سارالا- سارالا قالماقدان، قیزارا- قیزارا اؤلمک یاخچی دیر :

سارالا- سارالا قالماقدان، قیزارا- قیزارا اؤلمک یاخچی دیر : مرگ سرخ به از زندگي ننگين است (آزادگی) مردن با عزت، از زندگي در ذلت بهتر است و بر آن ترجيح دارد.

سارالا- سارالا قالماقدان، قیزارا- قیزارا اؤلمک یاخچی دیر : مرگ سرخ به از زندگي ننگين است (آزادگی) مردن با عزت، از زندگي در ذلت بهتر است و بر آن ترجيح دارد.
عاشورا گئجه سی
عاشورا گئجه سی امام حسین (ع) بویوروب :
دئيوم احكام قراني قالان قالسين گئدن گئتسين
بيلون اوضاع فرداني، قالان قالسين گئدن گئتسين
دوتوب تصميم سعد اوغلي سحر بو چولده جنگ ائتسون
چكيب شمشيريني چوخلار، مقام و منصبه يئتسون
گوتوردوم بيعتي منده، آچيقدير يول گيدن گئتسون
تانيتديم كفر و ايماني، قالان قالسين گئدن گئتسين
بو چٶل ده بلا ايچره، جدال حق و باطل دور
ايده دينه حمايت كيم، رضاي حقه شامل دور
بو آز جمعييته اما، نچه مينگلر مقابل دور
قالا هر كيم اخار قاني، قالان قالسين گئدن گئتسين
🏴 امام حسین (ع) به عنوان یک آزادمرد مقابل ظلم سر خم نکرد و جان بر سر این ایمان نهاد. فریاد زد: هیهات منا الذله! (خواری و ذلت از ما دور باد) ...
🔰ندا داد : اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید
روز اول مهربانی بود
معلم خواند و نوشت
«بابا آب داد»
نقاشی غریبی بود سفیدی گچ
روی سیاه تخته ی دیوار.
تشنه بودم
لیوان خالی ام را بالا گرفتم
«گئدیم سو ایچیم؟» گفتم
معلم به مهربانی !
گوشم را مالش داد :
« آنچه درکتاب نوشته بگو! »
سالهاست روز اول مهر
صدای زنگ دار معلم
چکش می کوبد به در گوشم ...
گئدیم سو ایچیم؟ زبان و ادبیات ترکان خراسان
حرمله، آلدی اله، تير -و کمان
اصغرین بوغازيني ائدی نیشان
ایچديردی سۇ یئرینه قیرمیزی قان
سوت امر دیشدی یئره
قورو یئرده بئردی جان
@xorasanturk

قیزیل گؤی آغ قره
از قدیمالایام 4 رنگ قیزیل- گوی- آغ و قره در نزد ترکها دارای ارزش و اعتبار و تقدّس بوده است.
1- قیزیل : علاوه بر معنی طلا در مفهوم سرخ- آتش- زیبا- آشکار بکار میرود. مانند قیزیل اوزن- قیزیلجا- قیزیل آلا- قیزیل دریلی و غیره ...
2- گؤی : در درجه اول به معنی کبود و آبی و تیره و در معنی مقدّس و آسمان نیز هست. چون ترکها و مردمان آسیای میانه یکتاپرست بودند و جایگاه خدا را در آسمان میدانستند، کلمة گوک یا گوی (گوک تنگری- خدای آسمان) در نزد آنها اهمیّت ویژهای داشت و دارد.
متأسفانه بعضیها به معنی کبود میدانند و گوی را کبود معنی کردهاند مانند مسجد کبود یعنی گؤی مچید که اشتباه است و کبود در اینجا به معنی مقدّس است. قانونی بینالمللی وجود دارد که اسم جاها و مکانها را هرگز به زبان دیگر ترجمه نمیکنند. زیرا ممکن است معنی واقعی خود را از دست بدهد. بنابراین گوی مسجد نباید مسجد کبود ترجمه کرد.

دانلود نوحه حسین گلدی کربلایه قوناق : اینجا
(صادق موسوی از ترکان کرکوک )
حسین گلدی کربلایه قوناق،
گوزلرونن ایراق، یا رسول الله
ئولوب عطشان فاطمه بالاسی،
دوشدی ائلدن ایزاق، یا رسول الله
محرمده قان گلر جوشه، یا رسول الله
دوشر یاده قبر شش گوشه، یا رسول الله
برخی کلمات ترکی که معادل فارسی ندارند
1.قامّاشیر: معادله فارسی ندارد به معنی اینکه وقتی شما از جای تاریک به جای روشنی میروید چشمانتان چه حالتی میشود؟ اون حالت را ما قاماشیر میگوییم.
2.گرنشیر: در واقع همان کش و قوس بعد از بیدار شدن از خواب.
3.اَسنیر: یعنی همان خمیازه است که معادله فارسی دارد.
4.آقنیر: به عبارتی مشود گفت که حیوانی خودش را در خاک می غلتاند.
5.قٌجه قرّه: به معنی پیر قٌجه برای انسان بکار میرود ولی قره برای حیوان.
6.تویراق تویراق: حالتی است برای راه رفتن انسان که به هر دلیلی {عرق سوز شدن بین پا ها که مجبور شوی پاهایت را باز نگهداری وراه بروی}.
7.بولاشدِردِگ:دریک زمان خاصی بکار میرود که میشود گفت اغشته کردن است البته همان کلمه اغشته هم ریشه ترکی دارد.

