صدا ز كالبد تن به‌دركشید مرا

صدا

صدا ز كالبد تن به ‌در كشید مرا

صدا شبیه كسی شد به ‌بركشید مرا

صدا شد اسپ ستم روح من روان ز پی‌اش

به‌ خاك بست و به‌كوه و كمركشید مرا

بگو كه بود كه نقاشی مرا می‌كرد

كه با دو دیدة همواره تركشید مرا

چه وهم داشت كه از ابتدای خلقت من

غریب و کج قلق و در به ‌در كشید مرا

دو نیمه كرد مرا پس ترا كشید از من

پس از كنار تو این سوی تركشید مرا

من و ترا دو پرنده كشید در دو قفس

خوشش نیامد بی‌بال و پركشید مرا

خوشش نیامد این طرح را به ‌هم زد و پس

دگر كشید ترا و دگر كشید مرا

رها شدیم تو ماهی شدی و من سنگی

نظارة تو به‌ خون جگر كشید مرا

* *

شاعر: سید رضا محمدی

تصاویری از نامه های حضرت محمد(ص) به ساسانیان

تصاویری ازنامه های حضرت محمد(ص)به ساسانیان و هراکلس و پادشاه حبشهاسلام شناسان و رسانه های گروهی ترکیه می گویند: این نامه ها در زمان حضرت محمد(ص) نوشته شده و هدف از نوشتن این نامه ها دعوت هراکلس( Herakleos) ، ساسانیان و پادشاه حبشه به اسلام بوده است. نامه ها در موزه توپ قاپی سرایی استانبول حفظ و نگهداری می شود.

نویسنده :شیروانلی

توضیح : متاسفانه تصاویر توسط سرور حذف شده اند

اصطلاحات ترکی پرورش انگور

اصطلاحات پرورش انگور درگویش ترکی قره پاپاق(منطقه سولدوز)

 

آغ اوزوم (ağ üzüm): نوعی انگور سفید با دانه های کوچک که سبزه و کشمش از آن تهیه میشود.

پته (pətə): موقعی که کشمش یا سبزه خشک شد بعضی دانه های آن دیر خشک میشود و هنوز کاملا خشک نشده است که به آن پته گفته میشود.

پته له مخ (pətələməx): عمل جدا کردن پته یعنی کشمش یا سبزه خشک نشده از خشک شده.

تیس تیس (tıs tıs): نوعی انگور سیاه بی آب که مزه گسی هم دارد.

چالقی (çalqı): وسیله ای مانند جارو که از بستن ترکه های چوب به همدیگر درست شده و جهت پاک کردن کشمش یا سبزه از چوبش استفاده میشود.

چالماخ (çalmax):عمل جدا کردن کشمش یا سبزه خشک شده از چوبش با کمک وسیله ای به نام چالقی.

ادامه نوشته

ساري گلين (Sarı gəlin)

 

توضیخ : ساري گلين (Sarı gəlin)  از لحاظ لغوی در ترکی یعنی عروس زرد یا عروس موطلایی که درافسانه‌های آذربایجان اشاره به خورشید است و یکی از تصنیف‌های فولکورآذربایجان است.

ساچین اوجون هؤرمزلر./گولو سولو(قونچا) درمزلر. ساری گلین.

گیسو را نمی بافند./گل را غنچه نمی چینند./عروس موطلائی.

بو سئودا نه سئودادیر؟./سنی منه وئرمزلر./نئیلیم آمان، آمان./ساری گلین.

این عشق چگونه عشقی است؟./که تو را به من نمی دهند./

چه کنم آخر، چه کنم آخر./عروس موطلائی.

بو دره نین اوزونو./چوبان قایتار قوزونو./نة اوْلا بیر گون گؤرم./نازلی یاریمین اوزونو./نئیلیم آمان، آمان. ساری گلین.

از امتداد این دره./چوپان بره را برگردان./چه میشه اگر روزی ببینم./روی یار نازنینم را؟./چه کنم آخر ، چه کنم آخر./عروس موطلائی.

عاشیق ایللر آیریسی./شانا تئللر آیریسی./بیرگونونه دؤزمزدیم./اوْلدوم ایللر آیریسی./نئیلیم آمان، آمان. ساری گلین.

عاشق هجران کشیده سالها./شانه جدا شده ازموها./یک روز هم نمی توانستم دوری را تحمل کنم./شدم هجران کشیده سالها./چه کنم آخر چه کنم آخر./.عروس موطلائی.

