بارش بزف
![]()
برف زیبایی می بارد دلم برای دیدن همچنین برفی تنگ شده بود ، دوست دارم صبح که ازخواب بیدار می شوم همه جا نیم متر برف نشسته باشد. زمستان و برف را خیلی دوست دارم و تماشای این جور طبیعتی خیلی ارامم می کند حالا دیگر یک لحظه آرامش خیلی به نظرم شیرین می آید. برف این قدرت را دارد که دل خیلی ها را بدست بیاورد ولی من این طور نیستم. برف از همه جا تصویری صاف و ساده می سازد ولی من تصاویری نا همگون دارم. برف برای من اتمام است. گویا وقتی برف می بارد بازی تمام شده است و همه چیز ناگهان آرام می گیرد. وقتی برف می بارد من فکر می کنم همه در لاک خودشان فرو می روند گویا لالایی برف همه را به نشستن و در خود فرو رفتن و شاید یک نوع خواب زمستانی فرا می خواند
شاید برف به من می گوید کمی هم باید نشست کمی هم باید سنگین بود زندگی همش جهیدن و تلاش کردن نیست، درس خواندن و شاگرد اول شدن و باز درس خواندن و کنکور دادن و باز درس خواندن و ... پول در آوردن و باز پولدار تر شدن و باز ... نیست.
وقتی برف می بارد و شاخه های درختان پوشیده از برف می شود و من به انها نگاه می کنم با خودم می گویم : حیف این دنیای قشنگ حیف این همه زیبایی برای ما آدمهای بی فکر و تامل و کسالت آور و گرفتار زندگی روزمره .
من در زندگی از ته دل حسرت می خورم ، وقتی برف را می بینم که این همه مستی خلق می کند و ما فضایی برای مستکانی باقی نگذاشته ایم. و برف مستی می طلبد برف که می بارد همه چیز را آرم میکند مانند لالایی که برای زمین می خوانند و زمین می خوابد.














1) من اسماعیل سالاریان صاحب این وبلاگ 7 کتاب چاپ شده ام 1-تمثیل و مثل 2- ناغیلار بوقچاسی 3- مثنوی یوسف و زلیخا به ترکی خراسانی 4- نگاهی به ادبیات ترکان خراسان 5- نگاهی به فرهنگ ترکان خراسان هست 6 -ترکی خراسان و قواعد آن و چند کتاب در زمینه زبان، ادبیات و فرهنگ ترکان خراسان آماده نموده ام که هنوز چاپ و نشر نشده اند.