شعری در نکوهش دنیای دون از استاد سخن شهریار

شعری در نکوهش دنیای دون از استاد سخن شهریار

با ترجمه ی کانال : زبان و ادبیات ترکان خراسان  

https://t.me/xorasanturk

بو دنيا فاني دير فاني، بو دنياده قالان هاني

این دنیا فانی است، کیست که در این دنیا مانده باشد

 

داود اوغلو سليماني، تخت اوستوندن سالان دنيا

همان دنیایی که سلیمان پسر داود را، از تخت به زیر انداخت

 

سنين بهره ن يين كيم دير؟ كيمينكي سن ؟ييه ن كيم دير

چه کس بهره ای از تو برده؟ مال چه کسی هستی؟صاحبت کیست؟

 

سنه دوغرو دييه ن كيم دير؟ يالان دنيا يالان دنيا

کیست که به تو بگوید راست، ای دنیای دروغین

 

سني فرزانه لر اتدي، قاپيپپ ديوانه لر توتدي

فرزانگان تو را رها کردند، اما دیوانگان تو را برگزیدند

ادامه نوشته

زبان معیار و زبان محاوره ای(3)

 (قسمت سوم )

در زبان تورکی هم همین اتفاق می افتد.

نویسندگان، مترجمین، گویندگان و مجریان رادیو و تلویزیون باید با ارتقاء دانش زبانی خود فرق لهجه و زبان معیار را بدانند.

مثلا در جملات زیر فرق لهجه و معیار کاملا مشخص است:

لهجه زنجان : اولان دو، گه بیرا، هارا گئدیرن؟!

تورکی معیار : اوغلان دور، بورا گل، هارا گئدیرسن؟!

لهجه تبریز: بیلیط آلمیسان؟ ایستیروخ گئداخ ائل گؤلی یه!

تورکی معیار : بیلیط آلمیشسان؟ ائل گؤلویه  گئتمک ایسته ییریک!

لهجه  اردبیل : گزمه یه گئدییم شوربیل  گؤلینه کئدئیسن گه.

تورکی معیار : گزمگه گئدیرم شورابیل گؤلویه گئدیرسن گل

زبان معیار در عین حال که به همه گویش ها و لهجه ها تعلق دارد تابع هیچکدام از آنها نیست. در زبان نوشتاری قواعد و گرامر علمی زبان لحاظ می شود نه گویش مردم یک شهر یا روستا!

نکته مهم دیگری که ذکر آن ضروری است، این است که زبان نوشتار و معیار در مدرسه آموخته می شود و زبان نوشتاری بدون مدرسه نمی تواند دوام بیاورد. حتی برای زبان گفتاری هم تا حدودی چنین است. مشکل اصلی در مورد زبان تورکی در ایران نبود امکانات آموزش عمومی است. می دانیم که هم زبان گفتاری و هم نوشتاری نیازمند آموزش اند. اولی را در خانه و دومی را در مدرسه فرا می گیریم. کسانی که در همه عمر خود حتی تابلوی مغازه ای را به تورکی ندیده اند، نباید انتظار داشته باشند که به محض باز کردن اولین کتاب تورکی باید آن را مثل بلبل بخوانند. حتی اگر آن شخص یک تورک و استاد دانشگاه باشد دلیل بر باسوادی او به زبان مادری نیست.

از اینرو گریزی نیست که باید زبان را در مدرسه آموخت یا با تلاش شخصی پیگیر در بیرون مدرسه یاد گرفت و همه کسانی که امروزه در ایران می توانند تورکی را بخوانند و بنویسند از این راه دوم وارد شده اند! و اگر امروزه فلان کتاب یا مجله تورکی در ایران با هزاران تیراژ به فروش می رسد معجزه است و این معجزه صرفا با تلاش های فردی و علاقه مندان به زبان مادری رخداده است و گر نه با توضیحاتی که داده شد حتی نباید یک نفر هم که بتواند تورکی را بخواند می داشتیم!