اسمهای ترکی(دختر)

آچالیا: نام گلی است
آچقین گول : گل شکفته شده
آچیق گول : غنچه یا گل شکفته شده
آدیگول : نام مانندگل ، معادل گُلنام در فارسی
آسلیم : مفید،دارای خیر
آغان : شهاب آسمانی، زبانه آتش
آغ بنیز: سفید چهره 
آغجاقیز: دخترسپید روی

آغجاگول : همچو گل سفید
آک ایپک : ابریشم سفید
آک چیچَک : گل سپید
آکچین : پاکدامن،آبرومند

ادامه نوشته

لغات تورکی اعضای بدن(پزشکی)

لغات تورکی اعضای بدن(پزشکی)

 باش بارماق:انگشت شصت

دیرناق:ناخن

چه چه له بارماق:انگشتانگ  انگشت کوچک

نفس بوروسو:نای

شهادت بارماقی:انگشت اشاره

ادامه نوشته

بؤيوُك مبعث بايرامي مبارك اولسون

بؤيوُك مبعث بايرامي دوُنيا موُسلمانلارينا مبارك اولسون .

 بیر اولدوز ایشاردی، اوتوردی آیینگ یانیندا

 او اولدوزونگ تایی یوخدی هچ کهکشاندا

 

او حی و حیاتا تک ایشاران اولدوز اولدو

او اولدوز اولدی گونلرین شاهی جهاندا

 

اونون سوزونونئ آنیبلار اولدیلار ایمانلی

شیطان مایوس اولدی او مبعوث اولاندا

 

آند اولسون او دریایاکئ دونیادا تکدی

اونون سٶزو اقیانوس لر دندی سانیاندا

 

او گونشلی گلیب موژده وئرسین باهارا

 اونون دعوتئ رایحه ایمان اولدی جهاندا

 

او نازلی نیگار مکتبه گئتدمیوب و لیک

بیر غمزه یه اوستاد اولوب یوز جهاندا

 

اوننـان دئمک شرمنده ائدر آدمی نی

توان سیز اولر "سالار"، اونان یازاندا

۲۸/۰۳/۱۳۹۱

 

سلام بر مبعث!

 

سلام بر مبعث، عید بزرگ مبعث رسول اکرم(ص) .

سلام بر مبعث، عید بزرگ نجات ازحیرت و سرگردانی، عید ختم ناامیدی، عید تمایز عدل و ظلم، عید بیداری و تعهّد، عید هدایت!

سلام بر مبعث، بهاری ترین فصل گیتی!

سلام بر مبعث، فصل شکفتن گل سرسبد بوستان رسالت!

سلام بر مبعث؛ نوید تزکیه انسان های شایسته از زشتی ها.

سلام بر مبعث؛ روزی که گل های ایمان در گلستان جان انسان شکوفا شد!

سلام بر مبعث، نوید وحدت حق طلبان جهان از خاستگاه وحی!

سلام بر مبعث، پیام خیزش انسان، از خاک تا افلاک!

سلام بر مبعث، انفجار نور و ظهور همه ارزش ها در صحنه حیات بشر!

سلام بر مبعث، جشن بزرگ ستم دیدگان و بی یاوران!

سلام بر مبعث، جاری کننده چشمه ایمان و عدالت در کویر خشک زمین!

سلام بر مبعث، پایه گذار حکومت صالحان در عرصه خاک!

سلام بر مبعث، .....

دو تصویر از شمشیر های حضرت علی(ع)


ترکهای ترکیه پس از فتح کشورهای عربی، خود را نماینده مسلمانان و شرق می دانستند و آنجه ازخانواده حضرت محمد(ص) و خاندان او باقی مانده بود و در بین اعراب مقدس شمرده می شد را به استانبول منتقل نمودند. در موزه توپ قاپی سرایی استانبول سه شمشیر حضرت علی(ع) وجود دارد و شمشیر ها در بخش"قوتسال امانتلر (امانت های مقدس) موزه حفظ و نگهداری می شود.




نویسنده : شیروانلی

دکترشریعتی و زبان مادری

 

« وقتي يك روشنفكر با « خويشتن» مي‌گسلد و اين خويشتن عبارت از تاريخ و فرهنگ و سنت و زبان و ادب و محتواي معنوي وجودي ملت يعني مليت وي است و ناچار، خلاء وجودي خود را با محتواي فرهنگي ديگري پر مي‌كند، انساني بيگانه با خويش مي‌شود و اين « غير» همچون «جن» درماهيت و شخصيت ملي او رسوخ و حلول مي‌نمايد و آنگاه او عوضي حرف مي‌زند و عوضي نظريه مي‌دهد و راه را هم عوضي انتخاب مي‌كند و عوضي عمل مي‌كند. چون به تعبير عاميانه، اما پرمعني، او به راستي يك « آدم عوضي است».

