویلانیرسان‌              داییم‌ گؤیده‌ یانیرسان‌.

 جان‌ وئریرسن‌ دونیایا،             قان‌ وئریرسن‌ دونیایا.

 نور ساچیرسان‌ دورمادان‌،        جهانی‌ اویدورمادان‌.

 یایدا برکتیندن‌،                     قیشدا حرارتیندن‌،

 فایدالانیر دونیامیز،                سنسن‌ بیزیم‌ آنامیز.

 هم‌ گونش سن‌،هم‌ اولدوز،     چوخدور سنه‌ بورجوموز.

قوی‌ سؤکولسون‌ دان‌، گونش   آلوولانیب،‌ یان‌ گونش‌!

هاشم ترلان‌