زبان معیار و زبان محاوره ای(2)

یک نمونه از لهجه محاوره ای فارسی تهرانی و نمونه برگردان آن به فارسی معیار توجه کنید:

- بهش گفتم تا نیومدم چیزی نگه. اما اون هر چی از دهنش در اومده بهش گفته. صداش کردم که بگم بیاد بشینه، اما نیومد. یهویی چشام به یه ماشین افتاد که می رف طرف خونه شون...

حال متن فوق را به فارسی معیار بر می گردانیم:

 - به او گفتم تا نیامده ام چیزی نگوید. اما او هر چه از دهانش در آمده به او گفته است. صدایش کردم که بگویم بیاید و بنیشیند، اما نیامد. ناگهان چشمانم به یک ماشین که طرف خانه یشان می رفت افتاد.

همانطور که می بینید در متن محاوره ای و لهجه ای اول، کلمات شکسته و دگرگون شده اند و اشکالات گرامری هم دیده می شود. در متن دوم، بهش به «به او»، نگه به «نگوید»، هرچی به «هرچه»، بیاد به «بیاید»، بشینه به «بنیشیند»، نیومد به «نیامد»، یهویی به «ناگهان»، چشام به «چشمانم»، یه به «یک»، می رف به «می رفت»، خونه شون به «خانه یشان» و ... تبدیل شده است. بدین طریق گفتار با لهجه به زبان معیار تبدیل شد.

ادامه نوشته

زبان معیار و زبان محاوره ای(1)

زبان معیار و زبان محاوره ای

قسمت اول

 با وجود تلاش های زیادی که در خصوص پیوند بین زبان محاوره ای تورکی با زبان معیار و ادبی صورت گرفته است، خیلی ها هنوز هم تفاوت بین زبان گفتار یا محاوره ای، با زبان نوشتار یا معیار را درک نکرده اند!

همانطور که می دانید هر ملت، قوم و یا قبیله می تواند لهجه های متفاوتی از یک زبان را داشته باشد. حتی اگر ریزتر به موضوع نگاه کنیم داخل یک محیط اجتماعی کوچک هم به گویش های متفاوتی برخورد می کنیم. مثلا گویش بازاریان، رانندگان، روحانیون، دانشجویان و...

علم زبانشناسی به ما می گوید با وجود لهجه ها و گویش های فراوان در داخل یک زبان، همه آنها به یک زبان صحبت می کنند. آنچه تفاوت دارد، گفتار و لهجه سخنوران یک زبان است نه زبان آنها!

اما برای انتقال دانش و فرهنگ و ادبیات به دیگران در زمان حال و آینده، باید تمامی لهجه ها را کنار گذاشته و از شیوه معیار آن زبان استفاده کنیم.

"زبان معیار، دارای یک گرامر و ساختار نحوی واحد از تمامی لهجه ها و گویش های یک زبان است". لهجه یک روستا یا شهر و یا طبقه خاصی از جامعه نیست. به عبارت دیگر زبان معیار یک فرا لهجه است.

معمولا نوشتن و سخن گفتن با زبان معیار مشخص کننده این نیست که ما اهل کدام شهر یا روستا هستیم. اما اگر کسی با نحوه گفتار شما پی به کجایی بودن شما برد بدانید که با لهجه صحبت کرده اید! بنابراین هر زبانی که توسط ما استفاده می شود دارای دو حالت لهجه و معیار است.