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

توضیح:شعرزیر منتصب به شریعتی است . طبق نظر خصوصی خواننده محترمی اینطور که شنیده ام این شعر از موسوی اهری است. به این دلیل که پشت جلد اولین کتاب های دکتر شریعتی چاپ شد، همه فکر می کنند از شریعتی است. در کتاب های زیادی این شعر به نام موسوی اهری چاپ شده. از جمله در کتاب “شعر نو از نیما تا امروز”.

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی بسیارمشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و هوشیار و بازیگوش

که او یکریز و پی در پی

دم گرم خوشش را بر گلویم سخت بفشارد

دائم بشکند با ان سکوت لحظه هایم را...

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکنددرمن

سکوت مرگبارم را..

برخی اصطلاحات و واژه های خاص ترکی

 برخی ازاصطلاحات و واژه های خاص زبان ترکی

 زبان ترکی آذربایجانی و خراسانی مانند سایر زبان‌های ترکی از نظرِ ساختاری زبانی التصاقی است. منظور از زبان التصاقی یا پس‌وندی این است که بن فعل در ابتدای واژه قرار می‌گیرد و با افزودن پسوندها حالت‌های فعل تغییر می‌کند. مثال: گل (بیا) گل‌دی (آمد)، گل‌دی‌لر (آمدند).
در زبان ترکی امکان ساختن فعل و مصدر از اسم و صفت وجود دارد. مثال: قولاق/گولاق (گوش)(قولاخ درترکی آذربایجانی)، قولاق‌لاماق (گرفتن از گوشِ کسی برای تنبیه)؛ ال (دست)، ال‌له‌مک (ورز دادن)؛ سو (آب)، سولاماق (آب پاشیدن)؛ گؤزل (زیبا [صفت])، گؤزل‌لمه‌ک (به‌زیبایی ستودن)، یئیین (تند [صفت]) یئیین‌لمک (شتاب گرفتن)؛ گؤز (چشم)، گؤزلوک (عینک)، گؤزلوک‌چو (عینک‌ساز یا عینک‌فروش)، گؤزلوک‌چولوک (عینک‌سازی یا عینک‌فروشی). این ویژگی زبان‌شناختی، امکان گسترده‌ای برای افادهٔ روی‌دادها و افعال پدید می‌آورد تاآنجا که برخی از محققین شمار فعل را در زبان‌های ترکی و ازجمله آذربایجانی غیرقابل شمارش دانسته‌اند.

ادامه نوشته

قوشما قوروش دانیشیق خاطره سی

قوشما قوروش دانیشماغینگ خاطره سی

دانیشگاه (یونیورسیته) ده اؤیرنجی اولدوغوم زامان دا " دانیشگاه ایکی ایل تعطیل اولدی. من ده بو چاغدا آموزش و پرورش اداره سیندا موقت معلم اولدوم. اورتا ایله ایلک مکتب ده اوخویان، ایکی چاغالارین تحصیل پروبلئم لری" مؤضوسوندا، بیر آراشدیرما ایشی آپاریردیم و اٶره گتردیم.

منیم ایشله دیییم مکتب (مدرسه) ده ، بجنوردینگ " گریوان" قالا سینده اولان بیر قیز ایله اوغلان مدرسه سی ایدی(راهنمایی مختلط). بوتون اشتراک ائدن چاغالارین، اتفاقی اولاراق سئچیلیردیلر و اونلاردان سوروشولان سورولار، ایشین ایجابینا گؤره، فارسجا اولمالی ایدی.

اوچونجو صینیفدان بیر قیز چاغانین آدینی سسله یرکن، الینی قالدیریب، سئوینج ایله یانیما گلدی. چاغانین بوتون حرکت لرینی، گؤز آلتینا آلمالی ایدی. گؤردوم، دایانمادان گؤزونو قیرپیر. نه مئه چون نی سوروشدوقدا، بئله جواب وئردی :

" آغا موعللیم! وقتی که گئچیک ائدیم، مامانم یئر آلمه می برید، رفتم پیشش، بیردن پئچاق گئتدی تو چشمم، چشمم اینجوری شد."!!!