سرقت فرهنگی ترکان خراسان در روز روشن
چند وقتیه در بی خبری ملت تورک (بخصوص خراسان) و خلاء ناشی از نبود نهادهای فرهنگی واقعی، کردهای کرمانج با کمک های واضح از طرف سایت های استعماری اقدام به ثبت و معرفی قال ، قالیچه و گلیم و دیگر فرشهای با طرح تامغا ترک در سطح ایران نموده اند .
این قومک که حتی نمی دانند این تامغاها و طرحها چیست و حتی هیچ نشان و ریشه اساطیری عقیدتی و فرهنگی نسبت به این طرحها ندارند فقط تا امروز توانسته اند با داستان سرایی این طرحها را توجیه کنند.
https://www.instagram.com/urmia_save1/
ترکان آذربایجانم دارند نسبت به سرقت های فرهنگی که از ترکان خراسان شده به لطف دنیای مجازی آشنا میشوند و دارند واکنش نشان میدهند که خبر بسیار خوبیی است.
ترانه ای متفاوت از خواننده تورک سرزمین خراسان
*رضا راشد درتومی
ترانه ای به زیبایی کوهساران
آدرس دانلود : اینجا

فتحعلی شاه قاجار، خاقان دشمنستیز یا پادشاه کاخنشین
🖊#محمد_رحمانی_فر
📝تاریخنگاری ایرانی برای ترسیم شخصیتی اسطورهای از رضاخان، باید تصویری آکنده از سیاهی و تباهی از دوران #قاجار ارائه مینمود تا به نسلهای آینده بباوراند که #رضاخان همچون همای سعادت از دل تاریکی بیرون آمد و انوار رحمت خویش را بر کشور فلکزده #ایران گسترانید! بر همین اساس است که شما هیچ نکته مثبتی در خصوص هیچ یک از سلاطین قاجاری در نوشتههای چنین تاریخنگارانی پیدا نمیکنید. زیرا لازمه اسطوره شدن رضاخان این بود که تا زمان ظهور وی! هیچ نقطه روشنی در تاریخ این مرز و بوم وجود نداشته باشد.
📝تاریخنگاری ایرانی همواره از چکمههای رضاخان با افتخار یاد کرده است. چکمههایی که حتی یک بار هم گرد و غبار جبهههای نبرد با بیگانگان را به خود ندیدند و حتی هجوم همهجانبه روسیه و انگلستان به خاک کشور در شهریور 1320 هم نتوانست برق این چکمههای همایونی! را زایل سازد. در سوی دیگر ماجرا، تاریخنگاری ایرانی که هیچ وقعی به واقعیات تاریخی نمینهد، در برابر نماد #چکمه ، از نماد #حرمسرا برای خاقانهای ترک قاجاری استفاده میکند. تو گویی این سلاطین در سراسر عمر خویش جز عیش و نوش هیچ کار دیگری انجام ندادهاند.
در زیر بعضی از راه های تشخیص كلمات توركی كه در فارسی كاربرد دارند را آورده ایم امید که مورد توجه و استفاده قرار گیرد:
1 / كلماتی كه به مه ختم میشوند مانند گزمه, ساچمه, دیشلمه, دولمه, چكمه , قابلمه, قیمه, سرمه, سورتمه, یورتمه, تخمه, كرشمه, چمباتمه, تكمه (تیكمه تیكماق دوختن) , و ......
2 / كلماتی كه به پسوند چی ختم می شوند مانند مانند سورچی, قیچی, قاچاقچی , جارچی, توپچی, یالانچی و ......
3 / كلماتی كه به چه یا جه ختم می شوند ( چه پسوند تصغیر در زبان توركی است مانند ك در فارسی) مانند : تانریجه ( تانری+جه : الهه), بچه , گوجه (گوی " سبز" +جه) بوقچه (بوق " چمدان "+چه) طاقچه, باغچه و كوچه (كوی " روستا " +چه) غنچه (غونچا)، سئرچه, تپانچه; یونجه و...
4 / كلماتی كه به اق ختم می شوند مانند قاچاق, چلاق, قالتاق, ییلاق, قشلاق, الاق, یراق, چماق, قنداق, باتلاق, چخماق سنجاق, بایراق (بیرق), چراق, ( چیرماق یعنی سوسوكردن ), سراغ (سوراق سوروماق یعنی پرس وجو كردن) و ....
5 / كلماتی كه به َك ختم می شوند مانند تشك, اوردك, الك, یدك, ببك, كولاك ( كوللاماق یعنی مدفون كردن)، بلوك ( از بولماق به معنای بخش كردن), كمك(کٶمک ) و .