متن و آهنگ آذربایجان مارالــــــی



آی قیر گزمه آرالێ

کؤنلوم سندن یارالێ

گؤزله‌رینه حئیرانام

آذربایجان مارالێ

ای یار جدا از من نگرد ای که قلبم از تو خون است من مست و حیران چشمان تو هستم ای زیبا روی آذربایجانی

ادامه نوشته

فلسفه نام بازی  آی تره ک و گون تره ک

فلسفه نام بازی  آی تره ک و گون تره ک

ترکها پیش از اسلام به دین تانریجیلیق اعتقاد داشتند که آیین شمنیزم نیز آیین اصلی آن دین بود. طبق اعتقاد تانریجیها، هستی به سه قسمت تقسیم شد: آسمان، روی زمین و زیر زمین. این سه بخش هستی با درختی به یکدیگر پیوند می خورند، یک درخت مقدس و الهی که شمن نیز اگر قصد داشت نزد تانری برود از آن درخت به سوی آسمان می رفت. این درخت ستونی بود که سه عالم را به هم وصل می کرد. در میان ترکها نامهای متفاوتی داشت چون: دونیا آغاجی، حیات آغاجی، چنار مقدس، سپیدار مقدس و... و یکی از نامهایش در میان ترکان قدیم «بای ترک: Bayterek بود. این واژه در میان قزاقها هنوز هم کاربرد دارد. (جلال بیدیلی، تورک میتولوژی سی نینگ آنسکلوپدیک سوزلوگی، صفحه 98)

ادامه نوشته

حسینه یرلر آغلار گویلر آغلار

"حسینه یرلر آغلار گویلر آغلار

بتول و مرتضی، پیغمبر آغلار"

حسینـون نوحـه‌سین «دلـریش» یازاندا

مسلمـان سهلدیـر کــه کافـر آغـلار

کوراولمیش گوزلرین قان دوتدی شمرین

کی گؤروسون اؤز الینده خنجر آغلار

حسینــون کؤینگــی زهــرا الینــده

چکـر قیحــا قیـامت، محشـر آغـلار

آتانـــدا حرملــه اوخ کــربـــلاده

گؤریدین دشمـن آغـلار، لشکر آغلار

قـوجاقینــدا، گؤریــدین امّ لیـــلا

آلــیب نــعش علــیّ‌اکبــر آغـــلار

 رباب، نیسگیل دؤشونده سوء گؤرنده

علــیِّ‌اصغــری یــاد ایلــر آغـــلار

باشینــدا کاکــل اکبــــر هـــواسی

یل آغـلار، سنبـل آغـلار، عنبر آغلار

یازانـــدا آل طــه نوحـه‌سین مــن

قلـم گـوردوم سیزیلـدار، دفتـر آغلار

علـی، شقّ‌القمـر محـراب تیلیت قان

قولاق وئر، مسجد اوخشار منبر آغلار

علیــدن، شهریــار، سن‌بیــر اشـاره

قوجاقــلار قبـری، مالک‌اشتـر آغـلار

شهریار

کتیبه خان تاشی

کتیبه خان تاشی

بر سطح صخره‌ای در کنار راه مشهد به سمت کلات و در دره کارده بین روستای آل و سیج سنگ نوشته‌ای به طول یک متر که ده سطر با خط ثلث بر روی آن نوشته شده دیده می‌شود این سنگ نوشته کتیبه خان تاشی نامیده می‌شود. در زبان ترکی، به کتیبه خان تاشی سنگ خان گفته می‌شود.

سنگ نگاره کتیبه خان تاشی مربوط به دوره‌ی صفوی بوده و متن آن در باره شیبک خان ازبک و عقب نشینی آن به مرو است و شاه اسماعیل صفوی او را تعقیب و در مرو به قتل رسانید..

این اثر ۲۷ اسفند ۱۳۸۶ با شماره ثبت ۲۲۳۰۵ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسید..

کربلايا گئدنلرين قاداسى

 

حيدر بابا ،‌ قره چمن جاداسى
چوْووُشلارين گَلَر سسى،صداسى
کربلايا گئدنلرين قاداسى
دۆشسۆن بو آج يوْلسوُزلارين گؤزۆنه
تمدّۆنون اوُيدوُخ يالان سؤزۆنه

شهریار

الغ بیگ پادشاه و دانشمند تورک

الغ بیگ پادشاه و دانشمند تورک

الغ بیگ در منطقه سلطانیه  یکی از شهرهای استان زنجان محسوب می‌شود و در ۴۳ کیلومتری شهر زنجان واقع شده است، دیده به جهان گشود.