در فرهنگ جوانان ما ....

در فرهنگ جوانان ما، نمی دانم، بی خبر هستم و اطلاع ندارم وجود ندارد


آیا حتی یک نوجوان و یا جوان ایرانی سراغ دارید که در رابطه با بیماری ایدز، اتم، بمب اتم، درمان ایدز، سیاست، کشاورزی، سفینه و فضانوردی و ... متخصص صاحب نظر نباشد؟

"آیا خبر دارید که در زمان شاه جنگنده های ایران رفتند و پرچم ایران را بر بام کاخ صدام برافراشتند و پیروز مندانه به تهران باز گشتند؟"

خیر جوان عزیز و برای شوخی زنگ می زنم به یک افسر ارتش و می پرسم، این جریان بر افراشتن پرچم ایران توسط جنگنده های ایران بر بام صدام در زمان شاه چه بوده است؟

افسر ارتش: تو هم گاهی حرف هایی می زنی ها!؟

ادامه نوشته

دلایل فرار از مدرسه کودکان

کودکان دنیای پر رمز و رازی دارند و به همین خاطر است که محققان علوم رفتاری بیکار ننشسته‌اند . آنها به دنبال ریشه های رفتارهای نابهنجار کودکان و راههای برخورد درست با آن می گردند. مشکلات رفتاری کودکان در سنین مدرسه که گاهی نتیجه اجتناب ناپذیر عدم تدریس بزبان مادری، فقر، جهل، نابسامانی‌های خانوادگی و کاستی های فرهنگی است، بی تردید مانع رشد و بالندگی آنان است و به همین دلیل پیشگیری و درمان این مشکلات بی اندازه اهمیت دارد. این مقاله به برخی مشکلات رفتاری شایع کودکان و راههای مقابله با آن توجه دارد:

ادامه نوشته

شطرنج

اين پياده مي‌شود، آن وزير مي‌شود

صفحه چيده مي‌شود دار و گير مي‌شود

اين يكي فداي شاه‌، آن يكي فداي رخ‌

در پيادگان چه زود مرگ و مير مي‌شود

فيل كج‌روي نمود، اين سرشت فيلهاست‌

كج‌روي در اين مقام دلپذير مي‌شود

اسپ خيز مي‌زند جست و خيز كار اوست‌

جست و خيز اگر نكرد، دستگير مي‌شود

آن پياده ضعيف راست راست مي‌رود

كج اگر كه مي‌خورَد، ناگزير مي‌شود

هركه ناگزير شد، نان كج بر او حلال‌

اين پياده قانع است‌، زود سير مي‌شود

آن وزير مي‌كُشد، آن وزير مي‌خورد

خورد و برد او چه زود چشمگير مي‌شود

ناگهان كنار شاه خانه‌بند مي‌شود

زير پاي فيل پهن‌، چون خمير مي‌شود

آن پياده ضعيف عاقبت رسيده است‌

هرچه خواست مي‌شود، گرچه دير مي‌شود

اين پياده‌، آن وزير... ـ انتهاي بازي است ـ

اين وزير مي‌شود، آن به‌زير مي‌شود.

شاعر :محمد کاظم کاظمی

پرچم سه رنگ ایران

درپست قبل  پرچم های غزنویان تا افشاریان  نشان داده شدند. در سال 355 خورشیدی 976 میلادی که غزنویان، با شکست دادن سامانیان، زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوی برای نخستین بار دستور داد نقش یک ماه را بر روی پرچم خود زردوزی کنند. سپس در سال 410 خورشیدی ( 1031 میلادی ) سلطان مسعود غزنوی، دستور داد نقش و نگار یک شیر جایگزین ماه شود .

ادامه نوشته

پرچم ها: از غزنویان تا افشاریان

پرچم ها: از غزنویان تا افشاریان

بیگانه با تحقیق و بی خبر از دیروز، یکی پرچم دوران شاه اسماعیل را می کند، پرچم افشارها و از این سایت به آن سایت و از این وبلاگ به آن وبلاگ. دیگری پرچم غزنویان را پرچم خوارزمشاهیان نشان می دهد و بازازاین سایت به آن سایت و از این وبلاگ به آن وبلاگ و کپی راحت و پاکیزه و بدون درد سر و بیگانه با تحقیق و بی خبر از دیروز ...




پرچم غزنویان

پرچم سلجوقیان



پرچم خوارزمشاهیان

پرچم تیموریان


پرچم دوران شاه اسماعیل صفوی

پرچم افشاریان

نویسنده:شیروانلی

قصه کوتاه

۱-دو درویش

دو درویش که مراحلی از سیر و سلوک را گذرانده بودند و ازجایی به جای دیگر سفر می کردند، سر راه خود دختری را دیدند در کنار رودخانه ایستاده بود و تردید داشت از آن بگذرد. وقتی آن دو نزدیک رودخانه رسیدند دخترک از آن ها تقاضای کمک کرد. یکی از آنها بی درنگ دخترک رابرداشت و از رودخانه گذراند.
دخترک رفت و آن دو به راه خود ادامه دادند و مسافتی طولانی را پیمودند تا به مقصد رسیدند. در همین هنگام درویش دوم که ساعت ها سکوت کرده بود خطاب به همراه خود گفت:
«دوست عزیز! ما نباید به جنس لطیف نزدیک شویم. تماس با جنس لطیف برخلاف عقاید و مقررات مکتب ماست. در صورتی که تو دخترک را بغل کردی و از رودخانه عبور دادی.» درویش با خونسردی و با حالتی بی تفاوت جواب داد:
« من دخترک را همان جا رها کردم ولی تو هنوز به آن چسبیده ای و رهایش نمی کنی.».

ادامه نوشته

گولک

بو دؤرد جمله‌نی حوا اؤز ارینه دئیه بیلمس دی:

1-  سنی آدام ائله‌رم!.

2-  خالقین اریندن اؤرگن!.

3- من سندن قاباق 100 دنه ائلچی واریمیدی!.

4-  گئده‌رم آنامین ائوینه!.

ادامه نوشته

نمونه کلمات ترکی در انگلیسی (2)

اشاره : زبان ترکی، تنها زبانیست که کمترین ورودی کلمات بیگانه را به خود اختصاص داده است، تنها ۲ درصد زبان ترکی کلمات بیگانه هستند. این ۲ درصد از زبانهای انگلیسی، فرانسه و آلمانی وارد شده اند…

بر عکس این موضوع نیز صادق است. البته با تفاوت کمیتی چشمگیری. به غیر از این سه زبان، زبان ترکی در زبان های دیگر نیز رسوخ کرده است که ملموس ترین آن فارسی و انگلیسی ست. به عبارتی در حدود ۹ درصد آلمانی و فرانسه،۳۰ درصد ایتالیایی و ۲۰ درصد انگلیسی، ترکی ست. واضح تر اگر زبان ترکی را نادیده بگیریم، ۲۰ درصد انگلیسی، ۹ درصد آلمانی و ۳۰ درصد ایتالیایی حذف خواهد شد.

نوع اثبات دراین موارد، مقایسه قدمت کتیبه ها و آثار مکتوب دو زبان است، در صورتی که نتیجه نداد، اصل واژه را از ریشه آن می توان پیدا کرد. به عبارتی ریشه واژه در هر زبانی باشد، آن واژه متعلق به همان زبان است. بدیهی بودن این ادعا زمانی مشخص تر می شود که در مقایسه ریشه های زبانهای بزرگ نتایج زیر حاصل شده اند:

ادامه نوشته

"من عاشق دوتار هستم"

خدا رحمتی(مرحوم حاج قربان سلیمانی) در مصاحبه می گفت : " دوستانم همه رفتن زیرخاک و آنچه مرا نگه داشته، دوتار است و من عاشق دوتار هستم.

 "آشیقا لازیم دئیل میل تمنای بهشت // یوردومون تورپاغی مینگ روضه - یی رضوانا دئییر"

و ترجمه می کند، :

"کسی که عاشق است بهشت را چکار می کند و خاکی که بر رویم خواهند ریخت از هزار بهشت برایم بهتر است ."


روحو شاد اولسون

یازان :شیروانلی

ناله‌ی تار، نی و تهدید دهل
چیزکی ماند بدان ناقور کل
پس حکیمان گفته‌اند این لحن‌ها
از دوار چرخ نیلگون بگرفته ایم ما
بانگ گردش‌ چرخ است اینکه خلق
می‌سرایندش به تارتنبور و به حلق
ما همه اجزای جان آدم بوده‌ایم
ازبهشت این لحن‌ها بشنوده‌ایم

۲۴/۰۳/۹۱

ائتمولوژی آذربایجان

 آذربایجان = آذ (آس) + ار + بای+ جان (گان یا قان یا غان):
آس قومی یؤیووک تورکین بیر تباریندان دیر (تبار = تاپار (پیدایش)) آسیا کلمه سی ده بو بؤیووک تبارین آدین دان آلینیب دیر
ار = شخص معناسینده دیر نجه کی آوار قومی سوار قومی ........
بای = بی = حاکم معناسینده کی هامیلار اؤنی بینیی لر (پسندیده اند = انتخاب کرده اند)
جان = همان قان آردیمی دیر کی یر معناسین بیر زادا ایفاده ائدر ( پسوند مکان ساز).