مادرش گوهرشاد آغا یا ملکه گوهرشاد بیگم از شاهزادگان معروف تیموری بود و از سیاستمداران نامی دوره تیموریان به شمار می‌رفت که از وی به نیکی یاد می‌شود. گوهرشاد آغا زنی بسیار نیکوکار، ثروتمند، ادب دوست،‌ هنرور، خردمند، محتاط و با سیاست بود. پدر الغ بیگ، معین‌الدین شاهرخ تیموری، چهارمین پسر تیمور کؤرَکَن بود. وی بسیار هنرور و ادب‌دوست بود و تلاش بسیاری برای گسترش علم و هنر در دوران خود کرد و کوشید خرابی‌های جنگ‌های پدرش را بازسازی کند. علاقه الغ بیگ به علم به‌واسطه‌ی پرورش مادر شکل گرفت که تمام فرزندانش از جمله دانشمندان و هنرمندان آن دوران بودند.

الغ بیگ از کودکی به علم علاقه‌مند بود و کاری به سیاست‌های دربار نداشت و حتی در دربار زندگی نمی‌کرد. او بیشتر اوقات خود را در سمرقند به مطالعه و تحقیق می‌گذراند و تنها به‌عنوان مهمان برای ملاقات با پدر و مادرش به دربار پدر می‌رفت. الغ بیگ در سمرقند رصدخانه عظیم و مجهزی تأسیس کرد که به نام رصدخانه الغ بیگ معروف است. به عقیده‌ی بسیاری از کارشناسان، این رصدخانه‌ یکی از بهترین رصدخانه‌های جهان اسلام و بزرگ‌ترین آن‌ها در آسیای میانه محسوب می‌شود. بزرگ‌ترین ستاره‌شناسان آن عصر از جمله غیاث‌الدین جمشید کاشانی و علی قوشچی در این رصدخانه به مطالعه و تحقیق می‌پرداختند. البته خود الغ بیگ نیز از جمله ستاره‌شناسان بزرگ آن عصر به حساب می‌آید که در آنجا به تحقیق و مطالعه مشغول بود.

ادامه نوشته

مثل تورکی : کَر (کار) ائشیدمز، یاراشدیرار، کور گؤرمز، قوراشدیرار

تمثیل و مثل تورکی :
کَر (کار) ائشیدمز، یاراشدیرار، کور گؤرمز، قوراشدیرار : کر نمی‌شنود، جفت و جور می‌کند، کور نمی‌بیند، سرهم می‌کند. ياراشديرماق و  قوراشديرماق دوكلمه منحصر به فرد در زبان تركيست (ياراشديرماق) در اصل برازنده كردن هست ولي در اين مثل به معناي جفت وجور كردن به كار رفته هست. معني (قوراشديرماق) هم به نوعي سرهم آوردن هست.  
منبع : تمثیل و مثل ترکی خراسانی، نوشته ی اسماعیل سالاریان
مثل فارسی :
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست / آنچه البته به جایی نرسد فریاد است
   معنی : کسی که نسبت به درخواست ها و نصایح دیگران بی توجه و بی اعتناست و یا عمداً نمی خواهد آنها را بشنود و بپذیرد، بنابراین با زور و داد و فریاد هم نمی توان به او فهماند.

کتاب در خواستی شما در سراسر ایران و جهان با پست ارسال می شود. برای این منظور در لینک های زیر پیام بگذارید :
تلفن پیامک و تلگرام : 09159766066


salariyan.blogfa.com

http://salariyan.arzublog.com

salariyan@yahoo.cm

https://t.me/xorasanturk