آذ = آس /آس میلتی کی خزر دنیزیینین قیراغیندا یاشاییر لار/
َر = ار / شخص یادا نفر یادا اینسان معناسین ایفاده اودیر/
بای= بیگ بَی / بیر شخص کی مورد پسند قرار تاپیب دیر / ائل بویوگی/
جان = گان -قان / مکان گوستَرَن / بوردا آس میلتین یوردون ایفاده ائدیر/

خزر/کَزَز/ کازار/ کاسار/ کاس پیین/ پیین پسوند روسی مکان کاس میلتینه دور/
کاس= ک + آس/ کاساربایگان/ ک - اساربیگان / اساربایگان/ س حرفی کی بوردا یازیلیر نقطه لی ث حرفی دور کی ایندی ده تورکمن ائلینده بیز سو اونلار ثو (آب) تلفظ ائدیرلر/ بوردان دور کی ث حرفی ذ حرفینه چوریلیر - تبدیل اولور/

نظره گلیر کی آس یا آث یا آز همان کاس یا کاث کلمه سینده آلینیر
نیا  چونکی بو میللت خزر یا کاثار دنیزینین قیراغیندا یاشاییش ائدیرلر


یازان : خان اوقلو 

خنجر نادر شاه

خنجر نادر شاه از هند و فرانسه سر در آورد و سرانجام به موزه استانبول باز گشت
تصویر خنجری را که می بینید، با دسته آراسته به الماس و زمرد و یکی از گرانترین عتیقه های و آنتیک های جهان می باشد. خنجر از طرف سلطان عثمانی (سلطان محمود اول) به نادر شاه افشار هدیه داده شده بود. خنجر نادر شاه در هندوستان توسط یک فرانسوی (پیگو) خریداری می شود، اما فرانسوی بدون اینکه متوجه الماس دسته خنجر شود، آن را در فرانسه به علی پاشا می فروشد و پس از مرگ علی پاشا خنجر جزو خزاین سلطان های ترکیه عثمانی می شود و اکنون خنجر در موزه توپ قاپی سرایی استانبول نگهداری می شود.

نویسنده:شیروانلی

باز خوانی کلمات ترکی رو به فراموشی (3)

دیدم یک ازدنیا بی خبر و شاه پرست نوشته است: "در هیچ کدام از زبان های ترکی واژه ای معادل واژه های روستا، شهر، استان (واژه های نشان دهنده واحد سرزمینی دارای مردم یکجانشین و با مرزهایی تقریباٌ مشخص و فرمانروایی واحد) وجود ندارد ..." در یوهانسبورگ آفریقای جنوبی و مصر استخوان های آن سرباز بی سواد و پسرش که توسط بیگانگان شاه و شاهنشاه و از نژاد برتر و عالی شده بودن پوسید و برخی هنوز نیز درقبرستان ها می گردند و با استخوان های پوسیده خود را سرگرم می کنند! بگذریم......

اوبا Oba: آبادی، روستای کوچک

که له ته Kələtə: جا و محل ییلاق در روستاها

ادامه نوشته

پـَـَـ نــه پـَـَــ (تصويري)

ادامه نوشته

تورکجه یئر (ترانه ترکی)

تورکجه یئر (ترانه ترکی)

یئر اؤزبکیستان تورکچه سینده دی و یئرین نئیچه سؤزو خوراسان تورکچه سینه اویغون اولوب (ترانه به زبان ترکی ازبکی است و جند کلمه ترانه درخور ترکی خراسان شده است.)

شو بی وفا سنم

یار- یار دئسم، یار گئتدی، گویلومو مندن بهار گئتدی

یاریمین اویناشی باردی، یاندیغیم بوش گئتدی

الم، الم، الم او (O)، یارین قاشی قلم او (O)

گویلومو قارت ائتدی، شو بی وفا سنم او (O)

سنه آهیم یئتمز می؟ سن سیز گونوم کئچمز می؟

دیزینه بیرباش قویسم ائی، جانیم چیخیب گئتمز می؟

الم، الم، الم او (O)، یارین قاشی قلم او (O)

گویلومو قارت ائتدی، شو بی وفا سنم او (O)

اگر سنی گؤرمه سم، سیغمیرم من بو دونیایا

الم، الم، الم او (O)، یارین قاشی قلم او (O)

گویلومو قارت ائتدی ، شو بی وفا سنم او (O)

الم، الم، الم او (O)، یارین قاشی قلم او (O)

شو بی وفا سنم او (O)، شو بی وفا سنم او (O).

یازان:شیروانلی

خاطره لر(تندیر خاطره سی)

قالامیزدا آنامین تندیرنینگ خاطره سئ

من قالامیزدا (گریوان دا بجنوردینگ آراسین دا)، گؤزآچدیم دونیایا، دیل آچدیم دانیشماغا و دانیشدیم وآنامین لای - لای لارین دان آوا و نوا اؤیره ندیم و نغمه لراوخودوم. گٶنلرین بیر گٶنونده، تندیریمیزین تؤكولوب داغیلان چاغیندا، آنام دئدی: آی منیم نازلی بالام، بیزیم تندیریمیز آرتیق داها تؤكولوبدئ و تماما داغیلیب دیئ، گه ل گئد ه ی(ك) تندیراوچون تورپاق گتیره ی (ك) و یئنیندن بیر تندیر قایارتای. دئدیم: آنا جان تندیر تورپاغی نه جئردئ ؟ آنام دئدی: بالام جان بو بیرقیرمیزی تورپاق دی کئ اوندان یاخشی پالچیغی اولار. اونن و گؤزل تندیرقوی لار. بزیم قالادا بو تورپاغا، تندیرتورپاغئ دئییرلان. آنجاق بیز یولا دوشدی، گریوانینگ قبله تاییندا بیرتپه بارییدی، بیز تپه یه دوغرو یولاندی و اورا یئتیشدی. تپه نین چوخلو یئرلری قازیق- قازیق ایدودیلان. من آنام دان سوروشدوم:

 آناجان بو تپه نمه چون بؤجورقازیلیب دی، آنام سؤی لدی: اوغول بالام، بو تپه نین تورپاغی، چوخ یاخشی قیرمیزی تورپاق اولدوغواوچون قالانین هامیسی خلقی، بوردان تورپاق آپاریرلان. آنام لا بیرلیكده تورپاغی قازدی.  بیرائششكینگ خورجین نی دولدوردو و اونا یوكله دی منئ اونون اوستنه میندیردی. بیزائوه قاییدی. ائوده باشلادی پالچیق توتماغا و پالچیغی بول له دی آیاق لاماغا، بیرگوندان سونرا، پالچیق یئتیشندن سونرا، آنام باشلادی تندیری قویماغا و اونو دوزلتماغا، آنجاق تندیردوزلدی و اونون اوز یئرینده قویاندن سونرا، دوره سیندا داش قویدی تا بیتدی. آنام تندیرده اود یاندیردی اونون پالچیغینی بیشیریب و ساخسی(سفال) دا بركیتدی. بیرگوندان سونرا دا خمیردوزلدیب چورك یاپدی، آنام تندیریمیزده اون ایکی سانی (نوع) چؤره ی (ك) یاپاردی:1-ساج لاواشی(یوخه) 2- تندیرلاواشی و اون سانی آیرئ قالین چؤره ك : 1- یالین قالین (خمیریله اولونموش قالین چؤره ك)، 2- یاغلی فتیر (ساری یاغ ایله دوزلمیش خمیردن اولونان قالین چؤره ك)، 3- سوت فتیری (سوت ایله اولونموش خمیردن اولونان قالین چؤره ك) 4- قاتیق فتیری (یالین خمیرین اوزونه قاتیق یاخیب اونو قالین یاپاردی و بو فتیر هامی سیندان آرتیق قیزا راردی)، 5- قاتلاما فتیر ئ 6- مسکه لئ فتیرئ 7- قاق فتیرئ 8- کوماچ فتیرئ 9- چریش لی فتیرئ 10- ته ته (tƏ tƏ)  (بو قالین چؤره یی ده اؤزل لیكله یازچاغیندا داغ تره سینین واختین دا یاپاردی. آنام گئدیب داغ دان یئملی اوتلار دان او جمله دن: یاغلیجا، قاز آیاغی، سیغیر دیلی، چئریش و باشقا دادلی – یئملی اوتلاردان دریب، گتیریبدی و خمیرین ایچینه ایله جوزغاله نن قویوب و بیرقالین و کاتا(بؤیوك) چؤرك یاپاردی بو قالین چؤرك هامی سین دان دادلی اولاردی. بو چؤره ی(ك)لرجون، قالامیزینگ سو دییرمانین دا بوقدئ اون ائدیب دیلن. بو اونلار كپكلی(سبوس دار)اولاردیلار. یاناجاق لاری آغاج و قورو تزك (حئیوان لارین فضولاتی) لرنن تندیردا اودائدیب دیلن. آنامین تندیرینده چوخ لو شیرین آنلاریم اولوبددی، یازایله یای دا ایچئ باغر کابابی، ات كابابی، یئرآلما كابابی بیشیررردی، پاییزایله قیش دا ایسه چؤرك یاپاندان سونرا هامی میز بیرلیكده آیاقلاریمیزی تندیره ساللاییب، آنام ایسه بیزه ناغیل دئیردی. كاش او گون لر بیر ده قاییت سایدی! ...كاش! رحمت لئ آنامینگ یادئ خیراواسین. 

خوراسانینگ تورک آد لاری

ابن خلدون دئیبدی آدلار تورکلر اوچون

سند ایله مدرک دی چاغان لار اوچون

های تورک لر، دردیم آدی غم اولموش

خوراسانینگ تورک آدلاری چئو اولموش

نازلی "آنا" لارینگ آدی اولموشدو مامان  

حدّن گچیب دی چوخ اولموشدو فاغان

"اولدوز"لارینگ آدلارئ اولموش "ستاره"

چالان یوخدو گوتیرسین بو سسئ تارهِ

چالاچالا دِیسین های جوانلار ییغیلینگ

تورک دیلیمیزشیرین دی قدرینئ بیلینگ

ماه" آی"، مامان" آنا"، بابا هنیز"آتا" دی

آتیش "اود" دی، اُوجاق داشئ صفا دی

نَه جور "یاغیش" خوراساندا اوُلار "باران" 

نَه جور خوراسان ائللر"چولئ"اولار"بیابان"

"مئییم" کئ تورکچه "درخت مو"دئییردیلر

اونو، یواش یواش درختچه"انگور" ائتدیلر

آلاداغلارین اوزانتی نئ "بینالود" ائییدلر

مشهد"کؤپه"داغلاری"هزارمسجد"ائییدلر

بجنورد دون"یامان داغی" نی "کوه یمن "

"قورقود داغی" نی " کورخود"داغ ائتدیلر

"ساری گؤل" اسفراین آغ داغا گول اولار

یواش یواش پهلوی دیله "ساریگان"ائتدیلر

شیروان دا  کئ  چٶلو " قاراول داغی"

یواش یواش اونا " شیرکوه" داغ ائتدیلر

دره گزده کئ "یاریم تپه" نی چئوردیلان

یواش یواش اونو  "بندیان" تپه  ائتدیلر

تورک آد چئونر، لیک، اوُره گدن آیرولمس 

تورک دیل اٶلمس ، آیرئ دیللا چئومس

آد چئورمه "تومان" تکین یاددان گئتدمس

طبیعت رسمی ایتیرمس، تاتی بیتیرمس

میِ نابا، ساقی دی خوراسان تورک آدلار

اوُره گ لردَه جاویدی خوراسان تورک آدلار 

های یولداشلارگلینگ ائل له یاراولینگ

ائل ایتیِرمسه،کٶمک حال"سالار" اولینگ.

 ۲۱/۰۳/۹۱

گئتدی او دلبر

گئتدی او دلبر، بسی درد و بلا قالدی منه،

نی بلا، بل کیم، یوکوش جور و جفا قالدی منه

مونجا گلدیم من گدایه هئچ عنایت قیلمادون،

ائشیگونده قالدوغیم دست دعا قالدی منه

مژده گلدی دلستانومدن کی، قتل اولدی رقیب،

شکر کیم، بیگانه گئتدی، آشنا قالدی منه

آنجه کوکب کیمی، یاش تؤکدی، غموندن گؤز‌لریم،

یئر ایله، گؤگ ایله، کیواندا باخا قالدی منه

ای "خطایی"! زولفو تک آریندی یوز‌دن زنگبار،

دلبر چین و ختن، خوب "ختا" قالدی منه

شاعر:شاه اسماعیل صفوی(خطایی)